۱۳۹۱ بهمن ۱۹, پنجشنبه

۱۳۹۱ بهمن ۹, دوشنبه

حسن روحانی و عسگراولادی در کنگره حزب مردمسالاری باید دیروز را فراموش کرد و برای فردا فکری کرد



           
پنجشنبه گذشته، کنگره حزب مردم‌سالاری با حضور چهره‌های مستقل و نزدیک به اصلاح‌طلبان برگزار شد. حسن روحانی، چهره نزدیک به هاشمی‌رفسنجانی، مسعود پزشکیان، وزیر بهداشت دولت خاتمی و نماینده فعلی مجلس و مصطفی کواکبیان، دبیرکل حزب مردم‌سالاری و نماینده سابق مجلس، سه چهره‌یی بودند که در سخنان خود از اوضاع کنونی کشور انتقاد کردند.
از دیگر نکات قابل توجه در این مراسم هم، قرائت پیام عسگراولادی به کنگره حزب مردم‌سالاری بود. عسگراولادی در پیام خود نوشت: «امیدوارم این کنگره و اجلاس شما در مسیر منشور برادری مورد تاکید وصیتنامه امام رحمت‌الله حرکت داشته باشد تا بتوانیم نتیجه این نشست‌ها را در مسیر برادری معتقدین به امام رحمت‌الله، نظام و رهبری پیش ببریم
حسن روحانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز طی سخنانی در این کنگره گفت: اداره جامعه حق مردم و مال مردم است. مردم این حق را به عنوان امانت به افکار خاص و در چارچوب خاص قرار می‌دهند و هیچ خیانتی بالاتر از خیانت به حق مردم نیست. فضای امنیتی به نفع کسی نیست و کسانی که به دنبال فضای امنیتی هستند، در واقع به دنبال بهانه‌سازی هستند. آنهایی هم که می‌خواهند مردم را از رفتن به پای صندوق رای مایوس کنند، به مردم خدمتی نکرده‌اند. چرا اینقدر به گذشته چسبیده‌اید؟ خیلی چیزها را باید فراموش کرد. اینقدر به گذشته نپردازیم. به آینده و معضلات کشور بپردازیم. مسائل با شفافیت بیان نمی‌شود، آمارها از واقعیت فاصله دارد و نقدینگی به حدود 7 برابر رسیده است. بیکاری هم نه تنها کاهش نیافته که افزایش هم یافته است. اسراف این است که صدها هزار جوان را با سرمایه این مردم از دبستان تا دکترا بالا ببریم و آن وقت آنها بیکار باشند. مبادا به جایی برسیم که مردم فکر کنند انتخابات تشریفاتی است.
روحانی سپس در جمع خبرنگارانگفت: خیلی‌ها برای حضور درانتخابات به من مشورت داده اند، اما هنوز به این نتیجه نرسیده‌ام که بیایم یا نه؟اگر بیایم، مستقل خواهم آمد.

پیک نت   هشتم بهمن 1391

۱۳۹۱ بهمن ۵, پنجشنبه

طرحی که زمان جنگ با عراق اجرا شد طرح سهمیه بندی کوپنی قرار است بزودی آغاز شود


طرح سهمیه بندی (کوپنی) مواد غذائی که در زمان جنگ ایران و عراق و با ابتکار مهندس بهزاد نبوی در دولت میرحسین موسوی تهیه شده بود، قرار است بار دیگر و برای مقابله با تحریم ها و رفتن به سوی شرایط جنگی به اجرا گذاشته شود. هنوز دولت رسما این تصمیم را اعلام نکرده اما مطبوعات بتدریج زمزمه آن را منتشر کرده اند. خبرگزاری مهر به نقل از "یک مقام مسئول در وزارت صنعت، معدن و تجارت" نوشته است که سهمیه بندی، از طریق توزیع "کارت معیشت خانوار" صورت می گیرد که از طریق آن، احتمالا ۱۷ میلیون نفر از مردم مواد غذایی دریافت می کنند.
همین خبرگزاری نوشت: در جدیدترین گفتگوهای دولت و مجلس ایران در مورد مشکلات اقتصادی کشور، مسئولان دو قوه به توافق رسیده اند که برای تامین کالاهای مورد نیاز اقشار کم‌درآمد "معادل دو میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی برداشت ‌شده و در قالب سبد کالا میان ۱۵ میلیون خانوار توزیع شود".
صندوق توسعه ملی، صندوقی است که با هدف پس انداز کردن بخشی از درآمد نفت و گاز ایران برای سرمایه گذاری های درازمدت تاسیس شده است.
پیک نت   5  بهمن

وقتی "محصولی میلیاردر" سردار سپاه باشد چرا حداد عادل هزار میلیارد تومانی کاندیدای ریاست جمهوری نشود؟


شهرداری تهران فهرست املاک شخصی غلامعلی حداد عادل را تهیه و قیمت گذاری کرد. بر اساس این گزارش قیمت مستغلات و املاک غلامعلی حداد عادل در حوالی تهران به یک هزار میلیارد تومان بالغ می شود. اکثر این املاک و مستغلات زراعی بوده است و از پدر حداد عادل به وی ارث رسیده است. این املاک و مستغلات در زمان ریاست حداد عادل بر مجلس از زراعی به تجاری تبدیل شد و به دلیل تغییر کاربری قیمت آنها بطور تصاعدی افزایش یافت. در فهرست یادشده زمین مراکز آموزشی و پژوهشی متعلق به وی از قبیل مدارس غیرانتفاعی فرهنگ منظور نشده است.
پیک نت   5  بهمن

۱۳۹۱ دی ۲۴, یکشنبه

بشنوید این بیداد را چاره ای باید!




یگانه حکمی که تا حالا دادگاه های کودتا صادر نکرده اند، "دوختن دهان" است. یعنی همان حکمی که در زمان رضاشاه صادر شد و دهان "فرخی یزدی" را واقعا در زندان با نخ و سوزن دوختند! محرومیت از شعر خوانی (برای مصطفی بادکوبه ای از سال 1389)، محرومیت از فعالیت سیاسی (بسیاری از چهره های مذهبی فعال در انقلاب و دوران رهبری آیت الله خمینی)، ممنوع بودن احزاب و سندیکاها و کانون های مدنی، ممنوعیت خروج از کشور (که زمزمه این ممنوعیت برای مردم عادی و غیر سیاسی حتی برای سفر به ترکیه نیز شروع شده)، ممنوع القلم، ممنوع المنبر، ممنوع اللباس (روحانیون)؛ ممنوعیت از تحصیل (هزاران دانشجو)؛ ممنوع التدریس (صدها و بلکه هزاران استاد)، محرومیت از روزنامه نگاری (صدها روزنامه نگار را شامل شده)، ممنوع الانتشار ( شامل صدها عنوان کتاب در 8 سال گذشته)، و دیگر ممنوعیت هائی که تاکنون در ایران سابقه نداشته را در 8 سال گذشته شاهد بوده ایم. حتی ممنوع الدفن شدن در فلان گورستان. ظاهرا یگانه ممنوعیتی که باقی ماند "ممنوع الدهان باز کردن" یا همان "دهان دوختن" است.
این بیداد را، نه در شعرهای شکسته و بی وزن و قافیه، بلکه در قالب شعر کلاسیک و نه روی فیسبوک که جولانگه ناله های عاشقانه و فاقد ارزش هنری است، بلکه در انجمن های ادبی داخل کشور بشنوید. صدای امروز مردم ایران اینست، نه آن عاشقانه های دست و پا شکسته ای که روی فیسبوک پرپر می زند! و یا آن مدایحی که در بزم های حضوری و خصوصی در بیت رهبری برپا می شود تا چاپلوسان شعر خوانی کنند و برای تشفی خاطر مبارک ملوکانه  مدح قدرت بگویند!

۱۳۹۱ دی ۱۱, دوشنبه

دروغ؛ چون خون در رگ های مقامات روان است سخنرانی حقوق بشری رئیس قوه قضائیه ج. اسلامی


آیت‌الله آملی لاریجانی  رئیس قوه قضائیه در جلسه مسئولان عالی قضایی جمهوری اسلامی یک نطق حقوق بشری کرد. او به جای آن که درباره نقض فاحش حقوق بشر در ایران توضیح بدهد، به نقد حقوق بشر در اروپا و امریکا پرداخت!
ایشان نفرمود که نقض حقوق بشر در اروپا و امریکا جواز شکنجه و زندان و بازداشت مخفی و قتل در زیر شکنجه و حصر خانگی و کودتا علیه رای مردم و .... است؟
اصلا اروپا و امریکا "جهنم" حقوق بشر. این چه ربطی به فجایعی دارد که در ایران علیه مردم انجام می شود و اگر چند وکیل یک کانون برای دفاع از حقوق بشر در ایران برپا کردند باید زندانی شوند؟
رئیس قوه قضائیه بجای پاسخ به این سئوالات که سئوال همه مردم ایران است، در جمع قضاتی که خود ناقض حقوق بشر اند سخنرانی کرد و گفت:

تصویب قطعنامه حقوق‌بشری در مجمع عمومی سازمان ملل علیه ایران نشان دهنده‌ برخوردهای دوگانه سازمان ملل با نظام اسلامی ایران است که برای همه ما تکراری شده است. کشورهایی ما را متهم کرده و می‌کنند که خودشان نقض‌کننده‌ترین کشورها در مساله حقوق‌بشر هستند.
نظام اسلامی ایران نه از باب قطعنامه‌های حقوق بشری بلکه براساس ارزش‌ها و احکام اسلامی و قرآنی که شالوده این نظام است، خود را ملزم به رعایت حقوق بشر می‌داند و اگر تجاوزی هم به حق و حقوق افراد شود، خود نظام برحسب اعتقاد اسلامی خود و وظیفه‌ای که دارد با آن برخورد می‌کند. کما این‌که در قضیه فرد وبلاگ‌نویس (ستار بهشتی که زیر شکنجه کشته شد) همگان شاهد رسیدگی و برخورد مناسب نظام و دستگاه قضایی بودند.
(لابد اعلام برکناری فلان مامور انتظامی و مدتی بعد ماموریت بالاتری با مزایای بیشتر به او دادن، همان برخورد اسلامی است که لاریجانی می گوید و همان مراعات حقوق بشر در جمهوری اسلامی است که بی نیاز از توصیف است!)
رئیس قوه قضائیه ادامه داد:
نظام اسلامی ایران خود را موظف و مکلف به برخورد با نقض حقوق افراد می‌داند و مسئولان قضایی و سایر مسوولان حاضر نیستند در مقابل پاره‌ای وهمیّات، دین و آخرت خود را بفروشند و در مقابل تجاوز به حقوق مردم ساکت بمانند. مسوولان نظام، خود را ملزم به رعایت حقوق بشر می‌دانند.
(اگر دروغگوئی، تلاش برای فریب مردم باشد و ناقض حقوق بشر برای آگاهی از واقعیات، رئیس قوه قضائیه بزرگترین ناقض حقوق بشر نیست؟)

پیک نت   10  دی

۱۳۹۱ دی ۲, شنبه

نگاهی به مصاحبه صادق زیبا کلام محمد خاتمی و رحیم مشائی اره دو لبه در گلوی حاکمیت


صادق زیباکلام در گفتگو با "عصر ایران" نقطه نظرات خود را در باره انتخابات آینده ریاست جمهوری بیان داشت. این نقطه نظرات عمدتا در اطراف نامزدی رحیم مشائی برای ریاست جمهوری و بخت و اقبال او برای پیروزی دراین انتخابات دور می زند. زیبا کلام می گوید:

اگر حریف مشایی فقط اصولگرایان سنتی باشند، رقابت مشایی با کاندیدای جریان اصلی اصولگرایان، مثل بازی منچستریونایتد و مس سرچشمه کرمان خواهد شد! اگر حریف مشایی قالیباف باشد، رقابت آنها مثل بازی منچستریونایتد و لیورپول می شود. اما اگر حریف مشایی خاتمی باشد، رحیم مشایی مثل تیم ملی فوتبال ایران در برابر بارسلونا خواهد بود!
می خواهم بگویم احتمال کاندیداتوری مشایی در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده را بسیار بالاست و  معتقدم اگر خاتمی رقیب مشایی نباشد، مرد مرموز دولت احمدی نژاد، رئیس جمهور آینده ایران خواهد بود. علی لاریجانی، ولایتی و حداد عادل، در رقابت با مشایی هیچ شانسی ندارند.
احمدی نژاد برای باقی ماندن در قدرت راهی ندارد جز اینکه یکی از یارانش را به قدرت برساند. او می داند اگر اصولگرایان سنتی قوه مجریه را در دست بگیرند، تار و پودش را می شکافند.
یعنی تمام وابستگان احمدی نژاد را از قطار قدرت پیاده می کنند. تازه اگر این افراد را دستگیر نکنند. به هر حال اگر احمدی نژاد بخواهد یکی از نزدیکانش را نامزد ریاست جمهوری کند، ناگزیر است مشایی را روانه میدان کند؛ چون حمید بقایی و هاشمی ثمره و نیکزاد رای نمی آورند.
در میان یاران احمدی نژاد، فقط اسفندیار رحیم مشایی است که وزنه ای نسبتاً قابل اعتنا برای رسیدن به مقام ریاست جمهوری است. یعنی پتانسیل رای آوردن دارد. کنار رفتن مشایی از ریاست دفتر رئیس جمهوری و واگذاری سمتی تشریفاتی در ارتباط با جنبش عدم تعهد، نشان می دهد که احمدی نژاد مصمم است که مشایی دیگر درگیر کارهای اجرایی نباشد.
وقتی مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور است، در 24 ساعت باید 25 ساعت وقت بگذارد برای کارهای اجرایی. او از ریاست دفتر رئیس جمهوری کنار رفت تا وقت لازم برای ورود به کارزار ریاست جمهوری داشته باشد.
من احتمال می دهم که مشایی مثل دکتر معین در سال 84، از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شود ولی رهبری کاندیداتوری مشایی را بلامانع اعلام کنند.
به نظر من احتمال رای آوردن مشایی خیلی هم بالا خواهد بود. البته اگر آقای خاتمی وارد میدان نشود. اگر خاتمی کاندیدا شود، قطعاً مشایی هیچ شانسی نخواهد داشت.
اگر امر دایر شود که اصلاح طلبان بین مشایی و مثلاً حداد عادل یک گزینه را انتخاب کنند، قطعاً اکثر اصلاح طلبان در انتخابات شرکت نخواهند کرد اما ده تا بیست درصد اصلاح طلبان که در انتخابات شرکت می کنند، از رحیم مشایی حمایت خواهند کرد.
ما احمدی نژاد را از تیر 84 با مشایی داشته ایم، از خرداد 92 هم مشایی را با احمدی نژاد خواهیم داشت. یعنی این طور نیست که اگر مشایی رئیس جمهور شود، فضای کاملاً جدید در ایران ایجاد شود. احمدی نژاد همچنان با مشایی خواهد بود و سیاست های هشت سال گذشته دولت، کم و بیش ادامه خواهد یافت. خیلی از این سیاست ها، مطلوب مراکز اصلی قدرت است.
من فکر می کنم احمدی نژاد به چیزی کمتر از تایید صلاحیت مشایی بسنده نخواهد کرد. این مهمترین خواسته احمدی نژاد در قبال انتخابات ریاست جمهوری است. این خواسته برای او مصداق همه یا هیچ است. کاندیداتوری مشایی برای احمدی نژاد، نوری است در انتهای تونل قدرت.
مشایی در برابر هر تیغ و تیشه ای که به طرفش پرتاب شده، سکوت کرده است. اگر خیلی راستگرایانه حرف بزند، رای حامیان اصلاح طلبان را از دست می دهد و اگر خیلی اصلاح طلبانه حرف بزند، شانس تایید صلاحیتش از دست می رود.
بنابراین او از اردیبهشت 1390 ترجیح داده به گونه ای حرکت کند که هر دو جانب امر را برای خودش حفظ کند. یعنی نه کاملاً مطرود اصولگرایان شود و نه رای اقشار مدرن و تحصیلکرده جامعه را از دست بدهد.
این نکته را هم نباید فراموش کرد که مشایی هر چند برای اصولگرایان شخصیت جالبی نیست اما آنها به هر حال دغدغه سطح بالای مشارکت مردم در انتخابات را هم دارند. ضمناً با توجه به شکاف احمدی نژاد و اصولگریان، الان دیگر اوضاع مثل سال 88 نیست که مکانسیم برگزاری انتخابات در دست یک جناح بود. الان در واقع دو جناح مسئول پروسه برگزاری انتخابات هستند. بنابراین اوضاع لزوماً مثل سال 88 نمی شود.
با اینکه مشایی کاندیدای مطلوب اصولگرایان نیست ولی باز مشایی از نظر آنها بهتر از خاتمی است.

یکی از اهرمهای مشایی برای پیروزی در انتخابات این است که او اگر کاندیدا شود، به عنوان نامزد غیرحاکمیتی شناخته شود. شایی در برابر حداد عادل و سعید جلیلی، چنین موقعیتی دارد. یعنی وضعیتی مثل دوم خرداد 76؛ البته نه در آن حد و اندازه. به هر حال خیلی ها به مشایی رای می دهند صرفاً به این دلیل که او را نامزد غیرحکومتی می دانند!
همه روستاییان به مشایی رای نخواهند داد. اینکه چند درصد آنها مجاب شوند که به مشایی رای بدهند، بستگی به هنر و توانایی احمدی نژاد دارد. به نظر من، احمدی نژاد می تواند حداقل نیمی از جمعیت روستایی و فقیر کشور را قانع کند که به مشایی رای بدهند.
(نخستین ارزیابی پیک نت از مانورهای زیرکانه احمدی نژاد و رحیم مشائی برای انتخابات ریاست جمهوری و موقعیت رحیم مشائی در میان اقشار اجتماعی ایران را به نقل از پیک نت 3 دیمان 1389 از اینجا بخوانید.

پیک نت   26  آذر