۱۳۹۴ اسفند ۱۱, سه‌شنبه

معلم زندانی به دلیل امتناع از پوشیدن لباس زندان از ملاقات محروم ماند


محمود بهشتی لنگرودی، معلم زندانی، امروز برای «حفظ کرامت و منزلت انسانی خود به عنوان معلم و فعال صنفی زندانی»، با امتناع از پوشیدن لباس زندان، از حق خود برای ملاقات صرفنظر کرد. در حالی که خانواده این معلم زندانی با مجوز دادستانی در سالن ملاقات حضور یافته بودند، این معلم زندانی اصرار مسئولین بند هفت مبنی بر پوشیدن لباس زندان را غیرقانونی خوانده است. به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این هفته خانواده محمود بهشتی راس ساعت مشخص برای ملاقات حضوری که هر ماه یک بار میسر است، به زندان مراجعه کردند و بعد از طی روال اداری معمول و پس از حدود یک ساعت و نیم انتظار در سالن ملاقات، از طرف مسوولین سالن ملاقات خبر رسید که ملاقات لغو شده است. بعد از پرس و جوی خانواده بهشتی از مسوولین زندان، آنها گفته اند که از علت لغو ملاقات اطلاع ندارند. پس از تماس محمود بهشتی لنگرودی با خانواده، بهشتی علت لغو این ملاقات را امتناع خودش از پوشیدن لباس زندان، «برای حفظ کرامت و منزلت انسانی خود به عنوان معلم و فعال صنفی زندانی» عنوان کرده است.مسئولین بندهای مختلف زندان اوین درباره اجبار به پوشیدن لباس زندان موسوم به “لباس سیم خاردار” سلیقه‌ای عمل می‌کنند و هیچ قانون، رویه و یا بخشنامه‌ای در این باره وجود ندارد...... بالاترین لینک مستقیم

۱۳۹۴ دی ۲۰, یکشنبه

نامه ظریف به بان کی‌‌مون: علاقه‌ای به بالا گرفتن تنش نداریم


در پی افزایش تنش میان ایران و عربستان وزیر خارجه ایران در نامه به دبیر کل سازمان ملل متحد تحولات اخیر میان دو کشور را "تأسف‌آور" خواند و تأکید کرد، ایران آماده عمل به تعهداتش بر اساس حقوق بین‌الملل است. وزیر خارجه ایران در نامه‌‌های جداگانه‌ای به دبیر کل سازمان ملل متحد، دبیر کل سازمان همکاری‌های اسلامی و وزرای خارجه کشورهای عضو سازمان ملل متحد در رابطه با تنش‌های اخیر میان ایران و عربستان تأکید کرد که ایران "علاقه‌ای به بالا گرفتن تنش در همسایگی خود" ندارد. محمدجواد ظریف با اشاره به حمله به اماکن دیپلماتیک عربستان در ایران آورد: «ایران در بالاترین سطح، اراده خود برای مجازات متخلفان بر اساس قانون را اعلام و اقدامات تنبیهی علیه کسانی که در حفاظت از اماکن دیپلماتیک قصور ورزیده بودند اتخاذ و تحقیقات داخلی برای مشخص شدن علل حادثه و جلوگیری از تکرار آن را آغاز کرده است.» بیشتر بخوانید: ظریف در نامه خود که شنبه (۱۹ دی/ ۹ ژانویه) منتشر شد نوشت: «دولت ایران با صراحت حمله به سفارت و کنسولگری عربستان در ۱۲ دی ماه را محکوم، سلامت و عزت دیپلمات‌های سعودی را تضمین و اقدامات فوری در خصوص بازسازی مجتمع دیپلماتیک سعودی اتخاذ کرده است.» در این نامه همچنین آمده است: «نشانه‌هایی وجود دارد که برخی در عربستان سعودی در کار گرفتار کردن تمام منطقه در بحران هستند و بیم آن دارند با کنار رفتن ابرهای تصنعی تهدید ایران هسته‌ای، تهدیدات واقعی جهانی که توسط افراطیون و حامیانشان پدید آمده است برملا شود.» ظریف از "حمله نظامی علیه اماکن دیپلماتیک ایران در یمن و حمایت از تروریست‌ها در حمله به این اماکن در کشورهای دیگر، بدرفتاری مداوم با زائران ایرانی، نفرت‌پراکنی در خطبه‌های سخنرانان رسمی سعودی نه تنها علیه ایران بلکه علیه تمام مسلمانان شیعه، گردن زدن غیر قابل توجیه و تحریک‌کننده علمای شیعه و تحریک جنگ اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران" به عنوان نمونه‌هایی از "اقدامات مستقیما تحریک‌آمیز عربستان سعودی در مقابله با ایران" یاد کرده است. در پی اعدام شیخ نمر باقر النمر، از رهبران اقلیت شیعه در عربستان، گروهی در ایران به اماکن دیپلماتیک این کشور در تهران و مشهد حمله کردند و بخش‌هایی از آن را به آتش کشیدند. در پی این اقدام عربستان روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود با ایران را قطع کرد. چند روز بعد از قطع مناسبات، ایران اعلام کرد که طی حمله هوایی عربستان موشکی به نزدیکی سفارت جمهوری اسلامی در یمن اصابت کرده است. اما عربستان این خبر را تکذیب و تأکید کرد که "ساختمان سفارت ایران در صنعا سالم است و آسیبی به آن وارد نشده است." بیشتر بخوانید: وزیر خارجه ایران در نامه خود با تأکید بر ضرورت وحدت همه مسلمانان در مقابل تهدیدهای افراط‌گرایان عنوان کرد که همراه با رئیس‌جمهور ایران "از اولین روزهای پس از انتخابات، پیام‌های عمومی و خصوصی مبنی بر آمادگی برای گفتگو و زمینه‌سازی ثبات منطقه‌ای و مبارزه با خشونت و افراط‌گرایی به عربستان ارسال" کرده است. محمدجواد ظریف به عربستان توصیه کرد که "دست به انتخابی مهم" بزند: «آنها می‌توانند به حمایت از تروریست‌های افراطی و ترویج نفرت فرقه‌ای ادامه دهند یا راه حسن همجواری و ایفای نقش سازنده در ثبات منطقه‌ای را انتخاب کنند.» DW.com

۱۳۹۴ آذر ۱۸, چهارشنبه

بیانیه راهبردی درباره انتخابات پیش روی رژیم


سپند بختیاری در بیانیه نسبتا مفصلی به نقشه راه نیل به انتخابات آزاد در ایران پرداخت ولی سخنگوی وی در تیم سردبیری جنبش ملی مقاومت و نافرمانی مدنی گفت وی در بیانیه های بعدی گام به گام به تببین مانیفست گذار که در باره طرح ملی برکناری و انحلال جمهوری سلامی است خواهد پرداخت ؛ سپند در پیام روز جاری خویش که در صفحه فیسبوک وی منتشر شد می گوید : اینجانب ؛ نه تنها خواهان تحریم انتخابات حکومتی و انتصابی در جمهوری اسلامی می باشد بلکه برای فراهم شدن زمینه های یک انتخابات آزاد در ایران یا هر گونه گزینش ملی یا رفراندم مردمی برآورده شدن مطالبات اولیه زیر را ضروری میداند یکم : آزادی بدون قید شرط انسانی برای بانوان ایران در انتخاب شغل , پوشش , و شرکت در فعالیت های اجتماعی و سیاسی و صنفی و برابری زن و مرد در برابر قانون دوم : استقرار یک دولت آشتی ملی موقت در ایران ( بر پایه منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد و میثاق جهانی حقوق مدنی و سیاسی ) که می تواند در چارچوب یک سکولار دموکراسی گذار مرکب از نمایندگان همه احزاب و سازمانهای اپوزوسیون و دگراندیشان موجود درون ایران باشد سوم: انحلال همه دادگاههای انقلابی و توقف قوانین جزایی دینی و استقرار فضای باز سیاسی در کشور و تضمین بازگشت همه فعالین دیگر اندیش به کشور زیر نظر سازمان ملل متحد به همراه فرستاده ویژه منتخب و مورد گواهی از سوی شورای امنیت سازمان ملل و اتحادیه اروپا و تضمین طرفین اپوزوسیون و حکومت بر حاکمیت ملی و قانون برای رسیدگی به ادعاهای طرفین علیه یکدیگر در دادگاههای عادله ملی یا معتبر جهانی با راهبرد عفو عمومی ( دولت آشتی ملی باید همه میثاقهای جهانی مربوط را همزمان امضا کند) چهارم: تضمین قانونی و عملی آزادی های مدنی و سیاسی و تشکیل احزاب و گروههای مدنی و صنفی با هدف پیشرفت و توسعه کشور ایران و آزادی بی قید و شرط رسانه های دیداری , شنیداری و نوشتاری و حذف سانسور و بازبینی از همه رسانه ها و مطبوعات و نشریات و کتب پنجم: حذف مجلس خبرگان و انحلال همه اصول مربوط به ولایت فقیه ( با توجه به ناکارآمدی و ویرانگری قدرت سیاسی برخاسته از این اصل که در سی و شش سال گذشته از جمله زمان پایان جنگ ایران و عراق در مورد قطعنامه 598 و در دوره شرم نامه برجام موجب ویرانی های بزرگ سیاسی و اقتصادی برای کشور ایران گردید) ششم: آزادی قانونی و بدون قید و شرط تشکیل سندیکاهای مستقل کارگری و انحلال شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر هفتم: خروج بی قید و شرط همه دست های پیدا و پنهان جمهوری اسلامی از سوریه , عراق و یمن و لبنان و فلسطین و انحلال تمامی یگانهای شبه نظامی و نظامی موجود و تسلیم نیروهای مسلح و شبه مسلح به ارتش برای بازپروری نظامی و بکارگیری ایشان در رده های غیر فرماندهی و عملیاتی هشتم: انحلال بنیادهای شهید و مستضعفان و پانزده خرداد و همه نهادهای اقتصادی وابسته به ولایت فقیه یا اوقاف یا حوزه های علمیه یا اماکن متبرکه و انتقال همه دارایی های آنها به سازمانها و نهادهای رسمی قابل محاسبه بهزیستی و بهداشتی و درمانی و آموزشی کشور و همچنین بازگرداندن همه اموال به سرقت رفته از ایران زیر نظر سازمان ملل متحد ( دارایی تمام سران و کارگزاران و مدیران حکومت جمهوری اسلامی بر پایه استانداردهای سازمانهای جهانی شفافیت سازی وقوانین پولشویی مورد بررسی و باید به خزانه کشور ایران باز گردد) نهم: باز گرداندن پرچم ملی کشور ایران و حذف هرگونه نمایه دینی از نهادهای کشوری و لشکری کشور ایران دهم: حذف نام اسلامی ( یا هر باور دینی) از مجلس شورای ملی ایران ( پارلمان یا مهیستان منتخبین مردم ) و جایگزینی کمیته نظارتی مرکب ازامنای مردمی پیشنهادی از سوی دولت آشتی ملی و نماینده شورای بین المجالس و نماینده شورای حقوق بشر سازمان ملل بر هر انتخاباتی در ایران تا زمان انتقال قدرت سیاسی بسوی فضای سکولار دموکراتیک پارلمانی بالاترین لینک مستقیم

۱۳۹۴ آذر ۶, جمعه

در مصاحبه با روز/ اکرم نقابی: شانزده سال پرسیدیم سعید زینالی کجاست حالا پدرش کجاست؟


بازداشت شدگان مقابل زندان اوین و همچنین ساختمان دنا به بند ۸، بند مالی زندان اوین منتقل شده اند اما از وضعیت هاشم زینالی، پدر سعید زینالی و محل نگهداری او هیچ خبری در دست نیست. مادر سعید زینالی می گوید: ۱۶ سال پرسیدیم سعید کجا است و جوابی نشنیدیم حالا می پرسیم پدر سعید کجا است و باز جوابی نمی شنویم. هاشم زینالی، پدر سعید زینالی، روز شنبه در جریان تجمع در مقابل زندان اوین بازداشت شد. او به اتفاق مادر سعید زینالی روزهای شنبه مقابل زندان اوین و روزهای دوشنبه مقابل ساختمان دنا در خیابان گاندی تهران به تحصن جمعی از فعالان سیاسی و خانواده های زندانیان سیاسی می پیوست با پلاکاردی که روی آن نوشته شده بود سعید زینالی کجا است. البته هاشم زینالی تنها بازداشتی روز شنبه نبود، محسن شجاع، فعال مدنی و رضا ملک، مامور سابق وزارت اطلاعات هم به اتفاق تعدادی از شاگردان و حامیان محمدعلی طاهری، بنیانگذار عرفان حلقه بازداشت شده اند که همگی آنها به بند ۸ زندان اوین منتقل شده اند. از رضا ملک خبری در دست نیست و هاشم زینالی در وضعیت و محل نامعلومی زندانی است. اکرم نقابی همسر هاشم زینالی و مادر سعید زینالی که امروز هم به دادسرای اوین مراجعه کرده و پاسخی دریافت نکرده به روز می گوید: بالاترین لینک مستقیم

۱۳۹۴ مهر ۲۲, چهارشنبه

بیست ؛ ما نمیدانیم این مصاحبه ساختگی ، سفارشی یا مبتنی بر واقعیات است ولی آنچه روشن


بیست ؛ ما نمیدانیم این مصاحبه ساختگی ، سفارشی یا مبتنی بر واقعیات است ولی آنچه روشن میباشد ایشان با آگاهی از اخبار پیرامون خود و با توجه گسترش فعالیت هایش در داخل کشور، علاقمند هستند مردم اطلاعات درست تر ! از بابک زنجانی داشته باشند بابک زنجانی در گفتگو با هفته نامه «آسمان» روایت جالبی از روزهای سربازی و کار برای رئیس کل بانک مرکزی بازگو کرده است. روزهایی که مقدمه میلیاردر شدن او بود. این بخش از گفتگوی زنجانی با هفته نامه آسمان را بخوانید: شما در جایی گفته بودید که در بانک مرکزی سربازی کرده اید و راننده رئیس کل بانک مرکزی بودید. سرباز رئیس کل بانک مرکزی شدن کار ساده ای نیست. قبول دارید؟ لطفا صادقانه بگویید: صادقانه می گویم زمانی که به سربازی رفتم در سپاه تقسیم شدم من را به اردکان یزد فرستادند. سه ماه اول آموزشی ام آنجا بود. از آنجا به پادگان ولیعصر تهران منتقل شدم. در بین سربازها، مرتب تر بودم و تمیزتر می نوشتم بنابراین من را به قرارگاه فرماندهی سپاه فرستادند. حدود ۱۴-۱۳ ماه آنجا بودم. زمانی که در آن مجموعه بودم یادم هست آقای هاشمی رفسنجانی برای بازدید به آنجا آمدند، گفتند تعدادی سرباز برای ریاست جمهوری، بانک مرکزی و جاهای مختلف انتخاب کنید. چون تک پسر بودم مرا به تهران منتقل کردند وقتی به عنوان سرباز به بانک مرکزی رفتم، گفتند شما باید به عنوان راننده آقای نوربخش را جابجا کنید. ابتدا سرباز بانک مرکزی بودم و آقای دکتر نوربخش رانده دیگری داشتند. بعد از او من راننده آقای نوربخش شدم. آخر خدمت سربازی ام بود حدود ۵ ماه مانده بود. وقتی مرا به دفتر آقای دکتر نوربخش فرستادند من در آنجا کار ثبت نامه ها را انجام می دادم نامه ای می آمد ثبت می کردم و در کارتابل می گذاشتم و مرتب می کردم بعد رانندگی هم می کردم جایی اگر می رفتند می بردمشان تا این که خدمت سربازی ام تمام شد. زمانی که خدمت سربازی ام تمام شد آقای نوربخش گفتند می خواهی چکارکنی؟ اگر بخواهی می توانی این جا بمانی. پاسخ شما به دکتر نور بخش چه بود؟ من گفتم نمی مانم؛ کارت هایشان را دارم آن موقع هر کسی را نمی گذاشتند به آن زیرزمین برود چون آنجا بورس شده بود و نمی گذاشتند دلال ها آنجا بروند. باید مغازه دار بودی یا کارت داشتی من هنوز کارت آن موقع را دارم. وقتی خدمت سربازی ام تمام شد آقای نوربخش ۵-۴ جا را انتخاب کرده بود و برای کنترل بازار به آنها دلار می داد تا در بازار پخش کنند. آن وقت ها دلار رسمی ۳۰۰ تومان بود و بیرون قیمت دلار در حال رشد بود و همه می گفتند ارزش یک دلار می خواهد معادل یک هزار تومانی شود. خاطرم هست مردم می رفتند شب تا صبح در صف بانک ها می خوابیدند تا دلار بگیرند و در بازار آزاد بفروشند به خاطر اینکه قیمت دلار بالا نرود آقای نوربخش به من گفت شما هم بیا در این مجموعه هایی که دارند کار می کنند (دلار تزریق می کنند) و ۴ یا ۵ نفر بودند کار کن به من اعتماد پیدا کرده بود. اولین ارزی که از بانک مرکزی برای توزیع در بازار گرفتید تا قیمت دلار کنترل شود چقدر بود؟ ۱۷ میلیون دلار. اولین کارمزدی هم که گرفتم ۱۷ میلیون تومان بود. با آن پول هم یک دفتر در میرداماد خریدم. چند وقت یک بار از بانک مرکزی دلار می گرفتید؟ هر روز می گرفتم. دلارها را در بانک مرکزی می گرفتم و در بازار می فروختم و پول ریالی اش را به بانک واریز می کردم. اینکه دلارها را با این کارمزد به شما می دادند خوش یک رانت نبود؟ چرا به بقیه دلار نمی دادند؟ روزی ۱۷ میلیون تومانم کارمزد رقم کوچکی نبود. نمی دانم. وقتی خدا بخواهد کاری برای کسی انجام شود می شو. آقای دکتر نوربخش که انسان رانتی نبودند، اگر ایشان می خواست رانتی بدهد به کسی رانت می داد که منافعی برایش داشته باشد. بعد از فوت مرحوم نوربخش و بانک مرکزی چکار کردید؟ آن موقع بررسی کرده بودم متوجه شده بودم که در بین کسانی که پول های زیادی می آورند «سالامبور» فروش ها (کسانی که پوست گوسفند می فروشند)، ارزهای زیادی به داخل کشور می آورند. مثلاً چه ارقامی؟ از ۱۰ میلیون دلار گرفته تا ۳۰ میلیون دلار. آنها پوست گوسفند را جمع می کردند و به خارج از کشور می بردند. در ترکیه و ایتالیا می فروختند و پولش را به داخل کشور می آوردند. آن زمان با یکی از این “سالامبور” فروش ها آشنا شدم. گفتم این کار چطور است گفت چرا شما کار ارزی می کنید بیا در کار سالامبور کار خوبی است. از چند نفر دیگر که آن پول ها را برای توزیع می گرفتند سه نفرشان تا مدت ها در زندان بودند چون ما اول باید ارز به حساب می ریختیم تا آنها تومانش را به ما می داند. آن سه نفر ارز را به حساب کسی ریخته بودند که پولشان را نداده بودند. مثلاً شخصی به نام … (نامش را می برد) که زمانی در کیش هم هتل داشت. پول سنگینی (ارز) به حساب شخصی ریخته بود. آن نفر هم ارز را برداشته بود و رفته بود. حالا تا برود شکایت کند و پول را بگیرد خودش را به زندان برده بودند. یا بعضی از آنها می آمدند و دفترچه باز می کردند تا سود بانکی اش را بگیرند و به صورت هفتگی با بانک مرکزی تسویه می کردند. من یادم هست آن وقت ها با این آقایان صحبت می کردم که این کارشان حلال نیست چون پول خود بانک را در بانک می گذاشتند و بهره می گرفتند. حالا برگردیم به همان دوره «سالامبور» فروشی شما من در آن موقع پوست گوسفندها را می خریدم و می دادم دباغی می کردند. بعد تبدیل به طبقه بندی های مختلف می شد و آنها را صادر می کردم. چقدر پوست گوسفند توانستید جمع کنید؟ آن زمان حدود ۵ هزار پوست جمع کردم. هر پوست حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ تومان قیمت داشت دلار هم به ۹۰۰ تومان رسیده بود. پوست ها را به کجا می فروختید؟ به ترکیه. اما حتی خریدارها را نمی شناختم خیلی ریسکی کار می کردم فقط شنیده بودم در ترکیه کسی هست که «سالامبور»های ایرانی را می خرد. چون می دیدم همه سالامبورهایشان را برای او می فرستند فکر کردم خوب است من هم سالامبورهایم را برای او بفرستم. یک روز به ایشان تلفن زدم و گفتم از ایران زنگ می زنم و می خواهم سالامبورهایم را به شما بفروشم. ایشان اول گفت که سالامبورهایم را نمی خرد اما آنقدر پافشاری کردم تا بالاخره پذیرفت تا از من هم بار بردارد. از فروش سالامبورها چقدر سود کردید؟ در اولین کانتینری که به ترکیه فرستادم هر سالامبور برایم نیم دلار(حدود ۵۰۰ تومان) تمام شده بود و در آنجا ۱۹ تا ۲۰ دلار فروخته شد. پولم یکدفعه چندین برابر شد. کارم را به ۵ هزار پوست شروع کردم. وقتی دیدم کار قشنگ و خوب است در نزدیکی ورامین کارخانه ای را اجاره کردم. از این طرف و آن طرف کشور پوست می خریدم و پس از دباغی صادر می کردم این کار سودهای زیادی برایم درست می کرد. هنوز از طرف کسی یا جایی پشتیبانی نمی شدید؟ سفارش و توصیه ای نداشتید؟ پوست خریدن که دیگر سفارش و توصیه نمی خواهد کارم تا سال ۱۹۹۶ خیلی خوب پیش می رفت. اما بعد از آن ورشکست شدم و به زندان افتادم.

۱۳۹۴ مهر ۱۰, جمعه

همصدایی سپاه و احمدی نژاد برای تطهیر بابک زنجانی: دروغگویان ایران! متحد شوید


» انتشار ناگهانی نامه قدیمی متهم بزرگترین فساد تاریخ ایران در آستانه دادگاه چهارشنبه, ۸ مهر, ۱۳۹۴ چکیده : بابک زنجانی دست پرورده نظام فکری دولت احمدی نژاد همچون رییس خود این بار هم فرار به جلو را انتخاب کرده است و انتشار این نامه در این زمان توسط رسانه ای همچون خبرگزاری فارس که پیشینه مشخصی دارد نشان از آن دارد که خط دهی از یک جا انجام می پذیرد... کلمه – نیما ارجمند بابک زنجانی دست پرورده مکتب محمود احمدی نژاد است. فرزند خلف سیستمی که دروغ کاشت و فساد درو کرد. تابلوی یک فساد سیستماتیک. دستان آلوده ای که بابک زنجانی سپر بلای آنان شده است این روزها تمام توان خود را به کار بسته اند تا شاید مولود خلف شان را نجات دهند. فرزندی که پس از دو سال حبس هنوز صاحبان دستان پنهان را لو نداده است. شش تیم از زبده ترین وکلای دادگستری بر پرونده بزرگترین متهم فساد اقتصادی ایران گمارده شده اند تا شاید راه فراری پیدا شود. آخرین تیر ترکش آنان را تیم رسانه ای شان رها کرد. خبرگزاری فارس وابسته به سپاه در فاصله پنج روز مانده به برگزاری دادگاه نامه بابک زنجانی خطاب به رییس جمهور را منتشر کرد. نامه ای که مرداد ماه گذشته نوشته شده بود. بابک زنجانی دست پرورده نظام فکری دولت احمدی نژاد همچون رییس خود این بار هم فرار به جلو را انتخاب کرده است و انتشار این نامه در این زمان توسط رسانه ای همچون خبرگزاری فارس که پیشینه مشخصی دارد نشان از آن دارد که خط دهی از یک جا انجام می پذیرد. این بار رسانه سپاه نامه دو ماه پیش متهم فساد بزرگ اقتصادی را طعمه قرار داده است برای به چالش کشاندن کسانی که افشاکننده فسادهای میلیارد دلاری هستند. همان زمان که ابعاد فساد دولت پاکدست محمود احمدی نژاد روشن و رسانه ای شد و هر روز پرونده اختلاس چند هزار میلیارد تومانی و دلاری و یورویی آشکار می شد، رییس دولت وقت هم همین راه گریز را انتخاب کرد و آن متهم کردن افشا کننده بود. بابک زنجانی هم در نامه خود همین سیاست را پیش گرفته است، فقط اندکی با چاشنی مظلوم نمایی در برخی بخش های نامه. او در بخشی از نامه خود آورده است که : “متأسفانه معاون اول محترم ریاست بارها در اذهان عمومی به اینجانب بی احترامی های زیادی می کند و این امر لایق تراز کردن یک دولت یا یک انسان عادی نیست و جاه و مقام این معاونت حفظ حرمت مردم است. ایشان بارها اینجانب را به فساد در دولت قبل، ارتباط با افرادی که دنبال پشت پرده آن می گردد، می باشد و جدیداً اینجانب را گردن کلفت عنوان نموده است که این صحبت ها در شأن یک معاون اول نیست. جناب رئیس جمهور من در زندانم و دادسرا در حال رسیدگی پرونده است، من چه گردن کلفتی می توانم بکنم؟ وقتی فسادی وجود ندارد، من چرا باید نام افرادی را ببرم و آنها و زندگی آنها را نابود کنم؟” این سخنان را بگذارید در کنار سخنان اخیر محمود احمدی نژاد که همین هفته گذشته در سخنرانی خود در مسجد محمدیه گفته بود: “من دعایی می‌کنم و شما بلند بگویید آمین: ان‌شاء‌الله دوره مال مردم‌خوری به سر خواهد آمد.” واژه ها هم در دولت احمدی نژاد تغییر معنا داده اند. مال مردم خوری، پاکدستی، خادم ملت و… . برای همین است که بابک زنجانی رانت خواری و خیانت در امانت بیت المال را فساد نمی داند و طلبکارانه در نامه اش ادامه می دهد: “یک کار اقتصادی شده که منجر به ابهاماتی برای شما شده است و من موظفم ابهامات را حل کنم و این کار در حال انجام است. در اصل مجموعه شما دنبال یک زیاده خواهی است و اسم آن را فساد من نامیده.” بابک زنجانی خوب درس پس می دهد در مکتبی که آموخته بهترین دفاع حمله است و از دروغ گفتن دریغ نکن، زیرا وجود زنجانی در چنین سیستمی، زاییده همان دروغ بزرگ است. بابک زنجانی در نامه خود می گوید که باید ابهامات را برطرف کند اما اگر چنین بود روند پرونده چنین باقی می ماند؟ پرونده ای که نام بزرگترین فساد اقتصادی تاریخ ایران را یدک می کشد. این پرونده فقط یک متهم دارد. این متهم در زندانی است که تنها بازجویان و مسوولان زندان با او در تماس هستند. او ایزوله کامل است حتی به نمایندگان اجازه ملاقات با او را نداده اند. مصطفی پورمحمدی وزیر دادگستری همین چندی پیش در جمع خبرنگاران گفته بود: “اجازه دهید دادگاه شروع شود؛ این یکی از چالش های دادرسی ما در زمان کنونی است که البته دوستان و همکاران قضایی حتما به این نکات توجه دارند و حتما به او تفهیم شده که ندادن اطلاعات او را به خطر نزدیک تر می کند نه دادن اطلاعات. اگر امید نجات یا تخفیفی هم بخواهد داشته باشد با همکاری و دادن اطلاعات فراهم خواهد شد. مگر اینکه عده ای از دادن و افشای اطلاعات نگران باشند و از کانال هایی بتوانند به او القا کنند که مثلا راه نجات تو در ندادن اطلاعات است؛ و حتما دوستان ما در این جهت تدبیر مناسب خود را داشتند و خواهند داشت.” وزیر دادگستری به خوبی می دانست که همان دستان آلوده خط را به دست پرورده خود داده اند که سکوت تنها راه حل است. آنوقت بابک زنجانی از ابهام زدایی سخن می گوید؟ بابک زنجانی در بخش دیگری از نامه خود به نظر می رسد ناخواسته به نکته ای اشاره کرده است که شاید می شد سرنخی باشد برای کسانی که جویای حقیقت هستند. او در نامه نوشته: “من هیچ وقت با وزارت نفت معامله نکرده‌ام؛ یک مجموعه نفتی در خارج نفت فروخته و پول آن را در حسابی که معرفی کرده، دریافت کرده و به واسطه آن پول بلوکه شده و حال که دولت عوض شده به زور می گوید پول را دوباره پرداخت کن، چون صاحب بانک و سهامدار من می باشم. وزارت نفت مگر بارش را به من داده که از من طلب می کند؟ باری در اختیار شرکت خارجی خود گذاشته و آن هم پولش را دریافت کرده، می توانست در بانکی دیگر وصول کند، حال که تحریم شده من مقصرم؟” این روزها دیگر کمتر کسی است که نداند در روزهایی که تحریم ها و قطعنامه ها ورق پاره هایی بیش نبودند مافیای خرید و فروش نفت در دستان مافیای نفتی بود که نام بزرگترین نهاد امنیتی و نظامی کشور را با خود یدک می کشد. بابک زنجانی استثنا این بار را راست می گوید او با وزارت نفت معامله ای نداشته است. مافیای نفت را میان همان دستان آلوده که هم رسانه دارند هم شرکت و هم اسکله غیرقانونی باید جست و جو کرد. بابک زنجانی با نام کامل بابک مرتضی زنجانی تنها متهم سنگین ترین پرونده فساد مالی که تنها در یک فقره از پرونده ها بدهی بیش از دو و نیم میلیارد یورو به وزارت نفت و بانک مرکزی را دارد تنها روانه دادگاه می شود تا همدستانش همچنان در حاشیه امن بمانند. اما دادگاه سه روز دیگر آزمون بزرگ قوه قضایی کشور هم به شمار می رود. سیستمی که در کفه ترازویش چندان تراز نیست. کلمه

۱۳۹۴ شهریور ۳۰, دوشنبه

آمانو از تاسیسات پارچین دیدن کرد


مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در سفر یک روزه خود به ایران ضمن شرکت در نشست کمیسیون بررسی برجام مجلس ایران از تاسیسات نظامی پارچین دیدن کرده است. او گفته که پروتکل الحاقی در مورد ایران بدون هیچ تبعیضی اجرا خواهد شد. یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، که برای تحقیق درباره تاسیسات اتمی ایران همراه با چهار معاون خود روز یکشنبه (۲۹ شهریور / ۲۰ سپتامبر) به این کشور سفر کرده، از سایت نظامی پارچین دیدن کرده است. در بیانیه‌ای که آژانس منتشر کرده آمده که آمانو همراه با ترو وارجورانتا، رئيس بخش ایمنی آژانس، از سایت پارچین دیدن کرده است. یکی از پرسش‌هایی که تیم آمانو در پی پاسخ به آن است، این است که آیا ایران در گذشته تلاش کرده در این سایت نظامی تحقیقاتی در جهت ساخت بمب اتم انجام دهد یا نه. حضور آمانو در نشست کمیسیون برجام مجلس آمانو که برای یک روز به ایران سفر کرده، روز یکشنبه در نشست کمیسیون ویژه بررسی برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) نیز حضور یافت. خبرگزاری‌های ایران متن سخنرانی یوکیا آمانو در نشست کمیسیون ویژه بررسی برجام را به نقل از خبرگزاری خانه ملت منتشر کرده‌اند. پیش از این اعلام شده بود که آمانو با حضور در این کمیسیون تنها به شرطی موافقت کرده که خبرنگاران به نشست آن راه نیابند و فیلمبرداری از جلسه آن انجام نگیرد. آمانو در نشست کمیسیون بررسی برجام از جمله به "احترام به مسائل محرمانه"، "بسته شدن پرونده ایران در آژانس تا پایان سال جاری میلادی" و "اجرای پروتکل الحاقی در مورد ایران بدون در نظر گرفتن استثنا" پرداخته است. مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر "لزوم گفت‌وگو به منظور تعامل در مسئله هسته‌ای" تاکید کرده و گفته که به همین منظور پیش از حضور در مجلس شورای اسلامی در سه ماه گذشته با رئیس جمهور، وزیر امور خارجه و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران دیدار داشته است. آمانو همچنین گفته که از سال ۲۰۰۹ که مدیرکلی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را عهده‌دار شده، کوشیده که مسئله هسته‌ای ایران از طریق دیپلماسی حل شود. او تاکید کرده که هم‌ا‌کنون فرصت دست داده تا این مسئله حل و فصل شود و جامعه بین‌الملل به "مقاصد صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای ایران" اعتماد کند. افزون بر این، آمانو بر استقلال و بی‌طرفی و فنی بودن سازمان خود تاکید کرده و گفته که این سازمان با توجه به در اختیار داشتن نیروهای متخصص نقشی اساسی "در چالش پیش رو" ایفا خواهد کرد. آمانو گفته که از برجام استقبال می‌کند و درباره وظیفه و نقش خود توضیح داده است: «ماه گذشته شورای حکام بنده را مسئول انجام فعالیت‌های مرتبط با آن انتخاب کرد مسئولیت من در زمینه راستی‌آزمایی خواهد بود.» او گفته امیدوار است که با همکاری ایران بتواند وظیفه خود را به درستی انجام دهد. کمیسیون برجام برای بررسی توافق اتمی ایران و گروه ۱+۵ تشکیل شده و قرار است تا ۱۰ مهر ماه (۲ اکتبر) گزارش بررسی توافق را به هیئت رئیسه مجلس عرضه کند. آمانو گفته است که آژانس با ایران بر سر یک نقشه راه به توافق رسیده و هم اکنون گام‌های مهمی در جهت اجرای این نقشه راه برداشته شده و پروسه این نقشه تا پایان سال میلادی است. «مسائل محرمانه، محرمانه می‌ماند» آمانو بر احترام آژانس به "مسائل محرمانه" تاکید کرده است. اشاره او به درخواست‌ها و انتقادات گسترده سناتورهای جمهوری‌خواه آمریکایی است که از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی خواسته‌اند اسناد مرتبط با توافق محرمانه آژانس با ایران برای فرآیند بازرسی از تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی را در اختیار کنگره قرار دهد. آمانو ۱۴ مرداد (۵ اوت) اعلام کرده بود که اسناد توافق محرمانه با ایران را افشا نخواهد کرد. آمانو گفته که ایران به صورت داوطلبانه پروتکل الحاقی را اجرا خواهد کرد که در خدمت اثبات صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای این کشور است. او افزوده اجرای پروتکل الحاقی در مورد ایران همچون کشورهای دیگر انجام خواهد گرفت و مورد ویژه و استثنایی در رابطه با ایران وجود نخواهد داشت. در بخش‌های مختلف پروتکل به راه‌کارهایی اشاره شده که آژانس را قادر می‌سازد بر فعالیت‌های هسته‌ای کشورها و دیگر فعالیت‌های مرتبط با آن نظارت کند. بر طبق این پروتکل باید به بازرسان امکان داده شود از مکان‌های اعلام‌نشده‌ای که آژانس معرفی می‌کند بازدید، و در صورت مخالفت کشور میزبان دست‌کم از هوا، خاک، آب و گیاهان مکان‌های مجاور آن نمونه‌برداری کند. این نمونه‌برداری می‌تواند شامل تاسیسات برچیده شده یا برچیده اعلام شده نیز باشد. در مورد جمهوری اسلامی یکی از این گونه مکان‌ها، تاسیسات نظامی پارچین است که قبلا از آن بازرسی شده است. آمانو به همراه چهار تن از معاونان خود به تهران سفر کرده است. در نشست کمیسیون ویژه بررسی برجام، نجفی نماینده ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، کمالوندی سخنگوی سازمان انرژی اتمی و حسن قشقاوی معاون پارلمانی وزارت خارجه، آمانو را همراهی کرده‌اند. رئیس کمیسیون برجام: ایران محروم از خدمات آژانس بوده است روز یکشنبه همچنین علیرضا زاکانی، رئیس کمیسیون ویژه بررسی برجام، در نشست این کمیسیون با حضور یوکیا آمانو گفته که ملت ایران معتقد است آژانس به "وظایف ذاتی" خود عمل نکرده است. زاکانی نخست از مجلس و کمیسیون برجام در ایران به عنوان "نمایندگان ملت" نام برده و سپس بر لزوم "اعتماد دو جانبه به عنوان مهم‌ترین پایه همکاری و ارتباط متقابل" تاکید کرده است. زاکانی پس از آن گفته است: «ملت ایران و نمایندگان آنان بر این باورند که آژانس بین المللی به وظایف ذاتی خود تاکنون عمل نکرده است.» زاکانی گفته که آژانس برای کسانی که خادمان را قبول کنند، متکلف شده خدماتی را ارائه کند اما ایران از حداقل خدمات آژانس محروم بوده است. زاکانی سپس با آوردن نمونه‌ای به کاربرد مواد هسته‌ای در بخش پزشکی اشاره کرده و گفته که آژانس بین‌المللی به نیازمندی بیماران در دوره‌ای توجه نکرده است. او از سال ۱۳۸۶ یاد کرده که به گفته او، بیماران ایران نیاز به رادیو دارو داشتند، اما بلژیک رادیو دارو را قطع کرد. او همچنین گفته که زمانی هم سوخت ۲۰ درصد راکتور تهران رو به پایان بود اما آژانس کمکی نکرده و ایران مجبور شده خود سوخت را تامین کند. آمانو پیش از حضور در نشست کمیسیون برجام با حسن روحانی، رئیس جمهور و محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، و علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران دیدار کرده بود.