۱۳۹۶ دی ۶, چهارشنبه
رئیس پلیس تهران: بدحجابها دیگر بازداشت نمیشوند
۱۳۹۶ آبان ۹, سهشنبه
خواندنش حوصله می خواهد اما باید خواندسردار"حسین نجات"یک تنه به مصاحبه رفت!
۱۳۹۶ مهر ۲۴, دوشنبه

۱۳۹۶ شهریور ۱۲, یکشنبه
محسنی اژهائی بازهم به مردم دروغ گفت . حصرهمچنان باقی میماند .

۱۳۹۶ مرداد ۲۰, جمعه
سرتیپ امیر حاتمی ( متولد ۱۳۴۵) وزیر پیشنهادی وزارت دفاع

۱۳۹۶ خرداد ۲۵, پنجشنبه
پلاسکو و گرنفل؛ سرنوشت متفاوت دو ساختمان
شاید برای خیلیها این سؤال پیش بیایید که چرا ساختمان پلاسکو به سرنوشت متفاوتی با آنچه که برای برج گرنفل اتفاق افتاده است دچار شد؟
ساختمان پلاسکو درست پیش از ساعت هشت بامداد سی دی ماه دچار حریق شد و پیش از ظهر فرو ریخت. فروریختن آن برای بسیاری جز متخصصین سازه غیرمنتطره بود و باعث کشته شدن آتش نشانان و در آتش گرفتارماندهها شد. اما برج گرنفل بعد از نیمه شب آتش گرفت و مهار آتش تا ساعتها بعد ادامه داشت و ساختمان کاملا سوخته پا برجا ماند.
پابرجایی این ساختمان در شمال غرب لندن مطمننا از درد بازماندگان، قربانیان ، حادثه دیدگان و مال باختگان کم نمیکند، اما میتواند درسهایی سازهای داشته باشد، هم برای متخصصین و هم برای افراد عادی.
آتشسوزی برج مسکونی لندن
در مورد وضعیت ایمنی برج گرنفل هشدار داده شده بود
از پلاسکوی تهران تا گرنفل لندن؛ مقایسه دو آتشسوزی از دید شهروندان ایرانی
عکس: آتشسوزی در یک برج مسکونی در لندن
به سادگی، فرجام دو ساختمان به واسطه تفاوت بین سازههای دو ساختمان بود.
پلاسکو سازهای فولادی داشت و گرانفل سازهای بتنی دارد؛ دو نوع سازه رایج برای ساختمانهای بلندمرتبه در سراسر جهان.
به طور کلی تصور بر این است که سازه فولادی در مقایسه با سازههای بتنی برابر حرارتی پایین تر مقاومت خود را از دست میدهد . سازه فولادی از دمای ۴۷۰ درجه به بعد خمیده میشود؛ از دمای ۵۰۰ درجه به بعد نزدیک به نیمی از مقاومت خود را از دست میدهد و در اکثر آیین نامهها دمای بحرانی برای ستونهای فولادی ۵۳۸ و تیرهای فولادی ۵۹۸ سانتیگراد است.
اما باور بر این است که اکثر سازههای بتنی رفتاری بهتر در این دماها نشان میدهند و کاهش مقاومت قابل توجه بتن از ۶۰۰ درجه به چشم میآید.
ساختمان پلاسکوی تهران در دی ماه آتش گرفت و به کلی فرو ریخت
با این حال باید یادآوری کرد که سازههای بتنی در مقایسه با یکدیگر خود مقاومتی مشابه نسبت به حرارت نشان نمیدهند.
صرفا به این دلیل که بتن از مواد مختلف تشکیل شده: عمدتا از سیمان، آب، شن، ماسه و مصالح فلزی. گاهی به علاوه بر حسب کاربری ساختمان، موقعیت اقلیمی آن وعوامل دیگر از افزودنیهای مختلف استفاده میشود.
نسبت به کارگیری این مواد و مصالح در تهیه بتن و روش اجرای آن بسیار همواره متفاوت بوده است. برای همین متخصصین میدانند که رفتار سازه های بتنی برابر حریق با یکدیگر بسیار متفاوت خواهد بود و در محاسباتشان برای مقاومت سازه بتنی برابر آتش ضریب اطمینان گستردهای را لحاظ میکنند.
ساختمان پلاسکو فروریخت
مالک ساختمان پلاسکو که بود؟
حادثه پلاسکو؛ عکس های شما
پلاسکو و پایان حیات سیاسی قالیباف
با این حال یک چیز برای متخصصین روشن است که برای همه سازههای بتنی مشترک است: به واسطه این که مواد مختلف تشکیل دهنده بتن برابر حرارت رفتاری متفاوت نشان میدهند برخی چون آب زودتر منبسط میشوند نسبت به شن و ماسه، سازه بتنی در مواجهه با حرارت پیش از رسیدن به مرحله بحرانی ممکن است از درون دچارترکیدگی شود: به لطف فشار مصالح منبسط شده و مقاومت مصالحی که همچنان حجم عادی خود را دارند.
حتی این اختلاف رفتار بین انبساط و انقباض مصالح تشکیل دهنده به هنگام سرد شدن پس از خاموش شدن آتش سازه را از بین میبرد.
سازههای فولادی از دمای ۴۷۰ درجه به بعد خمیده میشوند
با این که بسیاری باور دارند در مجموع سازه بتنی از رفتار سازه فلزی برابر دمای بالا رفتاری بهتر نشان میدهد، اما این باور باعث نمیشود که همواره این سازه به سازه رقیب ترجیح داده شود. چرا که سازه فولادی سادهتر، سریع تر اجرا میشود، و برابر پدیدههایی چون زلزله و باد منعطف تراست و از سوی دیگر سازه بتنی برای تحمل بار ساختمان بلند مرتبهها نسبت به سازه فلزی حجیم تر ساخته میشود و در نهایت باعث میشود سطح مفید مورد استفاده داخلی ساختمانها به ویژه در طبقات پایین نسبت به سازه فلزی کمتر باشد.
در ایران، بنابه دلایل شمرده شده به علاوه در مواردی ملاحظات اقتصادی و همنیطور شاید با توجه به زلزله خیز بودن این کشور، استفاده از سازه فلزی برای ساختمانهای بلند مرتبه بسیار رایج است. اما تفاوت رفتار سازه فولادی برابر آتش نسبت به سازه بتنی نباید ساکنان آن را نگران کند.
این الزاماً به معنی در معرض خطر بودن این ساختمانها برابر حریق نیست؛ چرا که یک سازه فلزی میتواند با تمهیداتی مورد حفاظت برابر حریق قرار بگیرد.
از جمله این که برای به تاخیر انداختن رسیدن حرارت به سازه ساختمان، میتوان از پوششهایی با مقاومت بالا برابر حرارت بر روی خود سازه و دیگر اجزای معماری ساختمان چون دیوارها استفاده کرد. این دست از راهکارها، محافظت غیر فعال خوانده میشود.
اما وجود تمهیداتی به شکلی فعال چون سیستمهای اطفای حریق، اعلام حریق میتواند خیال ساکنین ساختمانها را راحتتر کند. ضمن این که طراحی معماری ساختمان هم میتواند در مواقع اضطرار بسیار تعیین کننده باشد.
خوانا بودن مسیرهای فرار و داشتن قابلیت تخیله سریع همه ساکنین؛ که این آخری به نظر میآید در برج گرنفل به هنگام تغییرات اعمال شده در بهار سال گذشته آن هم به هدف بهسازی در این ساختمان نادیده گرفته شده بود.
۱۳۹۶ خرداد ۱۰, چهارشنبه
علت شکست اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ چه بود؟
حامیان حسن روحانی در تهران برای او تبلیغ میکنند
تحلیلگران جناح اصولگرا در ایران که به بررسی علل شکست ابراهیم رئیسی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری در روز ۲۹ اردیبهشت ۹۶ پرداخته اند، نظرات و دلایل مختلفی را ارائه کردهاند.
چکیده علل عرضه شده به قرار زیر است:
ناشناس بودن رئیسی در جامعه ایران و نبودن فرصت کافی برای جا انداختن او در بین رأی دهندگان.
کنارگذاشتن قالیباف که هم چهره آشناتری بود و هم از سوابق مدیریتی برخوردار بود به نفع رئیسی که فاقد پشتوانه کار اجرائی و مدیریتی بود.
انتخاب گفتمان اشتباه از سوی قالیباف و پیروی او از مدل احمدینژاد در مناظره ها. این رویکرد نه تنها کارگر نیفتاد بلکه دو مشکل دیگر نیز ایجاد کرد. اول اینکه قالیباف تکنوکرات که می توانست در قالب یک مدیر اجرایی آرای بخشی از طبقه متوسط را جذب کند، با پیش کشیدن شعارهای عوام پسندانه (مانند تقسیم کردن جامعه به ۹۶ درصد معمولی یا فقیر و ۴ درصد برخوردار) و تلاش شدید برای جذب آرای طبقات کم درآمد، آرای طبقه متوسط را از دست داد. دوم اینکه فضای انتخابات که تا قبل از آن آرام بود به یک فضای دو قطبی مبدل شد. روحانی از فضای به وجود آمده بهره برداری کرده و با سامان دادن یک کارزار تبلیغاتی پر حجم و با عبور از برخی از خطوط قرمز، به دو قطبی تر شدن انتخابات کمک کرد. این فضا باعث شد که آرای مردد و خاموش به نفع روحانی وارد صحنه شود و پیروزی روحانی را رقم بزند.
گروه کثیری از تحلیلگران اصولگرا فقدان برنامه ریزی و وجود هرج و مرج و اختلاف نظر را در جبهه خود عاملی موثر در عدم موفقیت این جبهه برای هماهنگ کردن و همسو کردن نیروهایشان می دانند.
عدم طرح ارزش های دینی یکی دیگر از عللی است که ناظران اصولگرا در توجیه شکست اردوگاه خود بیان کرده اند. استدلال آنان این است که پایگاه اجتماعی اصولگرایان را بخش محافظه کار مذهبی جامعه ایران تشکیل می دهد. اما هر دو نامزد این جبهه از تأکید موثر بر ارزش های مذهبی در کارزار انتخاباتی خود سر باز زدند، این امر باعث شد که آرای بخشی از محافظه کاران مذهبی و سنت گرایان را از دست بدهند. در همین رابطه، بعضی از ناظران اصولگرا ملاقات آقای رئیسی با امیر تتلو، خواننده جوان را "فاجعه" خواندند. از نظر آنان اگر این ملاقات از سوی روحانی و یا هر کاندیدای دیگر اصلاح طلب صورت می گرفت نه تنها واکنش منفی در میان حامیان جریان مزبور ایجاد نمی کرد، بلکه چه بسا از آن استقبال هم می شد. اما بخش محافظه کار و سنتی جامعه که مخالف موسیقی (چه رسد به موسیقی زیر زمینی) است نمی توانست این حرکت را هضم کند.
نکتههای مغفول
اما به نظر میرسد که این تحلیلها بعضی نکات را مغفول میگذارند. مثلا اگر فرضا آقای قالیباف در قامت یک مدیر و تکنوکرات ظاهر می شد و آراء بخشی از طبقه متوسط را هم جلب می کرد و نهایتا در انتخابات هم پیروز می شد، آیا می شد آن پیروزی را به پای گفتمان اصولگرایی نوشت؟ کسی که از نگرش و گفتمان اصولگرایانه، مانند ضرورت برقراری گشت های امر به معروف و نهی از منکر، تفکیک جنسیتی، تضاد با فرهنگ غرب، دشمنی با آمریکا و غیره سخن چندانی به میان نیاورد، حتی اگر در انتخابات هم پیروز شود، این پیروزی را نمی شود پای تفکر اصولگرایانه نوشت.
اصولگرایی زمانی می تواند پیروز باشد که حداقل اصول مرکزی این تفکر در معرض قضاوت عموم گذاشته شود و رأی بیاورد. نه آقای قالیباف و نه آقای رئیسی هیچکدام در این خصوص اطلاعاتی در اختیار رأیدهندگان نگذاشتند و این روحانی بود که در مورد طرز فکر محافظهکارانه دو نامزد اصولگرا صحبت کرد.
واقعیت این است که از بعد از پایان جنگ ایران و عراق و درگذشت آیت الله خمینی، حتی یک نفر اصولگرا به ریاست جمهوری نرسیده است. محمود احمدینژاد هم با آنکه در ابتدا حمایت اردوگاه مزبور را به همراه داشت، تفکراتش نه تنها با اصولگرایان همخوانی نداشت بلکه در مواردی ضدیت هم داشت، چنانکه با گذشت زمان تضاد بین دو بینش خود را نشان داد تا آنجا که محمدتقی مصباح یزدی که روزی اطاعت از او را اطاعت از خدا می دانست، درمانده از توجیه اشتباه خود طی اظهاراتی گفت: "بیش از ۹۰ درصد معتقدم که او سِحر شده است."
در انتخابات سال ۱۳۹۲ هم بعضی کاندیداهای اصولگرا (مثلا رضایی و قالیباف) در قالب افرادی عملگرا ظاهر شدند که تلاش داشتند راه حل هایی برای درمان مشکلات اقتصادی بدهند. تنها کسی که با گفتمان اصولگرائی در صحنه حاضر شد سعید جلیلی بود که نهایتا ۴ میلیون رأی آورد.
از طرفی، انتخابات بعد از انتخابات، هر کجا "امکان" رأی دادن به جناح مخالف اصولگرایان وجود داشته، اکثریت به آن گزینه رأی داده اند. نمونه آن را در انتخابات مجلس و مجلس خبرگان در سال گذشته دیدیم به نحوی که بزرگان جناح اصولگرا، از قبیل محمد یزدی و محمد تقی مصباح یزدی، نتوانستند کرسی های خود را در خبرگان حفظ کنند و احمد جنتی هم به زحمت (نفر آخر تهران) به آن مجلس راه یافت.
به این ترتیب تحلیلهای ارائه شده از سوی اصولگرایان در مورد شکست در این دوره از انتخابات چندان منطقی به نظر نمی رسد، چرا که مسئله فقط به این دوره منحصر نیست، بلکه ظرف حدودا ۳۰ سال گذشته اصولا هیچ رئیس جمهوری با طرح گفتمان اصولگرایی به پیروزی نرسیده است.
مشکل اصولگرایان در کجاست؟
پاسخ کوتاه و ساده این است که این قرائت از اسلام در جامعه ایران در اقلیت قرار دارد. این وضعیت، عمدتا تحت تاثیر این عامل شکل گرفته که برداشت اصولگرایانه از اسلام با ارزش ها و نحوه زندگی دنیای مدرن در تضاد است در حالی که بخش عظیم طبقه متوسط شهری که نقش تعیین کننده ای در انتخابات دارند به مدرنیته گرایش بیشتری دارند تا سنت.
هم نظر سنجی ها و هم انتخابات چندین دوره ریاست جمهوری حکایت از آن دارد که مخالفان برداشت سنتی و محافظه کارانه از دین (در برابر سکولارها یا حامیان قرائت بازتر از دین که میانه روها و اصلاح طلبان منادی آنند) به خصوص در شهر های بزرگ جمعیت غالب را تشکیل می دهند. با توسعه شبکه های ارتباطی و اجتماعی این روند روز به روز سرعت بیشتری نیز می گیرد و به عبارت دیگر با گذشت زمان وضعیت باز هم بیشتر به زیان اصولگرایان تغییر خواهد کرد.
هنوز آمار تفکیکی نتایج انتخابات شهرهای مختلف منتشر نشده، اما آمار پراکنده ای که به بیرون درز کرده نشان می دهد که تقریبا تمام شهرهای بزرگ (به جز مشهد، محل تولد آقای رئیسی) به حسن روحانی رأی داده اند. اختلاف آمار رأیدهندگان در تهران (۴.۴ میلیون رأی برای روحانی و ۱.۹ میلیون برای رئیسی)، که متراکمترین جمعیت طبقه متوسط کشور را در خود جای داده، معنادار است.
همین که علیرغم اوضاع بد اقتصادی و بی توجهی روحانی به وعده های اقتصادی (شعار انتخاباتی او آزادی، امنیت، و پیشرفت)، در مقابل وعده سه برابر کردن یارانه دهک های پائین از سوی رئیسی، روحانی به پیروزی رسید نشان می دهد که اولا اثر طبقه متوسط از طبقه کم درآمد در جامعه ایران بیشتر است و نقش تعیین کننده تری در انتخابات دارند ثانیا اکثر افراد این بخش از جامعه مخالف دیدگاه اصولگرایانه و سنتی هستند.
در نتیجه گیری نهایی، به نظر میرسد که گفتمان اصولگرایی تنها در صورتی شانس موفقیت در انتخابات را دارد که اکثر طبقه متوسط شهری طرفدار مدرنیته، به هر دلیلی (بطور مثال نداشتن کاندیدایی که بتواند حداقل بخشی از خواسته های این بخش را منعکس کند) با انتخابات سرد برخورد کند و به پای صندوق رأی نرود.شهیر شهید ثالث
روزنامهنگار و تحلیلگر
اشتراک در:
پستها (Atom)