۱۳۹۵ بهمن ۲۱, پنجشنبه

۲۱ بهمن ۱۳۹۵ سه روایت از حداقل دستمزد سال ۹۶: فقر اجتناب‌‌ناپذیر کارگران


۲۱ بهمن ۱۳۹۵ سه روایت از حداقل دستمزد سال ۹۶: فقر اجتناب‌‌ناپذیر کارگران FacebookTwitterGoogle+BalatarinPrintEmail کارگروهی برای تعیین سطح دستمزدها در سال ۹۶ تشکیل شده است. گرچه هنوز کارگروه یاد شده در شورای عالی کار مشغول تعیین معیارهای افزایش دستمزد است اما زمزمه‌هایی نیز شنیده می‌شود: افزایش ۱۳ تا ۱۵ درصد دستمزد فعلی، چانه‌زنی بر مبنای خط فقر تعیین شده توسط مجلس، و یا تامین هزینه “بخشی از اقلام مصرفی خانوارهای کار”. آیا واقعاً دستمزدها به فراخور هزینه‌ها افزایش پیدا می‌کند؟ مقامات وزارت کار به نمایندگی از طرف دولت، نمایندگان کارفرمایان و نمایندگان شوراهای اسلامی کار در این جلسات شرکت دارند. آن‌ها در گفت‌وگوهایشان با رسانه‌ها، معیارها و ارقام متفاوتی درباره میزان حداقل دستمزد سال ۹۶ عنوان کرده‌اند. هم نماینده شوراهای اسلامی کار و هم نماینده تشکل‌های کارفرمایی گفته‌اند قرار است برای تعیین حداقل مزد سال ۹۶، میزان کالری مورد نیاز یک خانواده و بر اساس آن هزینه مواد غذایی و غیر غذایی لازم زندگی کارگران محاسبه شود. در همان حال هر دو طرف این مذاکرات به این نکته اشاره کرده‌اند که به لحاظ اقتصادی، در سال ۹۶ پرداخت حداقل دستمزد ممکن نیست و باید در یک فرآیند درازمدت به آن دست یافت. صعود به خط فقر در “درازمدت” احسان سهرابی “عضو هیئت مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار” گفته است: “حقوق مورد نیاز برای گذران یک زندگی برای کارگر حدود ۲ میلیون و ۴۴۶ هزار تومان است.” علی خدایی عضو دیگر “هیئت مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار” و نماینده شورای عالی کار با اشاره به اختلافاتی که میان نمایندگان این تشکل و نمایندگان کارفرمایان در کمیته تعیین دستمزد وجود دارد در عین حال تاکید کرده است: “ممکن است به دلایل اقتصادی برای سال ۹۶ امکان عملیاتی شدن محاسبات کارگروه مزدی وجود نداشته باشد”. او اما امیدوار است که شاید بتوان در “درازمدت” برنامه‌ای برای رسیدن به دستمزد مطلوب در نظر گرفت. اصغر آهنی‌ها از اعضای کارفرمایی شورای عالی کار به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفته مذاکرات در حدی است که گروه کاری “بر سر تعیین معیار‌های منطقی” بتواند توافق کند. وی افزوده است “الگوی به‌دست آمده [برای اجذرایی شدن] نیازمند تطبیق نظرات فنی نمایندگان گروه‌های کارگری، کارفرمایی و دولتی و در نظر داشتن واقعیت‌های اقتصادی است”. به گفته آهنی‌ها تأمین بخشی از هزینه زندگی کارگران بر عهده کارفرمایان است و مابقی را باید دولت و سایر ارگان‌ها بر عهده بگیرند. حمید حاج ‌اسماعیلی، “کارشناس کار” اما در گفت‌و گو با خبرگزاری کار ایران ملاک مشخص‌تری برای تعیین دستمزدها به دست داده است. او اعتقاد دارد که می‌توان برای تعیین حداقل دستمزد، میزان تعیین شده توسط مرکز پژوهش‌های مجلس را مبنای چانه‌زنی در شورای عالی کار قرار داد که حدود یک میلیون و هشتصدهزار تومان است. این کارشناس توصیه کرده که کسری دستمزد کارگران با پرداخت یارانه غیر نقدی و بن‌های کارگری جبران شود. در چنین شرایطی، برخی از کارشناسان اعتقاد دارند که در خوشبینانه‌ترین حالت، حدااقل دستمزد کارگران در سال آینده بین ۱۳ تا ۱۵ درصد افزایش داشته باشد. دستمزدها و هزینه‌های زندگی روزنامه اعتماد اخیرا گزارشی منتشر کرده است از شکاف مزد و معیشت در ۱۰ سال گذشته. این گزارش نشان می‌دهد که هزینه‌های زندگی ظرف ۱۰ سال گذشته ۴۵۳ درصد افزایش داشته‌اند. به عبارت دیگر یک خانواده در صورتی می‌تواند سطح زندگی‌اش در سال ۱۳۸۵ را حفظ کند که درآمدش دست‌کم در این مدت چهار و نیم برابر شده باشد. دستمزد کارگران در این بازه زمانی به میزان اندکی افزایش یافته و به همین جهت سطح زندگی آن‌ها افت کرده و فقیرتر شده‌اند. در این میان بهای کالاهای اساسی مانند گوشت و مرغ، برنج و حبوبات، لبنیات و تخم‌مرغ باز هم افزایش بیشتری پیدا کرده است. بخش عمده‌ای یا در برخی موارد همه درآمد ماهانه دهک‌های پایین جامعه صرف خرید کالاهای اساسی می‌شود. فعالان کارگری طی سال‌های اخیر هر سال به پایین بودن دستمزدها اعتراض کرده‌اند و خواستار اجرای اصل ۴۱ قانون کار شده‌‌اند که حاکی است حداقل دستمزد باید به نحوی باشد که تورم را جبران و زندگی یک خانواده کارگری را تأمین کند. بیشتر بخوانید: پروین محمدی: «ما به زندگی زیر خط فقر رضایت نمی‌دهیم» ائتلاف دولت و کارفرمایان علیه افزایش دستمزد دولت افزایش دستمزدها را «وتو» می‌کند حداقل دستمزد ۹۶: آیا سرکوب مزدی ادامه می‌یابد؟

۱۳۹۵ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

سینه رسانه های آلمانی چرا داغ «ترامپ» دارند؟


روسیه امروز- ترجمه رضا نافعی این خبر در پایان هفته گذشته تبدیل شد به یک خبر جنجالی کوچک که حتی تلویزیون رسمی آلمان مانند ARD و همچنین نشریاتی مانند زود دویچه سایتونگ، و اشپیگل آنلاین و «تسایت آنلاین» که به خود لقب نشریات با کیفیت داده اند نیز آن را منتشر کردند. خبر هراس انگیز این بود: «چهار نفر از مهمترین همکاران وزارت خارجه امریکا استعفای خود را ارائه کرده اند». بدنبال آن آژیر خطر بصدا در آمده بود که : «از دست دادن چنین دانش سازمانی در دهه های گذشته مانند نداشته است». البته این چهار نفر داوطلبانه از خدمت کناره نگرفته بودند. بنا به نوشته واشنگتن پست و گفته های CNN دولت جدید ترامپ به این مقامات برجسته دولتی گوشزد کرده بود که بهتر است بروند. قرائن می خواهد بگوید این تصمیم نیز نشانی دیگر از دیوانگی دستگاه دولتی جدید امریکاست که ترامپ انتصاب کرده و باید هیستری عمومی را تقویت کند. در حالی که این امر اصلا تازگی ندارد. وقتی دولتی عوض می شود همراه با آن مقامات برجسته اداری نیز تغییر می کنند. در برلین هم همین کار را می کنند. زیرا مقامات برجسته معمولا «مقامات سیاسی» هستند که هر دولتی که تازه بر سر کار میاید برای این که مطمئن شود درهر وزارتخانه ای خط مشی وزیر جدید واقعا در سطوح پائین تر نیز بدقت اجرا می شود، «پست های سیاسی» را به افراد مورد اطمینان خود می سپارد. در امریکا بسیاری از پست های برجسته ، بویژه در وزارت خارجه، برای خشنود سازی و دل بدست آوردن اعطا می شود. این رسم بویژه در مورد پست سفیران که پستی مطلوب است اجرا می شود. این مسئله در واشنگتن تقریبا بنوعی «حق عرفی» تبدیل شده که هرکس در دوران مبارزات انتخاباتی پول بیشتری برای انتخاب رئیس جمهور جدید بپردازد، بعدا می تواند در انتظار پست سفارت در یکی از کشورهای جالب باشد. از این رو ترامپ قبلا اشاره کرده بود که او » سفرای- اوباما» را از 60 کشور فراخواهد خواند. اما از آنجا که ترامپ از شخصیت های «مهم» کمک های مالی برای انتخابات در یافت نکرده احتمالا برای ادامه سنت واشنگتن مبنی بر «اعزام سفیران سوگلی» با مشکل روبرو خواهد شد. به این ترتیب احتمال می رود که بخت دیپلمات های حرفه ای برای دست یافتن به پست های عالی بیشتر شود، که بی تردید بد نخواهد بود. در این میان این نیز روشن شده است که معاون وزارتخارجه امریکا برای امور اروپا که به (ویکتوریا» فاک EU» نولاند) شهرت یافته (در استراق سمع تلفنی که هنگام حضور او در اوکرائین رخ داد او واژه های «فاک اتحادیه اروپا» را بکار برده بود (که در واقع افشاگر سیاست خارجی امریکا در برابر اتحادیه اروپا شد) روز پنجشنبه گذشته آخرین روز خدمت او نیز بوده است. او مظهر زشت نئوکان های جنگ طلب است که آخرین «موفقیت» او کودتای خشونت آمیز در اوکرائین بود. حاصل آن این بود که واشنگتن توانست روند نزدیک شدن آلمان- روسیه را برهم بزند، جنگ سرد جدید را که از مدت پیش نقشه آن کشیده شده بود به راه اندازد و بار دیگر با بکار گرفتن گوه ای عمیق روسیه و اروپا را از هم جدا کند. اگر تلویزیون آلمان و دیگر «رسانه های با کیفیت» اندکی تحقیق کرده بودند متوجه می شدند که آن چهار مدیر برجسته ای که برای رفتن آنها از وزارت خارجه تا این حد سوگوارند، دارای مقامات کلیدی در » لجنزار متعفن» نخبگان سیاسی واشنگتن هستند که ترامپ قول داده آن را «خشک کند». این که ترامپ این کودتاچی را کنار می گذارد خود نشان دیگری است از این که وقتی صحبت از ایجاد توازن سیاسی با روسیه می کند حرفش جدی است. آن چهار مقام برجسته از کار برکنار شده عبارت بودند ار «پاتریک کندی» معاون وزیرخارجه برای مدیریت، «جویس آنه بار» مسئول امور اداری، میشل بوند، مسئول امور کنسولی و «گنتری اسمیث» مدیر دفاتر دیپلمات ها در سفارتخانه های امریکا. در واقع آن چهارنفر با هم مسئول هزاران پست دیپلماتیک در وزارت خارجه امریکا بودند که در واشنگتن در باره آن پست ها تصمیم گرفته میشد. تلویزیون آلمان با ابراز تاسف از این تصمیم و این که جایگزین کردن این افراد کار دشواری است، و از این فقدان درک با تاسف سر تکان می دهد که چطور ترامپ افرادی را به کنار نهاده که هم در دوره دموکرات ها و هم جمهوریخواهان در این پست ها خدمت کرده بودند و در واقع مسئول مدیریت کلیه کارهای وزارت خانه بوده اند. دلیل اخراج آنها نیز درست همین بود. مثلا پاتریک کندی بدلیل نقش مشکوکش در ماجرای – بنغازی در لیبی مدت ها بود که نامش در لیست جمهوریخواهان برای اخراج قرار گفته بود. کندی از جمله ازسوی جمهوریخواهان در کمیسیون امنیت سنا که در آن وقت دراقلیت بودند، برخلاف امروز که در اکثریت هستند، متهم بود به این که برای امنیت مقام دیپلماتیک امریکا در بنغازی واقع در لیبی اقدامات کافی بعمل نیاورده بود. و به این ترتیب در کشته شدن سه مامور سیا و همچنین «استیونس» -سفیر امریکا او نیز مقصر بوده است. این چهار امریکائی در سال 2012 طی حمله ای که به سفارت امریکا شد کشته شدند. شهر بنغازی در شرق لیبی در آن زمان مرکز اسلامگرایان خشونت طلب بود که تحت حمایت امریکا قرار داشت و با دولت قانونی در لیبی میجنگیدند. کشته شدن چهار امریکائی فقط نشان داد که در آن زمان هم میان فراکسیون های مختلف خشونتگرایانی که سلاح و پول را از حامیان امریکائی خود می گرفتند تا چه حد اختلاف بوده است. اتهام با اهمیت دیگری که به سناتور کندی 80 ساله وارد آمده این است که او یک معامله غیر قانونی با اف.بی. آی. کرده که مانع تعقیب قانونی هیلاری کلینتون گردد که در آن زمان رئیس او بوده است. جریان از این قرار بود که کلینتون یک سند رسمی را که مهر محرمانه بر آن خورده بود از «سرور» خصوصی و فاقد ایمنی خود فرستاده بود. گویا طبق پروتکل های رسمی، سناتور کندی روز 17 اکتبر 2016 در گفتگو با رهبری اف.بی.آی. پیشنهاد می کند که سند تغییر کند و واژه «محرمانه» از روی سند برداشته شود. در مقابل کندی چند پست در سفارتخانه های امریکا در اختیار اف.بی.آی. خواهد گذاشت. در مورد سه نفر دیگر نیز نیازی به تحقیقات عمیق نیست تا روشن گردد که آنها هم در کنار هیلاری کلینتون بوده اند. آنها در دنیایی موازی، در طبقه هفتم وزارتخارجه امریکا برای کنسرن ها و علیه علائق خلق امریکا در سراسر جهان تدارک جنگ و دخالت در امور کشورهای دیگر را می دیدند، آن هم با استمراری حیرت انگیز. اعم از آن که دولت در دست جمهوریخواهان بود یا دموکرات ها… منبع آینده ما

۱۳۹۵ مهر ۲۹, پنجشنبه

سه وزیر کابینه روحانی رفتند و سه سرپرست آمدند؛ تردید بین استعفا یا برکناری


جای خالی گودرزی و جنتی در جلسه کابینه با معرفی سه سرپرست جدید، جایگزینی سه عضو کابینه حسن روحانی قطعی شد. وزیر آموزش و پرورش که برخلاف وزیر ورزش و وزیر ارشاد حاضر به استعفا نشده بود و در جلسه روز چهارشنبه هیات دولت حضور داشت، به گزارش برخی رسانه‌های ایران از سوی حسن روحانی برکنار شده است. در شرایطی که دولت حسن روحانی در اقدامی عجیب از اطلاع‌ رسانی شفاف و دقیق درباره تغییرات کابینه خودداری می‌کند، علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و محمود گودرزی، وزیر ورزش و جوانان در جلسه روز چهارشنبه ۲۸ مهر حضور پیدا نکردند. همزمان ایرنا، خبرگزاری رسمی دولت گزارش داده که سید عباس صالحی، معاون فرهنگی وزیر ارشاد به عنوان سرپرست این وزارتخانه انتخاب شده است. آقای صالحی در حوزه علمیه درس خوانده و دکترای فلسفه دارد. همچنین سید نصرالله سجادی به عنوان سرپرست وزارت ورزش و جوانان انتخاب شده است. او که پیش از این معاون توسعه ورزش قهرمانی و حرفه‌ای این وزارتخانه بود در آبان ۱۳۹۲ به عنوان گزینه وزارت ورزش و جوانان از سوی حسن روحانی به مجلس معرفی شد اما نتوانست رای اعتماد کسب کند. پیش از او، مسعود سلطانی‌فر و سیدرضا صالحی امیری هم موفق به کسب رای اعتماد مجلس برای این سمت نشده بودند. اما وزارت آموزش و پرورش که اکنون سید محمد بطحایی را به عنوان سرپرست در راس خود می‌بیند، وضعیت پیچیده‌تری دارد. علی اصغر فانی که پیش از این یک بار استیضاح شده و دوباره رای اعتماد گرفته بود، در آستانه استیضاح مجدد قرار داشت اما به نظر می‌رسد که تمایلی برای استعفا نداشت. او روز چهارشنبه در نامه‌ای خطاب به حسن روحانی نوشت که آمادگی پاسخگویی در جلسه استیضاح را دارد اما در عین حال برای «هرگونه تصمیم» حسن روحانی در مورد ادامه کارش «اعلام آمادگی» می‌کند. خبرگزاری‌های ایران تفاسیر متفاوتی از این نامه داشتند و برخی آن را به استعفا تعبیر کردند اما برخی خبر دادند که در پی این نامه، رئیس جمهوری ایران تصمیم به برکناری فانی گرفته است. تغییرات صورت گرفته در کابینه در شرایطی صورت می‌گیرد که کمتر از یک سال به عمر دوران ریاست جمهوری حسن روحانی باقی است.

۱۳۹۵ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

یک معلم در پیرانشهر خودکُشی کرد


آژانس کُردپا: یکی از فرهنگیان بازنشسته‌ی شهرستان پیرانشهر بنابه دلایل نامعلومی به زندگی خود پایان داد. به گزارش آژانس خبررسانی کُردپا، عصر روز شنبه، بیست و هفتم شهریورماه زن جوانی بنام پروین مامندی از طریق طناب دار دست به خودکُشی زده است. وی از معلمان بازنشسته در استان آذربایجان‌غربی بود که سابقه‌ی ٢٣ سال تدریس در مدارس شهرستان پیرانشهر را داشت. پروین مامندی به گفته‌ی نزدیکان خانم مامندی؛ "اقدام او خانواده و بستگان را در بهت و حیرت فرو برده و از انگیزه‌ی اصلی ایشان هیچ اطلاعی نداریم." پروین مامندی حدود ٢ سال قبل به صورت "پیش از موعد" بازنشسته شده بود. سال گذشته نیز در سنقر یک معلم کُرد به دلیل مشکلات معیشتی دست به خودکُشی زد. در یک سال اخیر ده‌ها مورد خودکُشی شهروندان کُرد به ثبت رسیده که جامعه‌شناسان از آن با عنوان "موج سوم خودکُشی‌ها" یاد می‌کنند. آنان چنین اقدامی(خودکُشی) را "واکنشی اعتراضی" در برابر مسائل و مشکلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی جامعه‌ی کُردستان توضیح می‌دهند.

هشت سال و ۶ ماه حبس برای یک زوج وبلاگ نویس ،محمد نجفی و پانیذ عظیمی


به گزارش صدای زندانیان سیاسی، به نقل از یک منبع آگاه ، پاییز ۱۳۹۴ قرارگاه ثارالله اطلاعات سپاه این زوج وبلاگ نویس را به دلیل تشکیل “کمپین نه به ججاب اجباری” دستگیر کرد. پس از طی بازجویی ها و به استناد اعتراف های تحت فشار و پرینت هایی که از وبلاگ و صفحات فیسبوکی این دو تهیه شده بود دادگاه برای «محمد نجفی» هفت سال و شش ماه و برای «پانیذ عظیمی» یک سال محکومیت به حبس در نظر گرفت. نظر به اینکه مسئولان قرارگاه ثارالله وکلا و خانواده ایشان را از مصاحبه منع کرده اند ، اطلاعات دقیقی از دادگاه و اتهام های ایشان در دست نیست . به گفته یکی از نزدیکان این دو فعال رسانه ای ،اتهام اولیه “فعالیت تبلیغی علیه نظام “و “اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت از طریق تشکیل کمپین نه به حجاب در فضای مجازی “بوده است. «محمد نجفی »هم اکنون در بند هفت زندان اوین و «پانیذ عظیمی» نیز در بند نسوان زندان اوین در حال سپری کردن محکومیت خود می باشند......

۱۳۹۵ مرداد ۲۷, چهارشنبه

استفاده روسیه از پایگاه همدان 'با اطلاع آمریکا انجام گرفت'


یک مقام نظامی آمریکایی اعلام کرده است که روسیه کمی پیش از استفاده از پایگاه نیروی هوایی ایران در همدان برای عملیات در سوریه، آمریکا را از این تصمیمش آگاه کرده بود. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا هم گفته است این تحول "مایه تاسف است اما غیرمنتظره نبود." سرهنگ کریس گارور، سخنگوی نیروهای آمریکایی در بغداد، در جمع خبرنگاران گفت که روسیه به ائتلاف ضد داعش، به رهبری آمریکا اطلاع داده است که هواپیماهای این کشور در مسیری پرواز خواهند کرد که ممکن است در نزدیکی نیروهای ائتلاف در عراق و سوریه باشد. این مقام آمریکایی گفته است که ائتلاف اطمینان حاصل کرده است که حین پرواز بمب‌افکن‌های روسیه امنیت پروازها تامین شود. صبح امروز وزارت دفاع روسیه اعلام کردکه بمب‌افکن‌های دورپرواز توپولوف از نوع TU-۲۲M۳ و بمب‌افکن‌های سوخو از نوع SU۳۴ از پایگاه نیروی هوایی ایران در همدان برخاستند و اهدافی را در حلب، ادلب و دیرالزور بمباران کردند. چرا بمب‌افکن‌های روسیه از پایگاه همدان به سوریه حمله کردند؟ وزارت دفاع روسیه گفته است که در این عملیات پنج انبار بزرگ مهمات مرکز آموزش‌های نظامی و همچنین مرکز فرماندهی متعلق به مخالفان بشار اسد، از جمله جبهه نصرت و داعش را نابود کرده است. گروه های محلی گفتند که ۲۷ غیرنظامی در این حملات کشته شده اند. بنابه گزارش ها از زمان شروع عملیات روسیه در حمایت دولت آقای اسد، این اولین بار است که روسیه اهدافی در داخل سوریه را با تکیه بر کشوری ثالث هدف قرار می دهد. Image copyrightAFP Image caption حلب که در کنترل شورشیان است هدف حملات هوایی بوده است. عکس از صحنه یک حمله در سخور در روز ۱۵ اوت ایران متحد اصلی بشار اسد رئيس جمهور سوریه در منطقه است و از زمان شروع قیام علیه حکومت او در سال ۲۰۱۱ حمایت قابل توجه نظامی و مالی در اختیار این کشور گذاشته است. مارک تونر از سخنگویان دولت آمریکا در پاسخ به سوالی درباره توافق احتمالی با روسیه در زمینه همکاری برای مبارزه با داعش گفت که همکاری نزدیک روسیه و ایران لزوما مانعی در این زمینه نیست اما افزود:‌ "هنوز به آن نقطه نرسیده ایم." روسیه روز دوشنبه اعلام کرده بود که برای عملیات مشترک در حلب با آمریکا به توافق نزدیک شده است. این کشور کمی پیش از آغاز حملات هوایی‌اش در سوریه آمریکا را از برنامه‌اش برای اجرای این حملات آگاه کرده بود. استیو روزنبرگ خبرنگار بی بی سی در مسکو می گوید مقام های ارشد روسیه و ایرانی در ماه های اخیر درباره تقویت همکاری نظامی بحث کرده اند. روسیه هفته پیش از ایران و عراق خواست اجازه دهند موشک های کروز روسیه در مسیر حمله به اهدافی در سوریه از آسمان آنها بگذرد. در بیانیه روز سه شنبه وزارت دفاع روسیه آمده است که در حملات تازه با کمک پایگاه هوایی همدان "شمار بزرگی" از پیکارجویان داعش و جبهه فتح الشام از گروه های جهادی رقیب داعش که قبلا به جبهه نصرت شهرت داشت کشته شده اند. کمیته هماهنگی محلی در سوریه گفت که ۱۵ غیرنظامی در حملات هوایی روسیه در طریق الباب در حلب و دو نفر دیگر در داره العزه کشته شده اند. به گفته این کمیته ۱۰ نفر دیگر در حملات هوایی در محله عمال دیرالزور کشته شدند. روز سه شنبه همچنین دیدبان حقوق بشر مدعی شد که هواپیماهای روسیه و سوریه در نواحی محل سکونت غیرنظامیان از سلاح های آتش‌زا استفاده کرده اندکه ناقض قوانین بین المللی است. مسکو این اتهام را رد کرده است.

۱۳۹۵ تیر ۹, چهارشنبه

آمریکا: حمایت رژیم آخوندی از حزب الشیطان مانع از بازگشت این رژیم به بازارهای جهانی شده است


کاخ سفید اعلام کرد: حمایت رژیم آخوندی از حزب الشیطان مانع از بازگشت این رژیم به بازارهای جهانی شده است. اریک شولتز معاون مطبوعاتی کاخ سفید گفت: ما از همه آنهایی که به حزب‌الله کمک می‌کنند، خواسته‌ایم که کمکهای خود را قطع کنند. ما می‌دانیم که رژیم ایران از تروریسم حمایت می‌کند. ما می‌دانیم که این رژیم ایران از حزب‌الله حمایت می‌کند و به همین دلیل تا کنون در همین رابطه تحریم‌های شدیدی علیه رژیم ایران اعمال کرده‌ایم. وی در ادامه این کنفرانس خبری با اشاره به مشکلات رژیم در دسترسی به بازارهای بین‌المللی اضافه کرد: ”فعالان و نهادهای بازار‌های مالی به رفتارهای رژیم ایران نگاه می‌کنند.، اگر رژیم ایران به تأمین مالی و کمکهای خود به حزب‌الله و تروریسم ادامه دهد، البته که چنین رفتاری تاثیر خواهد داشت. نهادهای مالی بین‌المللی نمی‌خواهند با کشوری تجارت کنند که اقداماتی (مانند تأمین مالی تروریسم) انجام می‌دهد“. سایت کاخ سفید - ۸ تیر ۹۵