۱۳۹۴ مرداد ۱, پنجشنبه
"توافق اتمی؛ فرصت جامعه مدنی ایران برای خروج از بنبست"
۱۳۹۴ تیر ۱۵, دوشنبه
امام جمعه مشهد: کسانی که بلیت کنسرت میخرند، اقلیتی هوسباز شهوتران هستند!
منتشر شده در یکشنبه, ۱۴تیر , ۱۳۹۴ | ۹:۰۹ ق.ظ
امام جمعه مشهد ادعا کرد: «یکی از مسئولان گفت که چرا شما مزاحم مردم میشوید و به برگزاری کنسرت ایراد میگیرید و من گفتم این مردم را چه کسانی تشکیل میدهند، در صورتی که بعضی از کنسرتها بلیتهایشان ۷۰ هزار تومان است و افرادی که این بلیت را خریداری میکنند، یک اقلیت هوسباز شهوتران هستند و باید گفت شما به عنوان کسی که مسئولیت در نظام دارید میخواهید مسیر را برای شهوترانی باز کنید!»
سیداحمد علمالهدی امام جمعه مشهد، در مراسم تفسیر قرآن سوره محمد(ص) که در مهدیه برگزار شد، اظهار کرد: حتی در بین مردمی که ادعای خداپرستی دارند گاهی جریانهای خداستیز نفوذ پیدا میکنند و این امر سبب میشود تا مسیر متاع(کالا) نفسانی در آن جامعه جا باز کند.
به گزارش«سحام» به نقل از قدسآنلاین، وی در واکنش به مسئله برگزاری کنسرتها با بلیتهایی با قیمت هنگفت بیان کرد: وقتی جریان رهبری ولایی جامعه در خط حاکمیت الله است در همین راستا وقتی کسی به مقابله این جریان میآید این فرد خداستیز است و بنای برخورد با خدا دارد. یکی از مسئولان گفت که چرا شما مزاحم مردم میشوید و به برگزاری کنسرت ایراد میگیرید و من گفتم این مردم را چه کسانی تشکیل میدهند در صورتی که بعضی از کنسرتها بلیتهایشان ۷۰ هزار تومان است و افرادی که این بلیت را خریداری میکنند یک اقلیت هوسباز شهوتران هستند و باید گفت شما به عنوان کسی که مسئولیت در نظام دارید میخواهید مسیر را برای شهوترانی باز کنید در صورتی که در زندگی مردم مشکلات بسیاری وجود دارد.
امام جمعه مشهد گفت: شما به پشتیبانی خون شهدا مسئولیت گرفتهاید و نباید از یک عده شهوتران طرفداری کنید چون با این نگاه آدم گاهی اوقات میشود شمر و در حالی که عزاداری میکند در موضعگیریهای سیاسی خودش را جای شمر میگذارد.
علمالهدی ادامه داد: جریان خداستیز، خدا باور و مدافع خدا از ابتدای پیدایش انسان وجود داشته است اما این مهم است که افراد کدام طرف باشند، همچنین آدم مسلمان در زندگی نمیتواند نسبت به موضوعات اطراف خود بیتفاوت باشد و اگر غیر این باشد شخصیتی همچون افرادی که شب عاشورا از خیمه امام حسین (ع) بیرون آمدند و ایشان را تنها گذاشتند، دارد.
عضو مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد: هر وقت وارد حزبی خواستید بشوید باید بدانید که این جبهه آیا خداستیز است یا خداباور و در ابتدا آن را ارزیابی کنید و باید توجه داشت که در جامعه اسلامی بدون جریان نمیتوان زندگی کرد و اینکه بعضیها میگویند جناحگرایی خوب نیست، درست است اما در خداگرایی باید حضور داشت و همین که یقین کردید جبهه مدافع حق است به تعبیر آیات قرآن جلو بروید و از هیج چیز وحشت نداشته باشید چرا که آخرش در راه خدا جان میدهید
۱۳۹۴ تیر ۱۳, شنبه
:: ذبح آرمان حقوق بشر زیر پای توافقنامه ضعيف اتمي
«نسبت به پذيرش توافقنامه اتمي رژيم ايران توسط ايالات متحده ترديد از خود نشان ميدهد و استدلال ميكند كه اين مسأله ميتواند عقب گردي در آرمان حقوقبشر در اين كشور باشد. وقتي كه در پايان ماه مارس, مذاكرات اتمي با رژيم ايران به ضربالاجل خودش براي دستيابي به توافقنامه چارچوبهاي كلي نزديك ميشد, برخي گمانه زنيهايي وجود داشت كه آيا پيشرفتي در اين زمينه, مجدداً تمركز توجهات جهاني را متوجه مسأله ركورد هولناك نقش حقوقبشر توسط رژيم ايران خواهد كرد. تا آنجا كه من بهدرستي ميتوانم بگويم, يك چنين چيزي روي نداد. قدرتهاي غربي با نزديك بيني مثل هميشه فقط بر توافقنامه اتمي تمركز كردند و من نگرانم كه اغلب جامعه بينالمللي نفهمند كه آمار اعدامها در ايران در حال افزايش است, سركوب و آزار و اذيت اقليتها ادامه دارد و حقوق زنان بهطرز بيرحمانه اي تباه ميشود. البته بخشي از مشكل بهخاطر آن است كه هيچ پيشرفتي در پايان ماه مارس وجود نداشت و حتي در 2آوريل وقتي كه توافقنامه چارچوبهاي كلي سرانجام اعلام شد نيز پيشرفتي محقق نشد... ... در 13 ام ژوئن در يك سخنراني براي حاميان خود در يك گردهمايي عظيم كه بيش از 100هزار تن در آن گرد آمده بودند, مريم رجوي رئيسجمهور منتخب شوراي ملي مقاومت ايران شرايط را بدين صورت توصيف كرد: متاسفانه, دولتهاي غربي و بهويژه ايالات متحده قطعنامههاي شوراي امنتي را نقض كردند و امتيازات فراواني به اين رژيم ارائه كردند كه آن را به بمب اتمي نزديكتر ميكند ... ... گام فعالي در حلقآويز كردن (در ايران) در مسيري قرار دارد كه عدد بالاي هزار حلق آويزي در سال را ثبت ميكند, تكرار كنيد, هزار اعدام در سال 2015... ... شايد كه غرب با اين استدلال مصلحي اغوا ميشود كه "دشمن دشمن من, دوست من است " اما بايد آنها توجهاتشان را بهخوبي متوجه هشدارهاي خانم رجوي پيش از آنكه يك چنين اشتباه محاسبه فاجعهباري را بهوجود بياورند, بكنند».
بالاترين
لینک مستقیم
۱۳۹۴ تیر ۳, چهارشنبه
روزنامههای تهران: آیا مداحان باید تعیین سیاست کنند؟
روزنامههای روز یکشنبه ۳۱ خرداد در صفحات اول خود به افشای اسناد محرمانه سعودی توسط ویکیلیکس پرداخته و از انتقاد مصباح یزدی از خانواده آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی خبر داده اند. یک روز مانده به سفر وزیرخارجه برای مذاکره نهایی با وزیران پنج به اضافه یک روزنامه ها از قول جواد ظریف خبر داده اند که مسیر توافق هموار شده است.
پیروزی تیم ملی والیبال ایران بر تیم آمریکا و دیپلماسی والیبالی از جمله مطالبی است که در مقالات روزنامههای امروز منعکس شده که در عین حال از نابسامانی در موسسات اعتباری، بلاتکلیفی خریداران سهام عدالت و سهام مخابرات که در زمان دولت احمدی نژاد به تعاونی سپاه پاسداران فروخته شد، گزارش ها داده اند.
مذاکره با طعم والیبال
تیتر و عکس صفحه اول ابتکار
صادق زیباکلام در شرق به تاثیر دیپلوماسی در حوزه روابط بین الملل اشاره کرده و نوشته: دیپلماسی عمومی درواقع شامل هر چیزی غیر از روابط رسمی دیپلماتیک و حکومتی بین کشورهاست. هنر، ادبیات و ورزش را میتوان مهمترین حوزههای دیپلماسی عمومی دانست که در نزدیککردن حوزه عمومی کشورها به هم تأثیرگذار هستند.
به نظر این استاد دانشگاه: باخت تیم آمریکا در تهران، آن هم در سه ست پیاپی را میتوان از موارد تأثیرگذار بر دیپلماسی عمومی کشورمان و تصور بینالمللی موجود از ایران دانست. بعد از بازی، این سؤال برای بینندگان آن مطرح میشود که مگر چند کشور در دنیا وجود دارد که بتواند تیم والیبال آمریکا را اینگونه شکست دهد؟ نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت و به نظرم نقطه قوت مسابقه دیروز بود، برگزاری این مسابقه در فضایی محترمانه بود. هیچگونه ناهماهنگی و بههمریختگیای در جریان برگزاری اتفاق نیفتاد. قبل، حین و بعد از برگزاری هم نه بین بازیکنان و نه بین تماشاگران شاهد درگیری نبودیم.
مقاله شرق با اشاره به تاثیر رویداد پریروز تهران نوشته: حضور زنان در استادیوم هم از همین نظر قابل تأمل است. حضور خانمها در ورزشگاهها میتواند بر تصویری که عامه مردم در نقاط مختلف جهان از ایران دارند تأثیر مثبت بگذارد. هرچند معتقدم مسئله حضور زنان در ورزشگاهها رنگوبوی سیاسی پیدا کرده است. به این معنی که بیش از اینکه مخالفت فقهی و شرعی در برابر آن وجود داشته باشد، ابراز مخالفت با حضور خانمها در ورزشگاهها تبدیل به شکلی از مخالفت و ایجاد تعارض با قوهمجریه شده است. شاید اگر دولتی اصولگرا سر کار بود، بسیاری از مخالفان امروزی با این موضوع خیلی راحتتر کنار میآمدند.
چیا فوادی در فرهیختگان نوشته: والیبال این ورزش دانشگاهی حالا پا به خانوادهها گذاشته و دیگر همه پیگیر مسابقات تیم ملی والیبال هستند. جمعهشب و پس از پیروزی شیرین سه بر صفر بسیاری در خیابانهای شهرهای مختلف کشور شور و شادی را به نمایش گذاشتند. شاید یکی، دو سال پیش کمتر کسی فکر میکرد که والیبال اینقدر بین افکار عمومی جا باز کند و فضا طوری شود که بهخاطر پیروزیهایش مردم به خیابانها بریزند.
به نظر این ورزشی نویس: این اتفاق افتاد تا فوتبالنویسان و طرفداران فوتبال مات و مبهوت شوند. اتفاق افتاد تا روزنامههای ورزشی که همیشه عکس یک و تیتر یکشان مربوط به فوتبال است، با تصاویر سعید معروف، سیدمحمد موسوی، شهرام محمودی، فرهاد قائمی، مجتبی میرزاجانپور، اسلوبودان کواچ و شادی والیبالیستها و تیترهای حماسی، صفحه یکشان را ببندند. اینها همه معجزه والیبال است؛ معجزه این ورزش دانشگاهی که تماشاگرانش با شور و نشاط بیش از ۱۲ هزار نفر جمع شوند و حتی یک توهین کوچک به بازیکنان تیم مقابل نکنند.
مقاله فرهیختگان به یاد آورده که: در ورزشگاههای فوتبال، مثلا در همین تهران، بارها دیدهایم و شنیدهایم که اگر کمتر از پنج هزار نفر هم به ورزشگاه آزادی بروند، فحاشی و به کار بردن الفاظ بد، بارها و بارها شنیده میشود.
۱۳۹۴ خرداد ۲۷, چهارشنبه
:: حکومت دی اکسید گوگرد و منواکسید کربن
۱۳۹۴ خرداد ۱۴, پنجشنبه
روایتی از ده تبعیدی سیاسی در ایران . روزنامه نگارحوزه فرهنگ وهنر "امررستاق"
تبعید احمد زیدآبادی، روزنامه نگار و فعال سیاسی در ایران به گناباد در خراسان رضوی، بعد از سال ها بحث تبعید را در میان افکار عمومی و جامعه زنده کرد. آقای زیدآبادی، پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت، بعد از شش سال حبس، از همان راه زندان با فرزند بزرگترش به گناباد رفت.
برخی از ناظران و کارشناسان معتقدند اگرچه آقای زیدآبادی دور از جامعه مورد نظرش قرار دارد و حتی طبق حکمی که گرفته امکان بحث و گفت وگو و تحلیل سیاسی را ندارد، اما تحولات فناوری و فضای مجازی شرایطی را فراهم کرده تا اطلاعرسانی درباره وضعیت او روندی متفاوت با آن چیزی داشته باشد که مسئولان قضایی جمهوری اسلامی به دنبال آن بودند.
انتشار عکسهایی از زیدآبادی در فضای مجازی که بر خلاف رسانه های دارای مجوز، از کنترل دولت و نهادهای ناظر خارج است، در آینده تناقضهای بیشتری را درباره این حکم و کارکردهای آن پیش چشم افکار عمومی خواهد نهاد و تبعید او را با تمامی تبعیدیان دورههای پیش، متفاوت جلوه خواهد داد.
تاریخ ایران از دورهای که پایههای زندگی مدرن در آن گذاشته شد، چهرههای سیاسی چندی را به خود دیده که مورد غضب حکومت وقت قرار گرفته و تبعید شدند. متن زیر نگاهی گذرا دارد به ده تبعیدی سیاسی در ایران معاصر.
امیرکبیر؛ تبعید به کاشان و قتل
حضور میرزا محمد تقیخان فراهانی (معروف به امیرکبیر) در ساختار قدرت دستگاه پادشاهی قاجار را باید به نوعی آغاز دوران تازهای در ایران به شمار آورد که سبب تحولات بسیای را در عرصههای مختلف فرهنگی و اجتماعی و سیاسی شد. امیرکبیر در مقام صدارت دوام چندانی نیاورد و بعد از گذشت سه سال و اندی، مخالفان توانستند حکم عزل او را از ناصرالدینشاه جوان بگیرند و به کاشان تبعیدش کنند.
او در واپسین روزهای آبان ۱۲۳۰ و به دلیل احساس خطری که شاه از ناحیه او میکرد، از تمامی مناصب خلع و در مقام یک زندانی به کاشان تبعید شد. دوره تبعید امیرکبیر بسیار کوتاه بود. هراس از زنده بودن و امکان بازگشت امیر به قدرت مخالفان را به سمتی سوق داد تا کار او را یکسره کنند. امیر کبیر ۴۰ روز بعد از تبعید و با دستور ناصرالدینشاه در حمام فین کاشان رگ زده شد و به قتل رسید.
میرزا ملکمخان؛ تبعید به عراق و سفارت بریتانیا
میرزا ملکمخان ناظم الدوله، اندیشمند ایرانی دوره ناصری، از دیگر شخصیتهایی بود که طعم تبعید را چشید. علت تبعید او تاسیس فراموشخانه بود.
میرزا ملکمخان
جلالالدین مدنی در کتاب "تاریخ سیاسی معاصر ایران"، از ملکمخان به عنوان "اولین موسس لژ فراماسونری در ایران" یاد کرده است. حجتالله اصیل که زندگینامهای تحقیقی برای ملکمخان نوشته است، اهداف و مرامنامه فراموشخانه را "ترویج و تبلیغ اصول آزادی و انتقاد از استبداد و آشنا کردن روشنفکران با راز پیشرفت مغرب زمین" عنوان کرده است.
همین مسئله و اینکه "ترکیب اعضای فراموشخانه، فعالیتها و آموزههای آنان آمیخته با پنهانکاری بود"، ناصرالدین شاه را نسبت به فعالیتهای آنان نگران ساخت.
شاه قاجار در مهرماه ۱۲۴۰ شمسی دستور برچیده شدن بساط فراموشخانه را صادر و ملکمخان را به عراق تبعید کرد. دولت عراق نیز از آنجایی که افکار ملکمخان را خطرناک یافت او را اخراج و نهایتا او به استانبول رفت. او بعدها با وساطت مشیرالدوله به صحنه سیاست ایران بازگشت و سفیر ایران در لندن شد.
حسن تقیزاده؛ تبعید به پاریس و بازگشت به ایران
سید حسن تقیزاده نماینده مجلس و چهره سیاسی و فرهنگی از دیگر چهرههایی بود که طعم تبعید را چشید با این تفاوت که حکومت وقت برایش مقرری تعیین کرد و به او اجازه داد بعد از یک سال به کشور برگردد.
حسن تقیزاده در زمان اقامت در اروپا
او در دوره حکومت محمدعلی شاه از سردمداران مشروطه به شمار میرفت و در تدوین متمم قانون اساسی نیز سهم و نقشی ویژه داشت. تلاشها و نطقهای آتشین او در مجلس و فعالیتهای قلمیاش سبب شد تا محمدعلی شاه از او کینه به دل گیرد و در جریان به توپ بستن مجلس و استبداد صغیر شخصا دستور دستگیریاش را صادر کند.
تقیزاده به همراه گروهی دیگر از فعالان سیاسی و روزنامهنگاران به سفارت انگلیس پناه برد و همان سفارت بود که وساطت کرد و دستور تبعید یک ساله او و چند تن دیگر از جمله علی اکبر دهخدا را برای یک سال از دستگاه وقت گرفت.
به نوشته ناظم الاسلام کرمانی در کتاب تاریخ بیداری ایرانیان، قرار شد "ماهی صد و پنجاه تومان بدهند و غلام سفارت آنها را ببرد به سرحد برساند و رسید گرفته مراجعت کند، تا یک سال در خارجه باشند. پس از یک سال مختارند به هر جا بخواهند بروند یا مراجعت کنند به ایران."
علی اکبر دهخدا؛ دوران مشقتبار تبعید در پاریس
علی اکبر دهخدا در همان گروه تقیزاده بود اما سرنوشتی متفاوت یافت. تقیزاده و گروهی دیگر به دعوت ادوارد بروان به لندن رفتند اما دهخدا دعوت براون برای انتشار مجله صوراسرافیل را در تبعید نپذیرفت و در پاریس ماندگار شد.
در عوض او با محمد قزوینی، ادیب و محقق نامدار همنشین شد و شاید همین همنشینی بود که جرقههای اولیه کار سترگی چون لغت نامه را در ذهن او زد. سرودن مسمط معروف " یاد آر ز شمع مرده یاد آر" در همین ایام حادث شد. حتی روایت است که زمانه و زندگی به قدری بر دهخدا تنگ آمد که به فکر خودکشی و گرفتن تابعیت بیگانه هم برآمد، در نهایت اما، یک سال بعد به استانبول ترکیه رفت و مدتی بعد به ایران بازگشت.
سید حسن مدرس؛ تبعید به خواف و قتل
با پایان کار مجلس ششم مصونیت سیاسی سید حسن مدرس به عنوان نماینده پایان یافت. او نامزد دوره هفتم مجلس شد اما حتی یک رای هم برایش منظور نشد. بعد از اعلام نتایج، جملهای گفت که تقلبی بودن انتخابات را برای افکار عمومی آشکار ساخت:
حسن مدرس
"من یک رأی برای خودم نوشتم، آن رأی کجاست؟"
رضا شاه به او پیشنهاد داد نامش را به عنوان یکی از نمایندگان شهرستانها بنویسند و وارد مجلس کنند اما او مخالفت کرد. حضور سنگین رضاشاه و فشار او بر منتقدان، شیخ حسن مدرس را نیز بینصیب نگذاشت و نتیجه آن شد که شهربانی او را شبانه در منزلش دستگیر و به خواف خراسان تبعید کرد.
از متن مکاتبات مدرس با برخی از دوستان (از جمله ملکالشعرای بهار) بر میآید که او در دوره تبعید ممنوع الملاقات بود و اجازه مراوده با مردم را نداشت و روزگار سختی را پشت سر گذاشت. در نهایت بعد از گذشت ۹ سال مدرس را به کاشمر منتقل کردند و ۱۰ آذر ۱۳۱۶، هنگام غروب، در حالی که روزه داشت، به دست دو مامور به نامهای مستوفیان و حبیب الله خلج کشته شد.
رضاشاه؛ تبعید به موریس و ژوهانسبورگ و مرگ
عدم تمکین رضاشاه پهلوی به دستورات و نامههای مقامات انگلیسی در جنگ جهانی دوم و گرایشش به آلمان سبب شد تا او تخت وتاجش را فرو نهد و باالاجبار ابتدا به جزیره موریس و سپس به ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی تبعید شود.
رضاشاه به همراه داماد و فرزندانش در جزيره موريس (شمس پهلوی، فريدون جم، غلامرضا پهلوی، احمدرضا، عبدالرضا و محمودرضا پهلوی)
بعد از عزل، رضا شاه در هشتم مهرماه ۱۳۲۰ با ۲۰ مسافر، با کشتی انگلیسی "باندرا"، ایران را به سوی بمبئی ترک کرد. در بمبئی اما "سرکلرمونت اسکراین" کنسول سابق انگلیس در مشهد وارد اقامتگاه رضا شاه شد و به او و همراهانش با زبان فارسی تأکید کرد حق خروج از کشتی را ندارند.
در موریس شرایط برای پادشاه سابق ایران چندان راحت نبود و با تقاضای او برای سفر به کانادا مخالفت شد؛ ارسال و دریافت نامه برای او ممنوع شد و تنها میتوانست اخبار را از رادیو لندن بشنود. این محدودیتها بعد از امضای پیمان سه جانبه روس و انگلیس و آمریکا برداشته شد.
در فروردین سال ۱۳۲۳ رضاشاه را به دوربان آفریقای جنوبی تبعید کردند اما آب و هوای نامساعد این شهر بندری موافق طبع رضاشاه نبود و دو ماه بعد او را به ژوهانسبورگ فرستادند. جایی که پایان کارش رقم خورد و در ۴ مرداد ۱۳۲۳ درگذشت.
مصدق در تبعید؛ از خراسان تا احمدآباد
محمد مصدق در کنار رانندهاش در حال انتقال از زندان به تبعید
اگر بگوییم واژه تبعید در تاریخ معاصر ایران نام دکتر محمد مصدق را به خاطر میآورد سخن بیراهی نگفتهایم. مصدق دوبار تبعید شد. بار نخست در سال ۱۳۱۸ رضاشاه او را به خراسان تبعید کرد که با پیگیری فرزند مصدق و وساطت ارنست پرون و درخواست محمدرضا پهلوی از رضا شاه، او را از خراسان به احمد آباد فرستادند.
مصدق که سخت بیمار بود در کتاب خاطرات و تالمات از این کار ولیعهد وقت به نیکی یاد کرده است. نوبت دوم تبعید معروف ۱۲ ساله، تا لحظه مرگ، به احمدآباد بود که بعد از کودتای ۲۸ مرداد و محاکمه مصدق اتفاق افتاد.
در واقع او بعد از تحمل سه سال زندان باید آزاد میشد اما به احمدآباد تبعید شد. روایت مصدق و فرزندش از این دوران حکایت از محدودیتهای بسیار برای مصدق دارد. برای نمونه خانواده او تنها هفتهای یکبار میتوانستند به دیدارش بروند و ماموران دولتی مدام از دور و نزدیک تحرکات او و حتی ملاقاتهایش را کنترل و گزارش میکردند. خاطرات مصدق و نیز فرزندش و برخی از دوستان و همراهان سیاسی او از این دوران خواندنی است.
مهدی بازرگان؛ تبعید ۵ ساله به زندانی در برازجان
تنفیذ حکم نخست وزیری مهدی بازرگان
بعد از انتشار اطلاعیه و اعتراض نهضت آزادی به انقلاب سفید محمدرضا شاه در سال ۱۳۴۱، سران نهضت آزادی دستگیرشدند و مدتی بعد به اتهام اقدام بر ضد امنیت کشور، ضدیت با سلطنت مشروطه و اهانت به شاه در سال های ۴۲ و ۴۳ محاکمه شدند.
بازرگان به ده سال زندان محکوم شد اما ماندگاری او در زندان قصر چندان به درازا نکشید و او را به شهر برازجان در استان بوشهر تبعید کردند. بازرگان در خاطرات خود آورده است که "دستبند به دست و سوار بر اتوبوسی و بعد از طی بیش از دو شبانه روز راه پرپیچ و خم به زندان برازجان رسید و از هفته دوم هم جز خانواده درجه اول به کسی دیگر اجازه ملاقات ندادند." بازرگان ۵ سال بعد از زندان و تبعید توامان آزاد شد.
روحالله خمینی؛ تبعید به عراق
آیتالله خمینی در تبعید در نوفل لوشاتو
سخنرانی آیتالله خمینی در آبان ۱۳۴۳ کلید تصمیمگیری درباره تبعید او شد. او در این سخنرانی به مخالفت با قانون کاپیتولاسیون پرداخت و سحرگاه روز ۱۳ آبان ماموران او را به فرودگاه مهرآباد بردند و با یک هواپیمای نظامی به بورسای ترکیه تبعید کردند.
آقای خمینی نزدیک به یک سال در ترکیه ماند و مهرماه ۱۳۴۴ ابتدا به بغداد و سپس سامرا و کربلا و در نهایت به نجف رفت و به مدت ۱۴ سال در این شهر به تدریس پرداخت. در دوره تبعید، آقای خمینی در نجف و بر خلاف سایر تبعیدیان تاریخ معاصر، ارتباطات گستردهای با داخل و خارج از ایران داشت و همان محل مکانی شد برای برنامه ریزی و سازماندهی نیروهای وفادار به او.
او دهم مهر ۱۳۵۷ به کویت رفت و سه روز بعد با تصمیم شاه به فرانسه تبعید شد. دوران تبعید آقای خمینی در فرانسه فضایی را فراهم آورد تا او آزادانه به تبلیغ دیدگاههای خود بپردازد و بهمن ماه همان سال به ایران بازگشت.
علی خامنهای؛ تبعید به ایرانشهر
تبعید آیتالله خامنهای به ایرانشهر یک سالی قبل از تبعید آقای خمینی به پاریس رخ داد. بر اساس روایت سایت آقای خامنهای، رئیس ساواک، حکم تبعید "سید علی خامنهای" به ایرانشهر را بیستم آذرماه ۱۳۵۶ امضا میکند. ۸ روز بعد او به همراه سه نظامی وارد ایرانشهر میشود و به علی حجتی کرمانی میپیوندد که در همان شهر در تبعید بود.
آیتالله خامنهای یک سال بعد از انقلاب
بر اساس روایتهایی که از خاطرات آقای خامنهای و نیز سرگذشت او در کتاب شرح اسم آمده است، دوران تبعید او در ایرانشهر با سختگیری چندانی همراه نبود و دوستان و همراهان او از دور ونزدیک میتوانستند آزادانه به ملاقاتش بیایند و خود آقای خامنهای هم برای مردم منطقه سخنرانی و وعظ میکردند؛ حتی پس سیل ایرانشهر در آن زمان، به ابتکار او "پایگاهی به نام کمک به سیلزدگان در مسجد آلرسول ایرانشهر" دایر شد.
دوران تبعید آقای خامنهای سه سال بود اما یک سال بعد که تحولات انقلاب اوج گرفت به مشهد بازگشت.
مدتی بعد با پیشنهاد آقای هاشمی رفسنجانی به آیتالله خمینی، آقای خامنهای به عضویت شورای انقلاب درآمد و به تهران رفت.
همرسانی چگونه میتوانید این مطلب را به دیگران برسانید؟
۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۸, جمعه
سومین تجمع اعتراضی معلمان در سراسر ایران
ایران
هزاران معلم برای سومین بار در سه ماه گذشته در تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران تجمع اعتراضی سکوت برگزار کردند. بهبود وضعیت معیشتی و آزادی معلمان زندانی از خواستههای معلمان معترض است.
بنابر گزارشها تجمع اعتراضی معلمان روز پنجشنبه (۱۷ اردیبهشت)، همزمان در تهران، مرکز تمام استانها و شمار دیگری از شهرهای ایران برگزار شد.
معترضان در تهران مقابل ساختمان مجلس و در شهرستانها جلوی ادارههای آموزش و پرورش تجمع کردهاند. خبرگزاری ایلنا شمار تظاهرکنندگان در تهران را سه هزار و پایگاه خبری "جماران" چهار هزار نفر گزارش کردهاند.
این حرکت اعتراضی، همچون دو تجمع قبلی (۱۰ اسفند ۹۳ و ۲۷ فروردین ۹۴) در سکوت برگزار شد و معلمان خواستهها و اعتراهای خود را با شعارنویسی بر روی پلاکارد و در بیانیهای به اطلاع مسئولان رساندند.
وعدههای انتخاباتی روحانی
تجمع اعتراضی پنجشنبه گستردهتر از دو تجمع قبلی برگزار شد. شورای مرکزی تشکلهای صنفی فرهنگیان اول اردیبهشت معلمان را به شرکت در این تظاهرات فراخواند و این حرکت را "اولین قسمت از اعتراضات صنفی" کارمندان آموزش و پرورش خواند.
این شورا در فراخوان خود از کمتوجهی رسانهها و مسئولان و نحوه انعکاس نارضایتی و اعتراض معلمان در صدا و سیمای جمهوری اسلامی انتقاد کرد.
در تظاهرات ۲۷ فروردین معترضان با شعار "رسانه میلی، جات خالیه خیلی" به رادیو و تلویزیون حکومتی کنایه میزدند و در تجمع ۱۷ اردیبهشت با شعار "معلم فریاد میزند، رسانه سانسور میکند" ناخشنودی خود را ابراز کردند.
معلمان معترض با انتقاد از بیتوجهی به وضعیتشان در سالهای گذشته، از دولت حسن روحانی نیز گلایه میکنند که به وعدههای خود در مورد رفع مشکلات معیشتی معلمان، افزایش سهم آموزشی در بودجهی دولت و اصلاح جهتگیریهای نادرست در آموزش و پرورش عمل نکرده است.
اعتراض صنفی به سالها تبعیض
رئیس جمهور ۱۴ اردیبهشت در مراسم بزرگداشت مقام معلم وعده داد که دولت "درحد توان" برای برطرف کردن مشکلات معیشتی فرهنگیان تلاش کند.
حسن روحانی در این مراسم گفت: «ما حق اعتراض را برای تمام اقشار و اصناف محفوظ دانسته و به رسمیت میشناسیم. من نسبت به معلمین نیز حق اعتراض را به رسمیت میشناسم، ما مشکلات آنان را میدانیم و البته آنان نیز مشکلات ما را میدانند.»
به گزارش "جماران" در بیانیهای که در پایان تجمع سراسری منتشر شد آمده است: «امروز ما فرهنگیان هماهنگ با معلمان سراسر ایران، گرد هم آمدهایم تا ندای مظلومیت خود را با سکوت فریاد کنیم و به سالهای متمادی تبعیض و بیعدالتی اعتراض نماییم و مسئولان مملکت را به عمل به وعدههای پیشینشان دعوت کنیم.»
معلمان همچنین بر "کاملاً صنفی و معطوف به احقاق حق و رفع تبعیض" بودن حرکت اعتراضی خود تاکید کرده و هشدار دادهاند، "هیچ جریان سیاسی، چه در داخل کشور و چه در خارج از مرزهای مملکت، حق مصادرهی آن و سیاسی جلوهدادنش" را ندارد.
نگرانی خامنهای از "توطئه دشمن"
ظاهرا این تاکید واکنشی به سخنان رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای در دیدار روز چهارشنبه با وزیر و مسئولان آموزش و پرورش است.
خامنهای با توجه به گسترده شدن دامنه اعتراض فرهنگیان، ابراز نگرانی کرده که "اگر درخصوص مسئله معیشت معلمان غفلت شود، دشمن سوءاستفاده خواهد کرد".
او خطاب به مسئولان آموزش و پرورش گفت: «البته معلمان انسانهای مؤمن، نجیب و هوشیاری هستند و متوجه توطئههای دشمنان و افراد کینهتوز نسبت به نظام اسلامی هستند که میخواهند به بهانه معیشت معلمان شعارهای فتنهگرانه و خطی و سیاسی مطرح و برای نظام دردسر درست کنند.»
رهبر جمهوری اسلامی از مسئولان اقتصادی دولت خواسته که "با وجود محدودیتها، نگاه ویژهای به آموزش و پرورش و معلمان داشته باشند و آن را در مسایل اولویتدار خود قرار دهند".
بیشتر بخوانید: بازداشت دبیرکل سازمان معلمان ایران
احضار و تهدید فعالان صنفی
در یکی از پلاکاردهای معترضان از دولت انتقاد شده که در سال ۹۴ بودجه بیشتری به آموزش و پرورش اختصاص نداده، اما بودجه برخی دستگاهها را به شدت افزایش داده است.
حسن روحانی چند روز پیش در همایش فرماندهان نیروی انتظامی (ناجا) اعلام کرد، دولت برای "افزایش اثربخشی ناجا" بودجه نیروهای مسلح را در سال جاری دو برابر کرده است.
فرهنگیان معترض در بیانیه پایانی تجمع روز پنجشنبه خود نسبت به "برخوردهای قهری با خواستههای برحقّ و منطقیِ فرهنگیان" هشدار داده و از مسئولان اجرایی و قضایی خواستهاند "برای یکبار هم که شده، نه از موضع قدرت، که از موضع واقعبینی و منطق با خواستهی معلمان برخورد کنند".
یکی دیگر از خواستههای معترضان آزادی رسول بداقی، محمود باقری و علی رضا هاشمی، سه معلم زندانی است که نمایندگی فرهنگیان در جریان اعتراضهای صنفی را بر عهده داشتهاند.
خبرگزاری ایلنا گزارش داد: «روز گذشته، یک نهاد نظارتی شماری از فعالان صنفی معلمان را احضار کردهاست و تنها به این شرط به آنها اجازه داده شب به خانه بروند که تعهد دهند در تجمع سراسری امروز شرکت نمیکنند.»
معلمان معترض با اشاره به وعدههای انتخاباتی روحانی مبنی بر حمایت از تشکلهای غیردولتی و حذف نگاه امنیتی نسبت به آنها، از وزارت کشور خواستهاند نسبت به صدور مجوز برای برگزاری مجمع عمومی کانونهای صنفی معلمان سراسر کشور و برگزاری انتخابات هیأت مدیرهی آنها اقدام کند.
اشتراک در:
پستها (Atom)