۱۳۹۶ دی ۶, چهارشنبه

رئیس پلیس تهران: بدحجاب‌ها دیگر بازداشت نمی‌شوند


فرمانده پلیس تهران بزرگ گفته است که نیروی انتظامی دیگر کسانی را که "شئونات اسلامی را رعایت نمی‌کنند" بازداشت نمی‌کند و برایشان پرونده تشکیل نمی‌دهد. سرتیپ حسین رحیمی گفت که پلیس در چارچوب "اقدامات و نگاه‌های جدید خود" در جرایم غیر امنیتی از جمله در ارتباط با کسانی که به گفته او شئونات اسلامی را رعایت نمی‌کنند، رویکرد آموزشی و ایجابی در پیش می‌گیرد. آقای رحیمی گفت که تا کنون حدود هشت هزار نفر در بیش از ۱۲۰ جلسه آموزشی پلیس شرکت کرده‌اند. اصطلاح رعایت شئونات اسلامی در ایران عموما در ارتباط با حجاب و نحوه پوشش زنان به کار می‌رود. از سال‌ها پیش با اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی یا گشت ارشاد برخورد با "بدحجابی" شدت گرفت. در بسیاری از موارد، کسانی که از نظر مأموران نیروی انتظامی "پوشش نامناسب" دارند برای دادن تعهد یا تشکیل پرونده به بازداشتگاه فرستاده می‌شوند. رئیس پلیس تهران گفته است که در حال حاضر پلیس علاوه بر تلاش برای ارتقای امنیت، به دنبال انجام اقدامات اجتماعی برای "اصلاح رفتار شهروندان و کاهش تخلفات و جرائم" است. دستور دادستان تهران برای برخورد با رانندگان بدون روسری انتقاد استانداری تهران از ناهماهنگی در اجرای گشت ارشاد نامحسوس آقای رحیمی که از حدود پنج ماه پیش فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ را بر عهده گرفته، در سخنان امروز خود تاکید زیادی روی تغییر نگاه و رویکرد پلیس از برخورد به آموزش داشته است. او گفت در ۹ ماه گذشته بیش از ۲۸۰ هزار نفر از میان اعضای خانواده‌ها، دانش آموزان، کارکنان دولت، اصناف و کسبه از این آموزش‌ها استفاده کرده‌اند. سرتیپ رحیمی همچنین گفت که معاونت اجتماعی پلیس "ساز و کار اجتماعی شدن و زمینه ارتباط بیشتر با مردم را فراهم می‌کند". هفته گذشته هم بعد از اعلام خبر راه‌اندازی گشت ویژه سپاه تهران که باعث نگرانی‌هایی درباره افزایش سخت‌گیری‌های اجتماعی شده بود، رئیس سازمان بسیج تأکید کرد که این گشت وارد "حریم خصوصی" افراد نخواهد شد و تنها تأمین امنیت را بر عهده خواهد داشت. پیش از آن هم رئیس پلیس راهوار نیروی انتظامی گزارش‌های مربوط به "جریمه و ثبت تصویر رانندگان بدحجاب" از سوی دوربین‌های جاده‌ای را رد کرده بود.پاسخ : خبرعجیبی است که چطورشده آخوندازفضولی دست برداشته است .

۱۳۹۶ آبان ۹, سه‌شنبه

خواندنش حوصله می خواهد اما باید خواندسردار"حسین نجات"یک تنه به مصاحبه رفت!


سردار حسین نجات بعد از حکم امام(ره) مبنی بر عدم حضور نیروهای نظامی در احزاب سیاسی، از فعالیتهای سیاسی کناره گرفت و در سپاه پاسداران در مسئولیتهای مختلف خدمت کرد و اکنون جانشین سازمان اطلاعات سپاه پاسداران است. خبرگزاری امنیتی "تسنیم" با او مصاحبه ای درباره سابقه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کرده است. در واقع علیه آن بخش از سازمان که به سپاه نرفت و فعالیت سیاسی را برگزید و در کودتای 88 اکثر آنها که در دولت میرحسین موسوی و محمد خاتمی مسئولیت داشتند به جرم حمایت از موسوی و مخالفت با کودتا بازداشت و زندانی شدند. برای نسل امروز دشوار است حوصله کردن و حرف های سردار نجات را خواندن و یا شنیدن و مرور واقعیات آنچه در سالهای رهبری آیت الله خمینی گذشت به حقیقت دست یابد و یا اساسا در انبوه مشکلات کنونی جامعه حوصله بازگشت به آن سالها را داشته باشد. این در حالی است که آگاهی از واقعیات آن دوران راهگشای بسیار جدی برای درک بحران کنونی حکومت و حوادث است. بخش عمده ای از بحران کنونی جامعه در تمام زمینه های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی باز می گردد به جدال بر سر دو مشی و سیاستی که سردار نجات با ستایش تام و تمام از آیت الله راستی کاشانی به آن اشاره می کند. آیت الهی که با بخش های اقتصادی و مهم قانون اساسی مخالف بود. آن مخالفت به کرسی اجرائی - بویژه در دوران رهبری آقای خامنه ای- رسید و شد فاجعه ای که اکنون شاهدش هستیم. نجات شد جانشین اطلاعات سپاه و محمد باقر ذوالقدر که از او در همین مصاحبه تجلیل می کند شد قائم مقام فرمانده سپاه و اکنون نماینده قدرتمند سپاه در قوه قضائیه. کسی که طراح روی کار آمدن احمدی نژاد در سال 84 شد و در انتخابات 96 نیز دار و دسته "جمنا" را سازماندهی کرد تا بلکه سید ابراهیم رئیسی را جانشین روحانی کند که شکست خورد. سردار نجات که از بنیانگذاران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در سال 58 بود و خیلی زود فعالیت سیاسی را کنار گذاشته و وارد سپاه شد در این مصاحبه میگوید: ما در سازمان یک شورای مرکزی داشتیم که متشکل از 15 نفر بود . آن 15 نفر شامل آقایان بهزاد نبوی، صادق نوروزی، آرمین، تاجزاده، فدایی، ذوالقدر، الویری، حسن واعظی، محمد رضوی و از یک مقطعی به بعد بنده نیز عضو شورای مرکزی بودم. از یک مقطعی آقای راستی احساس کردند که اعضای سازمان در موضعگیریها و بیانیههای سیاسی کمی تندروی دارند. خود ایشان برداشتش این بود که به دلیل فاصله گرفتن سازمان از مسائل دینی این اتفاق افتاده و تصمیم گرفتند که بیشتر وقت بگذارند و امور سازمان را زیر نظر بگیرند که این موضوع نیز باعث شد که در درستی یا نادرستی اقدامات و مواضع سازمان نظرات خود را بیان کنند که این روند کم کم با مقاومت تعدادی از اعضاء سازمان مواجه شد. ایشان در یکی دو جلسه از جلسات سازمان که از صبح تا بعد از ظهر برگزار میشد، حضور پیدا کرد و از اعضا خواستند که هر شخصی در 3 دقیقه نظرات خود را در جلسه بیان کند. پس از آن جلسه معلوم شد که در داخل سازمان و میان اعضا اختلاف نظرات جدی وجود دارد و اعضا انتقاداتی جدی نسبت به برخی رویهها و اقدامات سازمان ابراز کردند. ایشان پس از این جلسات رهنمودهای کلی را ارائه دادند که ما احساس میکردیم پس از آن تقریباً تنشها منتفی میشود ولی اختلافات ادامه پیدا کرد. اعضای چپ سازمان در حدود وظایف آقای راستی در سازمان تشکیک کردند و گفتند ایشان نماینده است و نماینده باید تنها نظارت کند و حق دخالت در امور سازمان را ندارد. آقای راستی ولی نظرش این بود که وظیفه من این است که اگر جایی دیدم انحرافی ایجاد شد، جلو آن را بگیرم و مثلاً چنین کاری را انجام بدهید و چنان کاری را انجام ندهید. این موضوع باعث شد، بهزاد نبوی در یکی از جلساتی که هیأت دولت خدمت امام میرسید روی نحوه حضور آیتالله راستی مطالبی خدمت امام ارائه کند. @pyknet.net, [31.10.17 07:46] [Forwarded from پیک نت - Pyknet] پس از آن، در جلسهای که آقای راستی با حضرت امام داشتند، به ایشان درباره دخالتهایی که در امور سازمان انجام میداد صحبت کرده و گفته بود که عدهای از این دخالتها ناراضی هستند و معتقدند نماینده امام باید نظارت کند نه دخالت. امام در جواب ایشان گفته بودند که اگر نظرات ناظر نافذ نباشد که نظارت معنی نمیدهد. ایشان همچنین در ادامه به آقای راستی فرمودند که شما همین رویه را ادامه بدهید و با قوت بیشتر نظارت کنید. پس از مدتی که اختلافات علنیتر شد، اعضای مخالف با حضور آقای راستی که 18 نفر بودند در دی 61 از سازمان استعفا دادند. امام هم سال 60 در پیامی فرمودند افرادی که عضو احزاب و سازمانهای سیاسی هستند نباید در عضویت نیروهای مسلح باشند و یکی از این دو را باید انتخاب کنند. بعضی از افراد مانند آقایان ذوالقدر، بروجردی، حمیدزاده، محسن رضایی و بنده که برخیهایمان از اعضای اصلی سازمان بودیم از سازمان استعفا دادیم. پس از این اتفاق آقای راستی از بین قدیمیهای باقیمانده 7 نفر را به عنوان اعضای شورای اجرایی جدید انتخاب کردند که عناصر مهم آنها آقایان بصیرزاده، فدایی، روح الامینی، علیعسگری، فیاض مجتهدی، اللهوردی به عنوان اعضای هیئت اجرایی انتخاب شدند. بعدها تعدادی از آنها مانند آقایان فدایی و صراف پور به جبهه رفته و قرارگاه صراط را راه انداختند که وظیفه حمل و نقل لجستیکی در بخشهای مهندسی بود. سال 65 نیز خود سازمان به این نتیجه رسید که جنگ اولویت دارد و آقای راستی خدمت امام رسیدند و گفتند که اعضا اعتقاد دارند که در این برهه جنگ اولویت دارد و خودشان استعفاء داده و درخواست انحلال سازمان را دادند که امام نیز با این درخواستها موافقت کردند. بهزاد نبوی جزو کسانی بود که مارکسیستها را نجس میدانست؛ حالا ممکن است شخص بهزاد یک رگههای از گرایش به گروههای مارکسیستی قبل از انقلاب داشته باشد ولی افرادی چون صادق نوروزی و پرویز قدیانی که در زندان بودند، اینگونه نبودند.محمد سلامتی یک شخصیت خاصی داشت و خود را مرجع علمی میدانست و اصلا اعتقادی به ولایت فقیه و تقلید کردن نداشت. حتی کتابی به نام پنج اصل نوشته بود و به طور کلی نه حوزه و نه بحث اجتهاد را قبول نداشت. شخصی مانند آرمین هیچگاه تفکراتش از شریعتی و جریان روشنفکری لیبرال فاصله نگرفت. البته عقیده خود را خیلی اصلاح کرد. مثلا خیلی از مبانی فکری و مطالعاتی شهید مطهری را پذیرفته بود ولی اعتقاد من درباره این گروه از اعضا این است که اینها نتوانستند از مبانی روشنفکری لیبرالی فاصله بگیرند. شما وقتی هفتهنامه "عصر ما" (ارگان سازمان منحله مجاهدین انقلاب) را از زمان تاسیس در سال 71 تا زمان بسته شدنش میخوانید به راحتی درک میکنید که محتوای اصلی آن مبانی لیبرال دموکراسی و عدم اعتقاد به ولایت فقیه و عدم اعتقاد به حکومت دینی است. دقیقا مشکلی که ما با حزب مشارکت داشتیم در همین مبانی بود. حزب مشارکت دقیقا مشابه با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مبانی ولایت فقیه را قبول نداشت. ما حرفمان با آنها این نیست که آقای راستی را قبول نداشتند که نداشتند؛ مشکل ما با آنها این است که اینها مبانی امام و حوزه را قبول نداشتند. @pyknet.net, [31.10.17 07:46] [Forwarded from پیک نت - Pyknet] این نکته را باید اشاره کرد که یکی از نقاط اختلاف، بر سر بند ج بود. آن زمان قانونی تصویب شد تحت عنوان تقسیم اراضی که در "بند ج" این قانون حاوی مباحثی بود که تصمیمگیری راجع به این مورد را امام برعهده آیتالله مشکینی و منتظری گذاشتند. در بند ج این قانون آمده بود که ستاد مربوطه میتوانستند از کسانی که بیش از یک مقدار مشخص زمین دارند، زمین اضافی را از او بگیرند و به کشاورزان برای کارهای کشاورزی بدهند. آیتالله گلپایگانی، آیتالله مرعشی و یکی دیگر از مراجع درباره این قانون موضع منفی گرفتند و به امام نامه نوشتند که به این بند ایراد دارند. آقای راستی ولی به امام میگفت که آقایان مراجع به اصل قانون ایراد دارند نه به نحوه اجرا چون با این موافق نیستند، بهتر است کل قانون اجرا نشود ولی مخالفان آقای راستی میگفتند که او با بند ج مشکل دارد که در مسیر اجرای این قانون سنگاندازی میکند که این موضوع واقعیت نداشت.امام چون موافق کل طرح بودند اینطور گفتند که بروید و این مراجع را راضی کنید و اگر راضی نشدند این بند را اجرا نکنید. ستاد واگذاری زمین معتقد بود که آقایان مراجع به نحوه اجرا ایراد دارند در صورتیکه امام فرمودند که آقایان به اصل بند ج، ایراد دارند. آقای راستی هم میگفت که آقایان مراجع به اصل قانون ایراد دارند نه به نحوه اجرا و چون با این موافق نیستند بهتر است "بند ج" اجرا نشود ولی مخالفان آقای راستی میگفتند که او با بند ج مشکل دارد که در مسیر اجرای این قانون سنگاندازی کند و این موضوع واقعیت نداشت. از طرفی این طیف از اعضای سازمان از همان اول با مالکیت خصوصی مخالف بودند و تحت جو مارکسیستی آن مقطع اینکه شخصی مثلا کارخانه شخصی داشته باشد، مخالف بودند. ولی آقای راستی نظرش این بود که اگر شخصی مالی را از راه حلال کسب کرده باشد بهتر است که آن مال دست او باشد. یک کارخانهدار میتواند 100 نفر را سر کار ببرد و روش مارکسیستها که نمیگذاشتند افرادی واحدهای تولیدی راهاندازی کنند باعث میشود که اشتغالی نیز ایجاد نشود. حالا همینهایی که آن روزها تحت تفکرات مارکسیستی با اموال و داراییهای خصوصی مخالف بودند در زمان آقای هاشمی طرفدار واگذاری کل اقتصاد به بخش خصوصی شدند که با این موضع نیز رهبری مخالف بودند که به شکل بی برنامه تمام واحدهای بزرگ را به بخش خصوصی واگذار شود. اختلاف اصلی ما با این آقایان(طیف چپ سازمان) این بود که میگفتیم شما مبانی شرعی و فقهی و روش اجتهاد را قبول ندارید. دوم اینکه امام را از بعد سیاسی قبول دارید و به مبانی ایشان پایبند نیستید. آقای راستی با جریان میرحسین موسوی از ابتدا مخالف بود. در زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی با برخی از تصمیمات او که منجر به تساهل فرهنگی میشد، مخالف بود. با دولت آقای خاتمی به خاطر اینکه اینها در مباحث فرهنگی مشی لیبرال دموکراسی را رواج میدادند، مخالف بودند. بنابراین معلوم میشود که ایشان صاحب بصیرتی است که این انحرافات را به خوبی درک میکرده و در برابر آنها موضعگیری میکرده است. - پس ادعایی که برخی از چپها ابراز میکنند که مرحوم آقای راستی با آنها در این اواخر همراه شده بودو از مواضع گذشته خود دست کشیده بود از کجا ناشی میشود؟ - این مسئله از زمانی بود که ایشان سکته کرد و یک طرف بدن او فلج شد و در تکلم ایشان نیز اثر گذاشت و مصادف شد با دولت آقای احمدینژاد. آیتالله راستی در انتخابات سال 84 (بخصوص در مرحله دوم) از آنجا که احمدینژاد را فردی ارزشی میدانست او را تایید میکرد و به او رای داد. پس از آن اتفاقاتی باعث شد که نظر آقای راستی نسبت به آقای احمدینژاد تغییر کند و در سال 88 به آقای محسن رضایی رای داد. آقای آرمین و بهزادنبوی نظرشان را راجع به خطوطی که امام گفتند، مشخص کنند. برای مثال نظرشان را راجع به 10 سرفصل صحبتهای امام از جمله بحث ولایت فقیه، نشریات و آزادی مطبوعات، تبعیت از رهبری، مسئله فلسطین، رابطه با آمریکا و... بگویند. شما که مدعی هستید ما روی ذهن آقای راستی رفتیم، بیایید نظرتان را با خط امام مقایسه کنید . وقتی از خط امام صحبت میکنند بخاطر فریب مخاطب است و گرنه اینها تبعیتی از خط امام نداشتند. - آقای آرمین حضورش در بازجویی از گروهک فرقان و بند 209 اوین را نیز منکر میشود؟ - اولا اینکه کسی که در بند 209 بوده افتخار است چراکه با گروهکیها و تروریستها برخورد کرده است. اگر کسی امروز آن را انکار میکند میخواهد بگوید من مخالف برخورد با منافقین بودم! البته ما خوشحال میشویم که امثال ایشان که کمکی به انقلاب نکردند، صف خود را از انقلابیون جدا کنند لیکن بر خلاف ادعای ایشان اتفاقا ایشان جزو بازجوهای بند 209 بودند حالا اگر پشیمان شدهاند مربوط به خودشان است. من و آقای ذوالقدر عضو کمیته ایدئولوژی سازمان مجاهدین انقلاب بودیم. به تلگرام پیک نت بپیوندید:

۱۳۹۶ مهر ۲۴, دوشنبه


سه نقطه, [15.10.17 09:54] ✅ سپاه، دموکراسی و ترامپ ✍🏻حمید رضا جلائی پور در ارزیابی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی من برخلاف «طرفداران دموکراسی کلنگی» فقط نقاط ضعفش رو نمی بینم و ویژگی های مثبت آنرا هم در خاورمیانه لغزنده می بینم. ۱- اول از ضعف شروع کنم. من حرفم این است که سپاه نباید در سیاست داخلی و خارجی، در اقتصاد و فرهنگ کشور دخالت کند تا سپاه به یکی از محورهای دولت موازی تبدیل شود. اگر سپاه این کارها را نکند ایران ما به مرحله «تحکیم» دموکراسی نزدیک می شود و دولت رسمی و موازی یکی می شود و هیچ نیرویی نمیتواند ایران را به خطر بیاندازد. ۲- اما نکات مثبت سپاه. در یک نگاه کلان سپاه از لحاظ ساختاری چند کارکرد اساسی برای ثبات (و دموکراسی) ایران دارد: یکم- ایران «امنیت» دارد و دموکراسی بدون امنیت، فقط به یک آرزو تبدیل می شود. و سپاه یکی از نهادهای در خدمت «امنیت ایران» است. دوم- سپاه یکی از نهاد های مهمی است که واقعیت ایجاد «تنها یک حاکمیت» را در ایران تامین کرده است. و از این لحاظ ما به مفهوم استیت state ( یا دولت) به معنای یک واقعیت مدرن نزدیک شده ایم- استیت از درون سازمان انحصاری قدرت امنیتی بیرون می آید. اینکه در ایران هر پیشنمازی در اداره کشور نمی تواند یک فرمان بدهد، خیلی مهم است. سوم- سپاه نیرو های با گرایش بنیادگرای دینی ایران را سازماندهی کرده و به زیر فرمان حاکمیت سیاسی آورده است- از این نظر از مصر خیلی جلوتریم. بنیاد گرایی دینی رها از حکومت، ثبات سیاسی و بعد دموکراسی را در جامعه به مخاطره می اندازد- مثل تجربه پاکستان و افغانستان. چهارم- سپاه از طریق سازمان بسیج بخشی از اقشار ضعیف را در روستا و مناطق شهری سازماندهی کرده است. این سازماندهی یک سازماندهی مدنی نیست ولی یک سازماندهی نیمه حکومتی - مدنی هست. ۳- در جوامع جدید مثل جامعه ایران افراد ناکام «زیاد تولید» می شود. در ایران مدرن اقلا ده میلیون فرد ناکام داریم. اگر سازمان امنیت کشور ( مثل سپاه) ضعیف بشود. این ناکامان دو قدرت دارند: یکی اینکه قدرت دارند فرایند دموکراسی ( مثلا دیگر انتخاباتی با شکوه مثل ۹۲ و ۹۴ و ۹۶ نداشته باشیم) را تخریب کنند. در هیچ جامعه ای در دنیا در شرایط ناامن دموکراسی پایدار نداشتیم. دیگر اینکه این ناکامان قدرت دارند تمامیت ارضی ایران را به مخاطره بیاندازند. ۴- ویژگی هایی که اشاره کردم حکایت گر مفهوم « دولت قوی» است. یعنی دولتی که «امنیت» و «حداقلی از معیشت مردم» را تامین می کند. بدون این دولت قوی ساختن دموکراسی افسانه است. به نظر من نقش سپاه در ربط با تقویت دولت قوی موثر و مستقیم است و به همین دلیل به صورت غیر مستقیم تقویت کننده دموکراسی است. ۵- به دلایل بالا معتقدم در شرایط لغزنده خاورمیانه این خطا است که سپاه را در نقطه ضعف هایش ارزیابی کنیم و نقاط قوت آنرا نادیده بگیریم. این روز ها راست افراطی آمریکا و اسرائیل به رهبری ترامپ اتفاقا نقاط قوت سپاه را مورد حمله قرار داده است.

۱۳۹۶ شهریور ۱۲, یکشنبه

محسنی اژهائی بازهم به مردم دروغ گفت . حصرهمچنان باقی میماند .


سعیدزینالی, [03.09.17 22:55] [Forwarded from سایت خبری-تحلیلی کلمه] 🔴 اژه‌ای باز هم به مردم دروغ گفت 🔺اژه‌ای باز هم به مردم دروغ گفت. سخنگوی قوه قضاییه امروز در نشست خبری خود هم درباره حصر و هم درباره علیرضا رجایی چون همیشه اخباری خلاف واقع داد. 🔺سخنگوی قوه قضاییه، خروج نیروی‌های امنیتی از خانه کروبی را نه به دلیل اعتصاب غذای کروبی که تصمیم از قبل گرفته شده‌ی قوه قضاییه خواند. اژه‌ای فراموش کرده که دو هفته‌ی پیش در همین نشست خبری خروج نیروهای امنیتی از خانه کروبی را تکذیب کرد و گفت چنین اتفاقی امکان پذیر نیست. 🔺به گزارش کلمه، از سوی دیگر اژه‌ای درباره بیماری علیرضا رجایی نیز اظهار نظر کرده است. او ادعا کرده که رجایی پس از آزادی از زندان دچار بیماری سرطان شده، اما بنا بر گفته‌ی مادر و برادر علیرضا رجایی چندبار بهداری زندان اوین درخواست انتقال این زندانی سیاسی را به بیمارستان داده بوده و اعلام کرده که نمی‌توانند او را معالجه کنند، اما ماموران قضایی و دستگاه امنیتی مانع از اعزام رجایی به بیمارستان شدند. آنچه که اژه‌ای در مورد شروع بیماری رجایی پس از آزادی از زندان می‌گوید مربوط به زمانی است که پس از معاینات متعدد پزشکان و انجام انواع آزمایش‌ها، متوجه شدند که او مدتی است دچار بیماری سرطان سینوس شده و به دلیل بی توجهی‌ها در زندان بیماری او پیشرفت کرده است. ✅ @kaleme سعیدزینالی, [03.09.17 22:55] [Forwarded from سایت خبری-تحلیلی کلمه] 🔴 اژه‌ای باز هم به مردم دروغ گفت 1⃣ رجایی دوسال است که مریض شده 🔺اژه‌ای در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه چشم علیرضا رجایی به دلیل سرطان تخلیه شده است و ادعا شده بهداری زندان کاری نکرده آیا این موضوع را تایید می‌کنید، اظهار کرد: از افرادی که نسبتی با انقلاب و مردم ندارند و فرار کردند و با اسرائیل آمریکا همکاری می‌کنند انتظاری نداریم. از بی بی سی و صدای آمریکا هم توقع نداریم. این آقا دوسال پیش پایان محکومیت‌اش بوده و از زندان آزاد شده است. اکنون ایشان سرطان گرفته مانند بسیاری دیگر از مردم. بسیاری سرطان می‌گیرند و ظرف مدت کوتاهی از پا درمی‌آیند. بسیاری سرطان می‌گیرند و از زمان تشخیص تا انتها مدت کمی را طی می‌کنند. 🔺او تاکید کرد: این فرد دوسال پیش آزاد شده‌ است. در زندان آثاری از بیماری نداشته و پرونده زندان او را دیدم. حتی برای سرماخوردگی به بهداری مراجعه کرده و برای مشکل دندان نیز پیش متخصص خارج زندان رفته است. بعد دوسال سرطان گرفته که ما هم ناراحت هستیم از اینکه یک فرد سرطان گرفته که هم رنج بکشد و هم چشمش را تخلیه کند. از این فضا سازی‌ها قصد حمایت از فرد را ندارند. این کارها فضا را برای فرد سخت می‌کند و موجب تشویش اذهان عمومی می‌شود. اگر می‌خواهند کمک کند، از جو سازی و دروغ پردازی پرهیز کنند. این بیماری مربوط به دوران حبس نیست و بعد دوران محکومیت سرطان گرفته است. ✅ @kaleme سعیدزینالی, [03.09.17 22:55] [Forwarded from سایت خبری-تحلیلی کلمه] 🔴 اژه‌ای باز هم به مردم دروغ گفت 2⃣ حصر همچنان باقی می‌ماند 🔺سخنگوی قوه‌قضاییه در پاسخ به سئوالی درباره آخرین وضعیت رفع حصر و اظهارات نوبخت مبنی بر تشکیل جلسه شورای عالی امنیت ملی در این خصوص و اینکه ماموران امنیتی از منزل این افراد خارج شدند و اینکه دادستان تهران گفته آمادگی محاکمه وجود دارد گفت:‌ ما موضوعات را باید از هم تفکیک کنیم. یک اتفاقی در سال ۸۸ افتاد که کار مجرمانه ای بود واز بیرون هم پشتیبانی می‌شد و البته عده ای هم چه بسا از ماهیت قضیه خبر نداشتند اما در نیمه دوم سال ۸۸ و مخصوصا در سال ۸۹، یک جریان کاملا براندازی که به صورت شفاف و روشن آمریکا و انگلیس پشت صحنه بودند فعال شد و حقیقتا اگر هوشیاری نیروی های امنیتی و انتظامی نبود، آن چیزی که آغاز شد، ادامه می‌یافت. یک جنگ نرم و انقلاب مخملی راه اندازی شد و ادامه یافت. 🔺اژه‌ای افزود: کار مجرمانه بود و قوه قضاییه وظیفه داشت محاکمه کند و یک تعدادی هم که به خیابان‌ها آمدند را محاکمه کرد. در ارتباط با سران این ماجرا، شورای عالی امنیت ملی تشکیل شد و مصوبه شماره ۵۴۴ در اسفند ماه سال ۱۳۸۹ تصویب و تصریح شد که وزارت اطلاعات زیر نظر قوه قضاییه موظف است این اقدامات را در مورد محصوران داشته باشد. مصوبه شورای عالی امنیت ملی قانونی و لازم الاجراست و هیچ کس حق مخالفت با آن را ندارد. 🔺معاون اول قوه‌قضاییه با بیان اینکه شنیده‌ام که در جلسه اخیر این موضوع جزو دستور جلسه شورا نبوده اما این موضوع در آنجا مطرح و باز قرار می شود، حصر همچنان باقی بماند. ✅ @kaleme سعیدزینالی, [03.09.17 22:55] [Forwarded from سایت خبری-تحلیلی کلمه] 🔴 اژه‌ای باز هم به مردم دروغ گفت 3⃣ در امر پزشکی کوتاهی نشده 🔺محسنی‌اژه‌ای یادآور شد: بحث دیگر این است که در طول این مدت برخی خانواده هایشان و خودشان در رابطه با برخی مسائل مثل رفت و آمدها و مسائل پزشکی درخواست هایی داشتند که به تمام آنها توجه داشتند. در امر پزشکی نه تنها کوتاهی نشده بلکه بنا به نظر پزشکان و نظر روسای بیمارستان‌هایی که آقای کروبی بستری شده بود، ما برای روسای قوا هم چنین سرویسی نداریم. دو الی سه سال پیش، حاج خانم کروبی تقاضا کرد که خانه جدیدی خریدیم و می خواهیم از این خانه منتقل شویم که بعد از بررسی ها موافقت شد. گهگاهی درخواست های دیگر داشتند که هر آنچه که در چارچوب این مصوبه بوده، انجام شده است. ✅ @kaleme سعیدزینالی, [03.09.17 22:55] [Forwarded from سایت خبری-تحلیلی کلمه] 🔴 اژه‌ای باز هم به مردم دروغ گفت 4⃣ دستور رییس قوه‌قضاییه برای گشایش در مراجعه بستگان درجه یک محصوران 🔺او خاطر نشان کرد: از حدود یکسال پیش ریاست قوه قضاییه دستوراتی دادند که نسبت به برخی از مراجعات بستگان درجه یک، گشایش بیشتری داده شود. کمیته‌ای در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی برای پیگیری و هماهنگی که نمایندگانی از قوه قضاییه و وزارت اطلاعات حضور دارند تا امورات را تمشیت کنند، تشکیل شده است. در مورد مسائل پزشکی نیز قرار بود علاوه بر خود حاج خانم کروبی که زمانی رئیس بیمارستان بود، وزیر بهداشت هم نظارت کند. البته حصر درباره خانم کروبی نیست. فضاسازی‌ها کار را بدتر کرده است. 🔺معاون اول قوه‌قضاییه با بیان اینکه افرادی که تصور می‌کنند با فضاسازی و جوسازی مصوبه شورای عالی امنیت ملی باطل می‌شود، سخت در اشتباه هستند، گفت: شورای عالی امنیت ملی نه آن موقع ونه الان با فضاسازی تصمیم نمی‌گیرد و قوه قضاییه هم همین طور است و چه بسا در قضایای مشابه، فضاسازی ها کار را بدتر کرده است. آن کمیته و قوه قضاییه به عنوان ناظر و وزارت اطلاعات به عنوان مجری و ضابط، آن کاری که در چارچوب مصوبه شورای عالی امنیت ملی است، انجام می‌دهیم . 🔺محسنی اژه‌ای در پاسخ به سوالی مبنی بر اعلام آمادگی دادستان تهران برای محاکمه محصوران تصریح کرد: اگر مصوبه شورایعالی امنیت ملی از روز نخست نبود، ما این محاکمه را برگزار می‌کردیم و این وظیفه ما است. 📌خروج ماموران امنیتی از خانه کروبی 🔺او در مورد خروج ماموران از خانه کروبی نیز گفت: طبق نقل قول از مباشرین این قضیه، گفته شد افرادی که به خانه رفت و آمد می‌کنند با حضور افرادی که برای امنیت مسئله در طبقه پایین مستقر هستند، ناراحت‌اند. گفتم الزامی ندارد که حتما داخل خانه باشند. الان هم می‌گویم که این ماموران با شرط آقای کروبی از خانه خارج نشدند بلکه یک درخواست بود که بررسی و موافقت شد. افراد چهارشنبه هفته قبل از خانه خارج شده و تعهدی از خانواده ایشان گرفته شد که تامین این مسائل با خود شماست و اگر در منزل اتفاقی پیش آمد، با خود شماست. در بیرون از خانه امکانی فراهم شده و همین نیروها امنیت را فراهم می کنند. ✅ @kaleme سعیدزینالی, [03.09.17 22:55] [Forwarded from سایت خبری-تحلیلی کلمه] 🔷🔶با دستور سرپرست وزارت علوم انجام می شود: ثبت نام دانشجویان ستاره‌دار ارشد و دکترا 🔸با دستور مساعدت سرپرست وزارت علوم، تمام قبول شدگان کنکور دانشگاه در مقطع ارشد و دکترا که به دلایل واهی از نظر صلاحیت عمومی مجاز به ثبت نام نشده بودند، حداکثر تا ۳۰ روز آینده ثبت نام خواهند شد مگر در مواردی دلایل محرز و قانونی وجود داشته باشد. 🔹به گزارش انصاف نیوز، با این تصمیم بیش از ۱۰۰ دانشجوی دکترا و بیش از ۵۰ دانشجوی کارشناسی ارشد که با عناوینی مانند نقص در پرونده، از ثبت نام آنها خودداری شده بود حالا با دستور «سیدضیاء هاشمی» می‌توانند به تحصیل ادامه دهند. 🔸پیشتر این موارد به دانشجویان ستاره دار معروف بودند که بیشتر آنها به مسایل سیاسی مرتبط بود اما در سال‌های اخیر معمولا از عناوینی مانند نقص در پرونده برای آنها استفاده می‌شده و وزارت علوم زیر بار این تحمیل می‌رفته است. 🔹این پذیرفته‌شدگان که در مرحله‌ی «بررسی صلاحیت‌های عمومی» دچار مشکل شده بودند حالا تنها در صورتی از تحصیل بازخواهند ماند که برای ثبت نام با دستور مساعدت وزیر، ادعاهای مطرح شده درباره‌ی آنها مستند به دلایل کاملا محرز و قانونی از جمله محکومیت قضایی سپری نشده باشد. ✅ @kaleme

۱۳۹۶ مرداد ۲۰, جمعه

سرتیپ امیر حاتمی ( متولد ۱۳۴۵) وزیر پیشنهادی وزارت دفاع


وزیر پیشنهادی دفاع، سرتیپ نیروی زمینی ارتش است. در واقع پس از سال‌ها، رئیس جمهور ایران یک ارتشی را برای تصدی وزارت دفاع پیشنهاد داده است. امیر حاتمی، معاون فعلی وزارت دفاع است و پیش از منصب فعلی‌اش، جانشین معاونت ارکان و امور مشترک ستاد کل نیروهای مسلح بوده است. رسانه های ایران می گویند او پیش از ورود به ارتش در قالب نیروی بسیجی به فرمان آیت الله خمینی به جبهه های جنگ ایران و عراق اعزام شد. او مسئولیت‌های مختلفی در مناطق عملیاتی غرب و شمال‌غرب در جنگ با عراق داشته است. امیر حاتمی از فرماندهان عملیات مرصاد هم بوده است. این عملیات در برابر عملیات فروغ جاویدان توسط مجاهدین خلق انجام و به سرکوب و شکست مجاهدین خلق منجر شد. امیر حاتمی هفت سال معاون اطلاعات ‌ارتش ایران و مدتی هم رئیس دفتر روا‌بط بین‌ا‌لملل و رئیس گروه مشاورین عالی فرماندهی کل ارتش‌ بوده است.

۱۳۹۶ خرداد ۲۵, پنجشنبه

پلاسکو و گرنفل؛ سرنوشت متفاوت دو ساختمان


شاید برای خیلی‌ها این سؤال پیش بیایید که چرا ساختمان پلاسکو به سرنوشت متفاوتی با آنچه که برای برج گرنفل اتفاق افتاده است دچار شد؟ ساختمان پلاسکو درست پیش از ساعت هشت بامداد سی دی ماه دچار حریق شد و پیش از ظهر فرو ریخت. فروریختن آن برای بسیاری جز متخصصین سازه غیرمنتطره بود و باعث کشته شدن آتش نشانان و در آتش گرفتارمانده‌ها شد. اما برج گرنفل بعد از نیمه شب آتش گرفت و مهار آتش تا ساعت‌ها بعد ادامه داشت و ساختمان کاملا سوخته پا برجا ماند. پابرجایی این ساختمان در شمال غرب لندن مطمننا از درد بازماندگان، قربانیان ، حادثه دیدگان و مال باختگان کم نمی‌‌کند، اما می‌‌تواند درس‌هایی‌ سازه‌ای داشته باشد، هم برای متخصصین و هم برای افراد عادی. آتش‌سوزی برج مسکونی لندن در مورد وضعیت ایمنی برج گرنفل هشدار داده شده بود از پلاسکوی تهران تا گرنفل لندن؛ مقایسه دو آتش‌سوزی از دید شهروندان ایرانی عکس: آتش‌سوزی در یک برج مسکونی در لندن به سادگی،‌ فرجام دو ساختمان به واسطه تفاوت بین سازه‌های دو ساختمان بود. پلاسکو سازه‌ای فولادی داشت و گرانفل سازه‌ای بتنی‌ دارد؛ دو نوع سازه رایج برای ساختمان‌های بلندمرتبه در سراسر جهان. به طور کلی تصور بر این است که سازه فولادی در مقایسه با سازه‌های بتنی‌ برابر حرارتی پایین تر مقاومت خود را از دست می‌‌دهد . سازه فولادی از دمای ۴۷۰ درجه به بعد خمیده می‌شود؛ از دمای ۵۰۰ درجه به بعد نزدیک به نیمی از مقاومت خود را از دست می‌دهد و در اکثر آیین نامه‌ها دمای بحرانی برای ستون‌های فولادی ۵۳۸ و تیرهای فولادی ۵۹۸ سانتیگراد است. اما باور بر این است که اکثر سازه‌های بتنی‌ رفتاری بهتر در این دما‌ها نشان می‌‌دهند و کاهش مقاومت قابل توجه بتن از ۶۰۰ درجه به ‌چشم می‌آید. ساختمان پلاسکوی تهران در دی ماه آتش گرفت و به کلی فرو ریخت با این حال باید یادآوری کرد که سازه‌های بتنی‌ در مقایسه با یکدیگر خود مقاومتی مشابه نسبت به حرارت نشان نمی‌‌دهند. صرفا به این دلیل که بتن از مواد مختلف تشکیل شده: عمدتا از سیمان، آب، شن، ماسه و مصالح فلزی. گاهی به علاوه بر حسب کاربری ساختمان، موقعیت اقلیمی آن وعوامل دیگر از افزودنی‌های مختلف استفاده می‌شود. نسبت به کارگیری این مواد و مصالح در تهیه بتن و روش اجرای آن بسیار همواره متفاوت بوده است. برای همین متخصصین می‌دانند که رفتار سازه ‌های بتنی برابر حریق با یکدیگر بسیار متفاوت خواهد بود و در محاسباتشان برای مقاومت سازه بتنی برابر آتش ضریب اطمینان گسترده‌ای را لحاظ می‌‌کنند. ساختمان پلاسکو فروریخت مالک ساختمان پلاسکو که بود؟ حادثه پلاسکو؛ عکس ‌های شما پلاسکو و پایان حیات سیاسی قالیباف با این حال یک چیز برای متخصصین روشن است که برای همه سازه‌های بتنی مشترک است: به واسطه این که مواد مختلف تشکیل دهنده بتن برابر حرارت رفتاری متفاوت نشان می‌دهند برخی چون آب زودتر منبسط می‌‌شوند نسبت به شن و ماسه، سازه بتنی در مواجهه با حرارت پیش از رسیدن به مرحله بحرانی ممکن است از درون دچارترکیدگی شود: به لطف فشار مصالح منبسط شده و مقاومت مصالحی که همچنان حجم عادی خود را دارند. حتی این اختلاف رفتار بین انبساط و انقباض مصالح تشکیل دهنده به هنگام سرد شدن پس از خاموش شدن آتش سازه را از بین می‌برد. سازه‌های فولادی از دمای ۴۷۰ درجه به بعد خمیده می‌شوند با این که بسیاری باور دارند در مجموع سازه بتنی‌ از رفتار سازه فلزی برابر دمای بالا رفتاری بهتر نشان می‌‌دهد، اما این باور باعث نمی‌‌شود که همواره این سازه به سازه رقیب ترجیح داده شود. چرا که سازه فولادی ساده‌تر، سریع تر اجرا می‌‌شود، و برابر پدیده‌هایی‌ چون زلزله و باد منعطف تراست و از سوی دیگر سازه بتنی‌ برای تحمل بار ساختمان بلند مرتبه‌ها نسبت به سازه فلزی حجیم تر ساخته می‌شود و در نهایت باعث می‌‌شود سطح مفید مورد استفاده داخلی ساختمان‌ها به ویژه در طبقات پایین نسبت به سازه فلزی کمتر باشد. در ایران، بنابه دلایل شمرده شده به علاوه در مواردی ملاحظات اقتصادی و همنیطور شاید با توجه به زلزله خیز بودن این کشور، استفاده از سازه فلزی برای ساختمان‌های بلند مرتبه بسیار رایج است. اما تفاوت رفتار سازه فولادی برابر آتش نسبت به سازه بتنی‌ نباید ساکنان آن را نگران کند. این الزاماً به معنی در معرض خطر بودن این ساختمان‌ها برابر حریق نیست؛ چرا که یک سازه فلزی می‌‌تواند با تمهیداتی مورد حفاظت برابر حریق قرار بگیرد. از جمله این که برای به تاخیر انداختن رسیدن حرارت به سازه ساختمان، می‌‌توان از پوشش‌هایی با مقاومت بالا برابر حرارت بر روی خود سازه و دیگر اجزای معماری ساختمان چون دیوار‌ها استفاده کرد. این دست از راهکارها، محافظت غیر فعال خوانده می‌‌شود. اما وجود تمهیداتی به شکلی فعال چون سیستم‌های اطفای حریق، اعلام حریق می‌‌تواند خیال ساکنین ساختمان‌ها را راحت‌تر کند. ضمن این که طراحی معماری ساختمان هم می‌‌تواند در مواقع اضطرار بسیار تعیین کننده باشد. خوانا بودن مسیر‌های فرار و داشتن قابلیت تخیله سریع همه ساکنین؛ که این آخری به نظر می‌‌آید در برج گرنفل به هنگام تغییرات اعمال شده در بهار سال گذشته آن هم به هدف بهسازی در این ساختمان نادیده گرفته شده بود.

۱۳۹۶ خرداد ۱۰, چهارشنبه

علت شکست اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ چه بود؟


حامیان حسن روحانی در تهران برای او تبلیغ می‌کنند تحلیلگران جناح اصولگرا در ایران که به بررسی علل شکست ابراهیم رئیسی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری در روز ۲۹ اردیبهشت ۹۶ پرداخته اند، نظرات و دلایل مختلفی را ارائه کرده‌اند. چکیده علل عرضه شده به قرار زیر است: ناشناس بودن رئیسی در جامعه ایران و نبودن فرصت کافی برای جا انداختن او در بین رأی دهندگان. کنارگذاشتن قالیباف که هم چهره آشناتری بود و هم از سوابق مدیریتی برخوردار بود به نفع رئیسی که فاقد پشتوانه کار اجرائی و مدیریتی بود. انتخاب گفتمان اشتباه از سوی قالیباف و پیروی او از مدل احمدی‌نژاد در مناظره ها. این رویکرد نه تنها کارگر نیفتاد بلکه دو مشکل دیگر نیز ایجاد کرد. اول اینکه قالیباف تکنوکرات که می توانست در قالب یک مدیر اجرایی آرای بخشی از طبقه متوسط را جذب کند، با پیش کشیدن شعارهای عوام پسندانه (مانند تقسیم کردن جامعه به ۹۶ درصد معمولی یا فقیر و ۴ درصد برخوردار) و تلاش شدید برای جذب آرای طبقات کم درآمد، آرای طبقه متوسط را از دست داد. دوم اینکه فضای انتخابات که تا قبل از آن آرام بود به یک فضای دو قطبی مبدل شد. روحانی از فضای به وجود آمده بهره برداری کرده و با سامان دادن یک کارزار تبلیغاتی پر حجم و با عبور از برخی از خطوط قرمز، به دو قطبی تر شدن انتخابات کمک کرد. این فضا باعث شد که آرای مردد و خاموش به نفع روحانی وارد صحنه شود و پیروزی روحانی را رقم بزند. گروه کثیری از تحلیلگران اصولگرا فقدان برنامه ریزی و وجود هرج و مرج و اختلاف نظر را در جبهه خود عاملی موثر در عدم موفقیت این جبهه برای هماهنگ کردن و همسو کردن نیروهایشان می دانند. عدم طرح ارزش های دینی یکی دیگر از عللی است که ناظران اصولگرا در توجیه شکست اردوگاه خود بیان کرده اند. استدلال آنان این است که پایگاه اجتماعی اصولگرایان را بخش محافظه کار مذهبی جامعه ایران تشکیل می دهد. اما هر دو نامزد این جبهه از تأکید موثر بر ارزش های مذهبی در کارزار انتخاباتی خود سر باز زدند، این امر باعث شد که آرای بخشی از محافظه کاران مذهبی و سنت گرایان را از دست بدهند. در همین رابطه، بعضی از ناظران اصولگرا ملاقات آقای رئیسی با امیر تتلو، خواننده جوان را "فاجعه" خواندند. از نظر آنان اگر این ملاقات از سوی روحانی و یا هر کاندیدای دیگر اصلاح طلب صورت می گرفت نه تنها واکنش منفی در میان حامیان جریان مزبور ایجاد نمی کرد، بلکه چه بسا از آن استقبال هم می شد. اما بخش محافظه کار و سنتی جامعه که مخالف موسیقی (چه رسد به موسیقی زیر زمینی) است نمی توانست این حرکت را هضم کند. نکته‌های مغفول اما به نظر می‌رسد که این تحلیل‌ها بعضی نکات را مغفول می‌گذارند. مثلا اگر فرضا آقای قالیباف در قامت یک مدیر و تکنوکرات ظاهر می شد و آراء بخشی از طبقه متوسط را هم جلب می کرد و نهایتا در انتخابات هم پیروز می شد، آیا می شد آن پیروزی را به پای گفتمان اصولگرایی نوشت؟ کسی که از نگرش و گفتمان اصولگرایانه، مانند ضرورت برقراری گشت های امر به معروف و نهی از منکر، تفکیک جنسیتی، تضاد با فرهنگ غرب، دشمنی با آمریکا و غیره سخن چندانی به میان نیاورد، حتی اگر در انتخابات هم پیروز شود، این پیروزی را نمی شود پای تفکر اصولگرایانه نوشت. اصولگرایی زمانی می تواند پیروز باشد که حداقل اصول مرکزی این تفکر در معرض قضاوت عموم گذاشته شود و رأی بیاورد. نه آقای قالیباف و نه آقای رئیسی هیچکدام در این خصوص اطلاعاتی در اختیار رأی‌دهندگان نگذاشتند و این روحانی بود که در مورد طرز فکر محافظه‌کارانه دو نامزد اصولگرا صحبت کرد. واقعیت این است که از بعد از پایان جنگ ایران و عراق و درگذشت آیت الله خمینی، حتی یک نفر اصولگرا به ریاست جمهوری نرسیده است. محمود احمدی‌نژاد هم با آنکه در ابتدا حمایت اردوگاه مزبور را به همراه داشت، تفکراتش نه تنها با اصولگرایان همخوانی نداشت بلکه در مواردی ضدیت هم داشت، چنانکه با گذشت زمان تضاد بین دو بینش خود را نشان داد تا آنجا که محمدتقی مصباح یزدی که روزی اطاعت از او را اطاعت از خدا می دانست، درمانده از توجیه اشتباه خود طی اظهاراتی گفت: "بیش از ۹۰ درصد معتقدم که او سِحر شده است." در انتخابات سال ۱۳۹۲ هم بعضی کاندیداهای اصولگرا (مثلا رضایی و قالیباف) در قالب افرادی عملگرا ظاهر شدند که تلاش داشتند راه حل هایی برای درمان مشکلات اقتصادی بدهند. تنها کسی که با گفتمان اصولگرائی در صحنه حاضر شد سعید جلیلی بود که نهایتا ۴ میلیون رأی آورد. از طرفی، انتخابات بعد از انتخابات، هر کجا "امکان" رأی دادن به جناح مخالف اصولگرایان وجود داشته، اکثریت به آن گزینه رأی داده اند. نمونه آن را در انتخابات مجلس و مجلس خبرگان در سال گذشته دیدیم به نحوی که بزرگان جناح اصولگرا، از قبیل محمد یزدی و محمد تقی مصباح یزدی، نتوانستند کرسی های خود را در خبرگان حفظ کنند و احمد جنتی هم به زحمت (نفر آخر تهران) به آن مجلس راه یافت. به این ترتیب تحلیل‌های ارائه شده از سوی اصولگرایان در مورد شکست در این دوره از انتخابات چندان منطقی به نظر نمی رسد، چرا که مسئله فقط به این دوره منحصر نیست، بلکه ظرف حدودا ۳۰ سال گذشته اصولا هیچ رئیس جمهوری با طرح گفتمان اصولگرایی به پیروزی نرسیده است. مشکل اصولگرایان در کجاست؟ پاسخ کوتاه و ساده این است که این قرائت از اسلام در جامعه ایران در اقلیت قرار دارد. این وضعیت، عمدتا تحت تاثیر این عامل شکل گرفته که برداشت اصولگرایانه از اسلام با ارزش ها و نحوه زندگی دنیای مدرن در تضاد است در حالی که بخش عظیم طبقه متوسط شهری که نقش تعیین کننده ای در انتخابات دارند به مدرنیته گرایش بیشتری دارند تا سنت. هم نظر سنجی ها و هم انتخابات چندین دوره ریاست جمهوری حکایت از آن دارد که مخالفان برداشت سنتی و محافظه کارانه از دین (در برابر سکولارها یا حامیان قرائت بازتر از دین که میانه روها و اصلاح طلبان منادی آنند) به خصوص در شهر های بزرگ جمعیت غالب را تشکیل می دهند. با توسعه شبکه های ارتباطی و اجتماعی این روند روز به روز سرعت بیشتری نیز می گیرد و به عبارت دیگر با گذشت زمان وضعیت باز هم بیشتر به زیان اصولگرایان تغییر خواهد کرد. هنوز آمار تفکیکی نتایج انتخابات شهرهای مختلف منتشر نشده، اما آمار پراکنده ای که به بیرون درز کرده نشان می دهد که تقریبا تمام شهرهای بزرگ (به جز مشهد، محل تولد آقای رئیسی) به حسن روحانی رأی داده اند. اختلاف آمار رأی‌دهندگان در تهران (۴.۴ میلیون رأی برای روحانی و ۱.۹ میلیون برای رئیسی)، که متراکم‌ترین جمعیت طبقه متوسط کشور را در خود جای داده، معنادار است. همین که علیرغم اوضاع بد اقتصادی و بی توجهی روحانی به وعده های اقتصادی (شعار انتخاباتی او آزادی، امنیت، و پیشرفت)، در مقابل وعده سه برابر کردن یارانه دهک های پائین از سوی رئیسی، روحانی به پیروزی رسید نشان می دهد که اولا اثر طبقه متوسط از طبقه کم درآمد در جامعه ایران بیشتر است و نقش تعیین کننده تری در انتخابات دارند ثانیا اکثر افراد این بخش از جامعه مخالف دیدگاه اصولگرایانه و سنتی هستند. در نتیجه گیری نهایی، به نظر می‌رسد که گفتمان اصولگرایی تنها در صورتی شانس موفقیت در انتخابات را دارد که اکثر طبقه متوسط شهری طرفدار مدرنیته، به هر دلیلی (بطور مثال نداشتن کاندیدایی که بتواند حداقل بخشی از خواسته های این بخش را منعکس کند) با انتخابات سرد برخورد کند و به پای صندوق رأی نرود.شهیر شهید ثالث روزنامه‌نگار و تحلیلگر