۱۳۸۹ تیر ۵, شنبه

گناه تحريم های تنبيهی ايران با خامنه ای است


شبکه های اجتماعی
گاردين زيرعنوان «تحريم ها تقصير ايران است» می نويسد قصور آيت الله خامنه ای در ارائه تضمين های لازم در مورد مقاصد اتمی اش، برای جامعه بين المللی چاره ای جز چنین اقدام باقی نگذاشته است.
بعضی تحليل گران تلاش های بين المللی تحت رهبری آمريکا، و اکنون اتحاديه اروپا را، در مورد وضع تحريم های تنبيهی عليه ايران، به فاصله ای کوتاه پس از اعلام توافق ايران، ترکيه و برزيل، به عنوان عاملی در از دست رفتن فرصت تماس و گفتگو با ايران می بينند.
اما اگر به رفتار و حرکات ايران نگاه کنيم در حقيقت اين کادر رهبری ايران است که فرصت تماس و گفتگو با آمريکا را از دست داده است. باراک اوباما پس از آنکه عهده دار مقام رياست جمهوری آمريکا شد سعی کرد با آيت الله علی خامنه ای رهبر ارشد در ايران تماس برقرار کند، و در پيام خصوصی اش درماه مه ۲۰۰۹ همکاری ميان آمريکا و ايران در منطقه، و مناسباتی دوجانبه را خواستار شد.
به علاوه اوباما در اکتبر گذشته معامله ای را به دولت ايران پيشنهاد کرد که براساس آن ايران می بايست نزدیک به ۷۵ درصد اورانيوم غنی شده خود با غلظت پائين را برای تبديل به سوخت اتمی به خارج بفرستد. اوباما برای عملی ساختن اين معامله حاضر بود سه قطعنامه قبلی سازمان ملل متحد را که از ايران می خواست غنی سازی اورانيوم را متوقف کند ناديده بگيرد. خامنه ای نه تنها اين پيشنهاد را رد کرد بلکه به دانشمندان ايرانی دستور داد درجه غنی سازی را بالا ببرند و به سطح ۲۰ درصد برسانند. اين دستور، توانائی ايران را درغنی سازی اورانيوم به سطحی می رساند که می تواند برای ساختن بمب اتمی نيزاز آن استفاده شود.
تحريم های جديد به معنای آن نيست که اوباما گفتگو را رد می کند. دولت او در موارد بيشمار گفته است مايل به تعامل با ايران است و در اين زمينه در مقابل صدای قدرتمند جمهوری خواهان در کنگره ايستادگی به خرج داده است. اين يکی از دلايل حمايت اعضای دائمی شورای امنيت سازمان ملل متحد از اوباماست. آنها وی را عوض کننده هشت سال حملات لفظی موسوم به محور شرارت می بينند و مايلند از او حمايت کنند.
آنچه اوباما و شورای امنيت حامی او می خواهند اين است که ايران با فرستادن اورانيوم غنی شده با غلظت پائين به حد کافی به خارج نتواند در ايامی که با غرب مذاکره می کند بمب اتمی بسازد. اگر معامله ترکيه - برزيل می توانست رسيدن به اين هدف را عملی کند به احتمال قوی پذيرفته شدنی بود، به خصوص برای اوباما. با توجه به نزديک شدن فصل مبارزات انتخابات ميان دوره ای و ادامه مشکلات اقتصادی در آمريکا، ترکيه و برزيل می توانستند يک دردسر را برای رئيس جمهوری آمريکا کم کنند. همين نظريه را می توان در مورد ديگر اعضای شورای امنيت و بخصوص در مورد چين و روسيه مطرح ساخت که می خواهند مسئله ايران در اولين فرصت ممکن حل و فصل شود تا آنها بتوانند به معاملات پرسود، و فروش محصولات و سرويس های خود به ايران ادامه دهند.
رهبران جمهوری اسلامی ایران، به خصوص رهبر ارشد آن، استادان برچسب زدن و وارونه جلوه دادن حقایق اند. آنها در ايران انتخابات برگزار می کنند و می خواهند به جامعه بين المللی بقبولانند که آزاد و واقعی است. آنها سعی می کنند نشان بدهند حاضر به مصالحه اند تا از اين طريق از تحريم ها در بروند. اگر به دقت نگاه کنيم می بينيم که در عمل اين تلاشی برای استتار فعاليت های مرتب با ساختن بمب اتمی، ضمن برخوردار شدن از محافظت بين المللی است. آنها نتوانسته اند مردم ايران را گول بزنند و آنگونه که شاهد حمايتی قريب به اتفاق از اوباما هستيم در گول زدن جامعه بين المللی نيز با شکست مواجه اند.

۱۳۸۹ تیر ۴, جمعه

موسوی و کروبی: مخالفت با راهپیمایی سکوت؛ حمایت از هتک و تخریب

میرحسین موسوی و مهدی کروبی از "تضعیف نهاد قانونگذاری و هجمه و قشون کشی به مجلس" به شدت انتقاد کردند. براساسی گزارش سایت های کلمه و سحام نیوز، که دیدگاههای میرحسین موسوی و مهدی کروبی را بازتاب می دهند، این دو روز گذشته طی دیداری با هم، از عدم صدور مجوز راهپیمایی برای معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم ، و در عین حال سکوت حکومت در برابر حمله کنندگان به مجلس و دفتر مراجع تقلید در قم انتقاد کردند. موسوی و کروبی با اشاره به تجمع مخالفان مدیریت فعلی دانشگاه آزاد اسلامی، از این تجمع که در آن شعار های تندی علیه مجلس و رئیس آن، داده شد، به عنوان "هجمه و قشون کشی" به مجلس یاد و اعلام کرده اند: "مطابق قانون اساسی اعمال قوه مقننه از طریق مجلس شورای اسلامی است و این مجلس در عموم مسایل در حدود مقرر قانون اساسی می‌تواند به وضع قانون مبادرت کند اما عده ای حتی جایگاه این مجلس که شرائط انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان در آن رعایت نگردیده را بر نمی تابند." مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه، طرح "حمایت از تأسیس و تقویت موسسات و مراكز آموزش عالی غیر دولتی" را تصویب کرد که به موجب آن دانشگاه آزاد اجازه پیدا میکرد اموال خود را وقف کند. این طرح با مخالفت حامیان دولت احمدی نژاد مواجه شد و تعدادی از تشکل‌های حامی احمدی نژاد با تجمع در مقابل مجلس تهدید کردند که اگر نمایندگان از تصمیم خود کوتاه نیایند مجلس را به توپ خواهند بست.موسوی و کروبی با اشاره به این تجمع گفته اند که حکومت، خواست قانونی و مشروع مردم در برگزاری راهپیمایی سکوت را رد می کند اما در مقابل، عده ای سازمان یافته و در کمال امنیت به هر کس و هر کجا که می خواهند حمله می کنند. آنها از همگان خواسته اند "در مقابل این گونه رفتارها که جایگاه نهاد قانونگذاری و اختیار نمایندگان را سلب می کند، موضع بگیرند و به قانون گریزان اجازه ندهند با چنین شیوه هایی مقاصد نامشروع خود را پیش ببرند." به گفته موسوی و کروبی، "اگر توسل به قانون گریزان و متجاوزان به یک قاعده نامبارک .........

۱۳۸۹ تیر ۳, پنجشنبه

آقاي کديور، جنبش سبز حرکتي ملي است، با اين کارها نمي‌توان به آن هويت ايراني-اسلامي قالب کرد

یکی از مردمی‌ترین و خالص‌ترین شعارهایی که مردم ایران در اعتراضات به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری خرداد 88 سر دادند، “نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران” بود. شعاری که بلافاصله باعث موضع‌گیری از سوی دبیرکل حزب‌الله لبنان شد. خوب به یاد داریم که سید‌حسن نصرالله در واکنش به این شعار از سوی مردم چنین گفت “شعار نه غزه نه لبنان اثرات منفی زیادی داشت“. امروز پس از گذشت یک‌سال از آن ماجرا، آقای کدیور ادعا کردند که مردم در خیابان شعار “هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران سرداده‌اند”. این درست است که عده‌ای اندک به سفارش رهبران اصلاح‌طلب چنین گفتند، اما این یک شعار مردمی نبود و انعکاسی هم نداشت. شعار اصلی همان بود که مردم با جان و دل آن را فریاد می‌زدند و می‌خروشیدند. حال جالب است که پس از گذشت یک ‌سال و در چنین روزی که منشور جنبش سبز از سوی مهندس موسوی ارائه شده است، این موضوع از سر گرفته شود. براستی هدف چیست؟ آیا غیر از این است که می‌خواهند به حرکت آزادی خواهانه مردم هویتی جعلی قالب کنند؟ آیا غیر از این است که در این روزهای حساس، افرادی سعی در مصادره کردن آرمان مردم و هدایت کردن خون جانباختگان راه آزادی به جوی دروغ و فریب دارند؟ آیا جای تاسف نیست که کسانی سعی دارند خون جوانان ایران را به خورد اژدهای سیری ناپذیر حکومت ایدئولوژیک دهند؟ چرا چنین ناجوانمردانه؟ این بهره کشی‌های سیاسی در این روزهای سرنوشت ساز جای تاسف است. ما نمی‌گذاریم آقای کدیور، نمی‌گذاریم! جواب خواهرمان ندا را چه بدهیم؟ دست از سر این مردم ستم‌دیده بردارید. مردمی که با هزار سختی و دغدغه و ترس ولرز به خیابان آمدند. با کورسویی از امید که همان برایشان بزرگترین فرصت بود. آمدند و با صراحت گفتند که مرگ بر دیکتاتور. با صراحت گفتند که خسته شده‌اند. از دروغ، از دورنگی و از تفسیر و تاویل. حال شما می‌خواهید با آرزوی دربار سلطان، از نردبان ملت بالا بروید؟ کمی وجدان هم بد نیست! جنبش سبز یک حرکت ملی و آزادی خواهانه است. چرا اصرار دارید که به آن سمت و سوی حزبی بدهید؟ درست است که شما حق دارید به دنبال منافع و مطلوب خود بروید و برای رسیدن به آن‌ها تبلییغ کنید، اما با دروغ؟ با مصادره تلاش و حرکت مردم؟ با دست درازی به زحمات خونین این ملت رنج‌دیده؟ می‌دانید نتیجه این کار چیست؟ نفرتی که از مردم می‌خرید. حتی می‌توان چنین انگاشت که برآمدن این سخنان در این شرایط و پس از صدور آن بیانیه مهندس موسوی، قدم آخر در فرآیند آرام سازی مردم و لالایی شوم بی‌تفاوتی است. اما این خیال باطل است. آن تابوها دیگر شکست و اگر ذره ای حرمت در اثر فریب بوده است دیگر نیست. این تصور غلطی است که مردم با شنیدن این سخنان دلسرد شده و بگویند “سرمان کلاه رفت، دیگر بس است”. تازه اول کار است. این قصه دراز است و در اين شب سیاه جمهوری اسلامی قلندرها بی‌شمارند. گرچه آسمان ما سبز است اما زمین میهن سرخ است. حرکت مردم صلح‌آمیز و سبز و با صفا بود. حتی پس از هجوم خونین ضحاک هم هنوز سبز است. اما مباد که شما خشم ملت را برافروزید! دشمنی ضحاک علنی است و آن‌سوی میدان سرنوشتی سخت در انتظار او است. مردم کار ضحاک را به حوصله خواهند ساخت اما در این میان، فریب و بهره کشی سیاسی را دیگر نمی‌توان تحمل کرد.

۱۳۸۹ تیر ۲, چهارشنبه

مصاحبه وزیر دفاع امریکا 11 ناو جنگی امریکا تا 5 روز دیگر به هدف می رسند

وزیر دفاع امریکا "گیتس" که در روزهای گذشته چندین مصاحبه مطبوعاتی در ارتباط با ایران کرده، روز گذشته نیز باردیگر در دیدار با خبرنگاران، اهداف اعزام 11 ناو جنگی امریکا به خلیج فارس را توضیح داد. به گزارش خبرگزاری ها، گیتس در این مصاحبه مدعی شد که اعزام ناوهای امریکائی به خلیج فارس با دو هدف انجام می شود. اول کنترل و اجرای تحریم های شورای امنیت، اتحادیه اروپا و کنگره امریکا علیه ایران و دوم حفظ امنیت نظامی کشورهای خلیج فارس. او گفت که اکنون امریکا کشورهای خلیج فارس را به مدرن ترین سلاح های جنگی مجهز کرده است و این روند ادامه دارد. وزیر دفاع امریکا تاکید کرد که راه حل نظامی همچنان مطرح است.

همزمان با این مصاحبه، سایت "دبکا" که اخبار نظامی اسرائیل و امریکا را منتشر می کند، اعلام کرد ناوهای 11گانه امریکا تا 5 روز دیگر در هدف های تعیین شده مستقر خواهند شد، اما نام این اهداف را ذکر نکرد. همین سایت، بصورت تحریک آمیزی مدعی شد که ایران اهدافی را در اروپا برای پرتاب موشک به آنها در نظر گرفته است.

تجمع خودجوش بی مجوز با خودروهای بی پلاک، آب سردکن ومجهز به سیستم صوتی!

عصرایران - صبح امروز برخی افراد به عنوان دانشجو در مقابل مجلس تجمع کرده بودند و اگرچه حضور آنان به صورت خودجوش اعلام شده بود اما شعارها و نحوه حضور این افراد حکایت از عملیات سازمان یافته ای علیه رئیس مجلس شورای اسلامی داشت. به گزارش خبرنگار عصرایران این افراد تعدادشان حدود 200 نفر بود اما برخی رسانه های یک جریان خاص سیاسی تعداد آنان را تا 2000 نفر اعلام کردند. نکته جالبتر اینکه در بین این دانشجویان خودروهای مجهز به سیستم صوتی و آب سرد کن و منبع آب دیده می شد و از همه عجیب تر اینکه این خودروها فاقد پلاک بودند. اما در این بین می توان به حملات بی سابقه و شدیداللحن این افراد علیه علی لاریجانی اشاره کرد. این افراد در شعارهایی تند با مقایسه لاریجانی با افرادی که سران فتنه می خواندند خواستار استعفای فوری لاریجانی بودند. ماموران امنیتی و انتظامی هم بدون کوچکترین واکنشی تنها نظاره گرد فحاشی و هتاکی به رئیس مجلس و نمایندگان مجلس بودند. این در حالی است که این تجمع ، مجوز از وزارت کشور نداشت و پلیس نیز بارها اعلام کرده است با هر گونه تجمع بدون مجوز برخورد خواهد کرد. سوالی که در بین خبرنگاران مجلس مطرح بود این بود آیا افراد به همین آسانی می توانند در مقابل نهاد ریاست جمهوری تجمع کنند و علیه رئیس جمهور کشور شعار سر دهند؟! با این حال برخی نمایندگان از جمله حمید رسایی نماینده تهران نقش اصلی را در سازماندهی این افراد و جهت دادن به شعار ها داشتند و با حضور در بین آنان افراد را دعوت به جلو رفتن و سر دادن شعار علیه رئیس مجلس می کردند.

۱۳۸۹ تیر ۱, سه‌شنبه

گرسنگی، بیماری ، بیگاری و قطع تماس های تلفنی در بند 350 اوین

..... در همین حال در پی تعمیر صوری تعدادی از سلولها و بهتر کردن نمای بند 350 هستند. هدف از این اقدامات، فریب هیاتهای بازدید کننده ای است که احتمالا قصد دعوت از آنها را دارند تا فشارهای بین المللی که در مقابله با جنایت علیه بشریت در جهان طنین انداز شده است را کاهش دهند. این در حالی است که زندانیان سیاسی در همان محلهای در حال تعمیر قرار دارند و حداقل امکانات را از آنها سلب کرده اند . در این راستا زندانیان سیاسی که اکثرا در اثر شکنجه های غیر انسانی دچار ناراحتیهای حاد جسمی هستند نیز وادار به بیگاری می شوند. همچنین ارتباط تلفنی زندانیان سیاسی بند 350 با خانواده هایشان از شب گذشته قطع شده و تنها امکان ارتباطی زندانیان سیاسی با خانواده هایشان از آنها سلب شده است. قطع تلفن ها با اهداف مشخص ودر حالت خاص صورت می گیرد. از طرف دیگر یکی از سلولهای بند 350 زندان اوین که زندانیان سیاسی در آن محبوس بودند را تخلیه و در اختیار زندانیان عادی قرار داده اند و تعداد سلولهایی که در اختیار زندانیان سیاسی بوده را کاهش داده اند. این مسئله باعث شده که ازدحام زندانیان در هر سلول به چند برابر افزایش یابد. در حال حاضر در هر سلول بین 30 الی 36 زندانی سیاسی جای داده شده که تقریبا یک سوم زندانیان سیاسی در هر سلول کف خواب هستند. سلولها علیرغم گرمای شدید تابستان فاقد امکانات اولیه خنک کننده هستند و با ازدحام چند برابر ظرفیت باعث شده که شرایط زندانیان طاقت فرسا شود. همچنین گفته شده که قرار است 50 نفر از دستگیر شدگان 22 خرداد ماه را از شکنجه گاههای بند 209 ،2-الف سپاه و 240 را به این بند منتقل کنند. زندانیان از وضعیت غیر قابل مصرف غذا در رنج هستند و از داشتن حداقل مواد پروتئینی مورد نیاز بندشان محروم هستند و علیرغم اعتراضات مستمر زندانیان سیاسی هیچ اقدامی صورت نگرفته است. آنها از درمان جدی محرومند و وضعیت بهداشت اسف بار است. زندانیان سیاسی بدلیل کیفیت بسیار پایین و غیر قابل مصرف غذا ناچار هستند که خود با خرید از فروشگاه زندان اقدام به پخت غذای ساده نمایند که اخیرا امکانات لازم پخت مانند اجاق گاز را تا حد زیادی از آنها سلب کرده اند که عملا امکان پختن غذای ساده را از آنها گرفته شده است. زندانیان برای استحمام کردن ناچار هستند که با آب سرد استحمام نمایند چونکه اکثر مواقع آب گرم قطع می باشد و این مسئله باعث تشدید بیماری زندانیان سیاسی شده است. از طرفی دیگر کتابخانه بند 350 زندان اوین که با تلاش زیاد زندانیان سیاسی سابق و بخصوص زندانی سیاسی علی صارمی به پا شده بود و کتابهای آن توسط خود زندانیان در سالهای اخیر تامین شده بود را تخریب کرده اند. طرح فشارهای طاقت فرسا و اقدامات غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی بوسیله بازجویان وزارت اطلاعات (شکنجه گران) گرفته می شود و توسط صداقت نژاد رئیس زندان اوین و مصطفی بزرگ نیا رئیس بند 350 که از شکنجه گران شناخته شده زندان اوین می باشد به اجرا گذاشته می شود. این افراد از جنایتکاران علیه بشریت می باشد. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، تشدید فشارهای طاقت فرسا و محدودیتهای غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی در زندان اوین را محکوم می کند و از دبیر کل ،کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد برای گرفت تصمیمات لازم اجرا است.

۱۳۸۹ خرداد ۳۱, دوشنبه

کروبی :آن رایی که از شما دزدیدند و حقی که ظالمانه از شما ستاندند ننگی است که با هیچ رنگی پاک نخواهد شد.



یکسال پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و گذر از مصائب و تلخی های این یکساله بیش از هر چیز لازم می دانم سپاس، تشکر و تقدیر خود را از خانواده های معظم شهدای حوادث یک سال گذشته که در مظلومیت تمام حتی نگذاشتند مراسمی در شأن عزیزانشان برگزار نمایند، اعلام کنم. اینجانب ضمن همدردی با خانواده های شهدای عزیز از خداوند برای شهدای این راه، رحمت و برای بازماندگان آنها نیز طلب صبر و اجر می کنم. به مجروحین عزیز هم که در کنار جراحت ها و آسیب ها حتی حق درمان در آسایش نیز از آنها سلب شد، ادای احترام می کنم و در مقابل این همه استقامت و پایداری آنها سر تعظیم فرود می آورم. و نهایتاً از خیل کسانی که به ناحق و برای خفه کردن ندای حق طلبانه این ملت مظلوم و بزرگ، به جای مجرمین واقعی به زندان افتادند، به نیکی یاد می کنم. این روزها زندان های کشور پر است از یاران انقلاب و امام، و اندیشمندان و فرهیختگان و جوانان و آزادی خواهان و همچنان امیدوارم مقامات قضایی کشور در جهت احیای دستگاه قضا به جای صدور کیفر خواست های سیاسی و ابلاغ احکام دیکته شده، زمینه رهایی و آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را به زودی فراهم آورند. ملت حق خواه و آزادی خواه ایران تا یکسال پیش با وجود اختلافات فراوان در شیوۀ اداره کشور و تعطیل یا تفسیر به رأی قانون اساسی توسط برخی حاکمان، وحدت و انسجامی نسبی میان همه جریان های فکری و فعال سیاسی و آحاد مردم و مسئولان نظام وجود داشت. اگرچه عده ای به حقوق مردم و آزادی های مشروع آنان بی اعتنایی می کرند و حقوق اقوام گوناگون ایرانی و اقلیت های رسمی دینی و مذاهب و فرق مختلف اسلامی را نادیده می گرفتند و از هتک حرمت و توهین و تحقیر اقشاری چون جامعه زنان و جوانان و اعمال خشونت و رعب و وحشت علیه آنان ابایی نداشتند و فضای یأس و سرخوردگی در جامعه ایجاد می کردند و فشارهای سنگین و غیر قابل تحملی بر حوزه های علمیّه و دانشگاه های کشور وارد می آورند تا حوزه و دانشگاه را مطیع خود سازند ولی آنچه در انتخابات ریاست جمهوری گذشته اتفاق افتاد از همه آنچه پیشتر دیده بودیم فراتر بود. به کارگیری تمام امکانات مالی، رسانه ای، نظامی و بسیج جهت مصادره رأی مردم و اعلام نتایج انتخابات به صورت مهندسی شده و ظالمانه و در عین حال ناشیانه، و توهین و تحقیرهایی که از آن پس نسبت به مردم و جریان های حاضر در صحنه به عمل آمد و از همه بدتر بی اعتنایی نسبت به معترضین و اعتراضات، اتفاقات جدیدی بودند که در چنین وسعتی در سه دهه گذشته در این مملکت رخ نداده بود. بدین ترتیب اگر تا یکسال پیش وحدت و انسجامی نسبی در کشور حاکم بود، بعد از غارت رأی مردم به وسیله مجریان و ناظران در سایه زور و سرنیزه، ادامه چنان وحدتی غیر ممکن می نمود، آنچنانکه کاندیداها و هواداران ایشان و آحاد مردم نیز نسبت به این ظلم آشکار و بزرگ اعتراض کردند و آنچنانکه به یاد داریم تمام مطالبه آنان در ابتدا در شعار زنده و جاوید ” رأی من کجاست؟ ” تبلور یافت. متاسفانه اما مسئولان مربوطه به جای توجه و رسیدگی به این مطالبه حداقلی و به کار گیری قانون و عدالت، به خشونت و ایجاد فضای امنیتی و بازداشت و شکنجه و آزار معترضین و تشکیل دادگاه های فرمایشی و صدور آرای کلیشه ای روی آوردند و هزینه ای سخت و جبران ناپذیر را بر نظام، کشور و مردم تحمیل کردند. بسیاری از رجال و شخصیت های با سابقه حوزه دین و سیاست و انقلاب را کافر، ملحد، محارب، اجنبی و خود فروخته معرفی کردند و چوب حراج بر تمام سرمایه های مادی و معنوی این مملکت و انقلاب زدند. ملت عزیز ایران همانطور که می دانید و پیشتر هم اشاره کردم در یک سال گذشته پرده حجب و حیا از سوی کسانی که خود را وابسته به مراکز قدرت می دانند دریده شد و پیاده نظام این جریان در رسانه ها و سایت هایی که از پول نفت و بیت المال ارتزاق می کنند چنان آتشی بر خیمه نظام و انقلاب زد که ترکش های آن به همه خدمتگزاران و انقلابیون از جمله بیت معزز حضرت امام و نوه عالم و اندیشمند ایشان حاج سید حسن خمینی و دیگر مراجع بزرگ شیعه نیز اصابت کرد. سامان دهی عده ای از مواجب بگیران در ۱۴ خرداد و شکستن حرمت بیت امام در کنار مرقد ایشان را دیدیم و سیل محکومیت این فعل ابلهانه از سوی مردم و علمای بزرگ و مراجع تقلید را هم به نظاره کردیم. در مقابل واکنش مردم و علما اما یک روزنامه که حریمی اهریمنی دارد و هیچ چارچوب و حد و مرزی برای گستاخی و فحاشی