۱۳۹۴ خرداد ۱۴, پنجشنبه

روایتی از ده تبعیدی سیاسی در ایران . روزنامه نگارحوزه فرهنگ وهنر "امررستاق"


تبعید احمد زیدآبادی، روزنامه نگار و فعال سیاسی در ایران به گناباد در خراسان رضوی، بعد از سال ها بحث تبعید را در میان افکار عمومی و جامعه زنده کرد. آقای زیدآبادی، پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت، بعد از شش سال حبس، از همان راه زندان با فرزند بزرگترش به گناباد رفت. برخی از ناظران و کارشناسان معتقدند اگرچه آقای زیدآبادی دور از جامعه مورد نظرش قرار دارد و حتی طبق حکمی که گرفته امکان بحث و گفت وگو و تحلیل سیاسی را ندارد، اما تحولات فناوری و فضای مجازی شرایطی را فراهم کرده تا اطلاع‌رسانی درباره وضعیت او روندی متفاوت با آن چیزی داشته باشد که مسئولان قضایی جمهوری اسلامی به دنبال آن بودند. انتشار عکس‌هایی از زیدآبادی در فضای مجازی که بر خلاف رسانه های دارای مجوز، از کنترل دولت و نهادهای ناظر خارج است، در آینده تناقض‌های بیشتری را درباره این حکم و کارکردهای آن پیش چشم افکار عمومی خواهد نهاد و تبعید او را با تمامی تبعیدیان دوره‌های پیش، متفاوت جلوه خواهد داد. تاریخ ایران از دوره‌ای که پایه‌های زندگی مدرن در آن گذاشته شد، چهره‌های سیاسی چندی را به خود دیده که مورد غضب حکومت وقت قرار گرفته و تبعید شدند. متن زیر نگاهی گذرا دارد به ده تبعیدی سیاسی در ایران معاصر. امیرکبیر؛ تبعید به کاشان و قتل حضور میرزا محمد تقی‌خان فراهانی (معروف به امیرکبیر) در ساختار قدرت دستگاه پادشاهی قاجار را باید به نوعی آغاز دوران تازه‌ای در ایران به شمار آورد که سبب تحولات بسیای را در عرصه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی و سیاسی شد. امیرکبیر در مقام صدارت دوام چندانی نیاورد و بعد از گذشت سه سال و اندی، مخالفان توانستند حکم عزل او را از ناصرالدین‌شاه جوان بگیرند و به کاشان تبعیدش کنند. او در واپسین روزهای آبان ۱۲۳۰ و به دلیل احساس خطری که شاه از ناحیه او می‌کرد، از تمامی مناصب خلع و در مقام یک زندانی به کاشان تبعید شد. دوره تبعید امیرکبیر بسیار کوتاه بود. هراس از زنده بودن و امکان بازگشت امیر به قدرت مخالفان را به سمتی سوق داد تا کار او را یکسره کنند. امیر کبیر ۴۰ روز بعد از تبعید و با دستور ناصرالدین‌شاه در حمام فین کاشان رگ زده شد و به قتل رسید. میرزا ملکم‌خان؛ تبعید به عراق و سفارت بریتانیا میرزا ملکم‌خان ناظم الدوله، اندیشمند ایرانی دوره ناصری، از دیگر شخصیت‌هایی بود که طعم تبعید را چشید. علت تبعید او تاسیس فراموشخانه بود. میرزا ملکم‌خان جلا‌ل‌الدین مدنی در کتاب "تاریخ سیاسی معاصر ایران"، از ملکم‌خان به عنوان "اولین موسس لژ فراماسونری در ایران" یاد کرده است. حجت‌الله اصیل که زندگینامه‌ای تحقیقی برای ملکم‌خان نوشته است، اهداف و مرامنامه فراموشخانه را "ترویج و تبلیغ اصول آزادی و انتقاد از استبداد و آشنا کردن روشنفکران با راز پیشرفت مغرب زمین" عنوان کرده است. همین مسئله و اینکه "ترکیب اعضای فراموشخانه، فعالیتها و آموزه‌های آنان آمیخته با پنهانکاری بود"، ناصرالدین شاه را نسبت به فعالیت‌های‌ آنان نگران ساخت. شاه قاجار در مهرماه ۱۲۴۰ شمسی دستور برچیده شدن بساط فراموشخانه را صادر و ملکم‌خان را به عراق تبعید کرد. دولت عراق نیز از آنجایی که افکار ملکم‌خان را خطرناک یافت او را اخراج و نهایتا او به استانبول رفت. او بعدها با وساطت مشیرالدوله به صحنه سیاست ایران بازگشت و سفیر ایران در لندن شد. حسن تقی‌زاده؛ تبعید به پاریس و بازگشت به ایران سید حسن تقی‌زاده نماینده مجلس و چهره‌ سیاسی و فرهنگی از دیگر چهره‌هایی بود که طعم تبعید را چشید با این تفاوت که حکومت وقت برایش مقرری تعیین کرد و به او اجازه داد بعد از یک سال به کشور برگردد. حسن تقی‌زاده در زمان اقامت در اروپا او در دوره حکومت محمدعلی شاه از سردمداران مشروطه به شمار می‌رفت و در تدوین متمم قانون اساسی نیز سهم و نقشی ویژه داشت. تلاش‌ها و نطق‌های‌ آتشین او در مجلس و فعالیت‌های قلمی‌اش سبب شد تا محمدعلی شاه از او کینه به دل گیرد و در جریان به توپ بستن مجلس و استبداد صغیر شخصا دستور دستگیری‌اش را صادر کند. تقی‌زاده به همراه گروهی دیگر از فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران به سفارت انگلیس پناه برد و همان سفارت بود که وساطت کرد و دستور تبعید یک ساله او و چند تن دیگر از جمله علی اکبر دهخدا را برای یک سال از دستگاه وقت گرفت. به نوشته ناظم الاسلام کرمانی در کتاب تاریخ بیداری ایرانیان، قرار شد "ماهی صد و پنجاه تومان بدهند و غلام سفارت آنها را ببرد به سرحد برساند و رسید گرفته مراجعت کند، تا یک سال در خارجه باشند. پس از یک سال مختارند به هر جا بخواهند بروند یا مراجعت کنند به ایران." علی اکبر دهخدا؛ دوران مشقت‌بار تبعید در پاریس علی اکبر دهخدا در همان گروه تقی‌زاده بود اما سرنوشتی متفاوت‌ یافت. تقی‌زاده و گروهی دیگر به دعوت ادوارد بروان به لندن رفتند اما دهخدا دعوت براون برای انتشار مجله صوراسرافیل را در تبعید نپذیرفت و در پاریس ماندگار شد. در عوض او با محمد قزوینی، ادیب و محقق نامدار همنشین شد و شاید همین همنشینی بود که جرقه‌های اولیه کار سترگی چون لغت نامه را در ذهن او زد. سرودن مسمط معروف " یاد آر ز شمع مرده یاد آر" در همین ایام حادث شد. حتی روایت است که زمانه و زندگی به قدری بر دهخدا تنگ آمد که به فکر خودکشی و گرفتن تابعیت بیگانه هم برآمد، در نهایت اما، یک سال بعد به استانبول ترکیه رفت و مدتی بعد به ایران بازگشت. سید حسن مدرس؛ تبعید به خواف و قتل با پایان کار مجلس ششم مصونیت سیاسی سید حسن مدرس به عنوان نماینده پایان یافت. او نامزد دوره هفتم مجلس شد اما حتی یک رای هم برایش منظور نشد. بعد از اعلام نتایج، جمله‌ای گفت که تقلبی بودن انتخابات را برای افکار عمومی آشکار ساخت: حسن مدرس "من یک رأی برای خودم نوشتم، آن رأی کجاست؟" رضا شاه به او پیشنهاد داد نامش را به عنوان یکی از نمایندگان شهرستان‌ها بنویسند و وارد مجلس کنند اما او مخالفت کرد. حضور سنگین رضاشاه و فشار او بر منتقدان، شیخ حسن مدرس را نیز بی‌نصیب نگذاشت و نتیجه آن شد که شهربانی او را شبانه در منزلش دستگیر و به خواف خراسان تبعید کرد. از متن مکاتبات مدرس با برخی از دوستان (از جمله ملک‌الشعرای بهار) بر می‌آید که او در دوره تبعید ممنوع الملاقات بود و اجازه مراوده با مردم را نداشت و روزگار سختی را پشت سر گذاشت. در نهایت بعد از گذشت ۹ سال مدرس را به کاشمر منتقل کردند و ۱۰ آذر ۱۳۱۶، هنگام غروب، در حالی که روزه داشت، به دست دو مامور به نام‌های مستوفیان و حبیب الله خلج کشته شد. رضاشاه؛ تبعید به موریس و ژوهانسبورگ و مرگ عدم تمکین رضاشاه پهلوی به دستورات و نامه‌های مقامات انگلیسی در جنگ جهانی دوم و گرایشش به آلمان سبب شد تا او تخت وتاجش را فرو نهد و باالاجبار ابتدا به جزیره موریس و سپس به ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی تبعید شود. رضاشاه به همراه داماد و فرزندانش در جزيره موريس (شمس پهلوی، فريدون جم، غلامرضا پهلوی، احمدرضا، عبدالرضا و محمودرضا پهلوی) بعد از عزل، رضا شاه در هشتم مهرماه ۱۳۲۰ با ۲۰ مسافر، با کشتی انگلیسی "باندرا"، ایران را به سوی بمبئی ترک کرد. در بمبئی اما "سرکلرمونت اسکراین" کنسول سابق انگلیس در مشهد وارد اقامتگاه رضا شاه شد و به او و همراهانش با زبان فارسی تأکید کرد حق خروج از کشتی را ندارند. در موریس شرایط برای پادشاه سابق ایران چندان راحت نبود و با تقاضای او برای سفر به کانادا مخالفت شد؛ ارسال و دریافت نامه برای او ممنوع شد و تنها می‌توانست اخبار را از رادیو لندن بشنود. این محدودیت‌ها بعد از امضای پیمان سه جانبه روس و انگلیس و‌ آمریکا برداشته شد. در فروردین سال ۱۳۲۳ رضاشاه را به دوربان آفریقای جنوبی تبعید کردند اما آب و هوای نامساعد این شهر بندری موافق طبع رضاشاه نبود و دو ماه بعد او را به ژوهانسبورگ فرستادند. جایی که پایان کارش رقم خورد و در ۴ مرداد ۱۳۲۳ درگذشت. مصدق در تبعید؛ از خراسان تا احمدآباد محمد مصدق در کنار راننده‌اش در حال انتقال از زندان به تبعید اگر بگوییم واژه تبعید در تاریخ معاصر ایران نام دکتر محمد مصدق را به خاطر می‌آورد سخن بیراهی نگفته‌ایم. مصدق دوبار تبعید شد. بار نخست در سال ۱۳۱۸ رضاشاه او را به خراسان تبعید کرد که با پی‌گیری فرزند مصدق و وساطت ارنست پرون و درخواست محمدرضا پهلوی از رضا شاه، او را از خراسان به احمد آباد فرستادند. مصدق که سخت بیمار بود در کتاب خاطرات و تالمات از این کار ولیعهد وقت به نیکی یاد کرده است. نوبت دوم تبعید معروف ۱۲ ساله، تا لحظه مرگ، به احمدآباد بود که بعد از کودتای ۲۸ مرداد و محاکمه مصدق اتفاق افتاد. در واقع او بعد از تحمل سه سال زندان باید آزاد می‌شد اما به احمدآباد تبعید شد. روایت مصدق و فرزندش از این دوران حکایت از محدودیت‌های بسیار برای مصدق دارد. برای نمونه خانواده او تنها هفته‌ای یکبار می‌توانستند به دیدارش بروند و ماموران دولتی مدام از دور و نزدیک تحرکات او و حتی ملاقات‌هایش را کنترل و گزارش می‌کردند. خاطرات مصدق و نیز فرزندش و برخی از دوستان و همراهان سیاسی او از این دوران خواندنی است. مهدی بازرگان؛ تبعید ۵ ساله به زندانی در برازجان تنفیذ حکم نخست وزیری مهدی بازرگان بعد از انتشار اطلاعیه و اعتراض نهضت آزادی به انقلاب سفید محمدرضا شاه در سال ۱۳۴۱، سران نهضت آزادی دستگیرشدند و مدتی بعد به اتهام اقدام بر ضد امنیت کشور، ضدیت با سلطنت مشروطه و اهانت به شاه در سال های ۴۲ و ۴۳ محاکمه شدند. بازرگان به ده سال زندان محکوم شد اما ماندگاری او در زندان قصر چندان به درازا نکشید و او را به شهر برازجان در استان بوشهر تبعید کردند. بازرگان در خاطرات خود آورده است که "دستبند به دست و سوار بر اتوبوسی و بعد از طی بیش از دو شبانه روز راه پرپیچ و خم به زندان برازجان رسید و از هفته دوم هم جز خانواده درجه اول به کسی دیگر اجازه ملاقات ندادند." بازرگان ۵ سال بعد از زندان و تبعید توامان آزاد شد. روح‌الله خمینی؛ تبعید به عراق آیت‌الله خمینی در تبعید در نوفل لوشاتو سخنرانی آیت‌الله خمینی در آبان ۱۳۴۳ کلید تصمیم‌گیری درباره تبعید او شد. او در این سخنرانی به مخالفت با قانون کاپیتولاسیون پرداخت و سحرگاه روز ۱۳ آبان ماموران او را به فرودگاه مهرآباد بردند و با یک هواپیمای نظامی به بورسای ترکیه تبعید کردند. آقای خمینی نزدیک به یک سال در ترکیه ماند و مهرماه ۱۳۴۴ ابتدا به بغداد و سپس سامرا و کربلا و در نهایت به نجف رفت و به مدت ۱۴ سال در این شهر به تدریس پرداخت. در دوره تبعید، آقای خمینی در نجف و بر خلاف سایر تبعیدیان تاریخ معاصر، ارتباطات گسترده‌ای با داخل و خارج از ایران داشت و همان محل مکانی شد برای برنامه ریزی و سازماندهی نیروهای وفادار به او. او دهم مهر ۱۳۵۷ به کویت رفت و سه روز بعد با تصمیم شاه به فرانسه تبعید شد. دوران تبعید آقای خمینی در فرانسه فضایی را فراهم آورد تا او آزادانه به تبلیغ دیدگاه‌های خود بپردازد و بهمن ماه همان سال به ایران بازگشت. علی خامنه‌‌ای؛ تبعید به ایرانشهر تبعید آیت‌الله خامنه‌ای به ایرانشهر یک سالی قبل از تبعید ‌آقای خمینی به پاریس رخ داد. بر اساس روایت سایت آقای خامنه‌ای، رئیس ساواک، حکم تبعید "سید علی خامنه‌ای" به ایرانشهر را بیستم آذرماه ۱۳۵۶ امضا می‌کند. ۸ روز بعد او به همراه سه نظامی وارد ایرانشهر می‌شود و به علی حجتی کرمانی می‌پیوندد که در همان شهر در تبعید بود. آیت‌الله خامنه‌ای یک سال بعد از انقلاب بر اساس روایت‌هایی که از خاطرات آقای خامنه‌ای و نیز سرگذشت او در کتاب شرح اسم آمده است، دوران تبعید او در ایرانشهر با سخت‌گیری چندانی همراه نبود و دوستان و همراهان او از دور ونزدیک می‌توانستند آزادانه به ملاقاتش بیایند و خود آقای خامنه‌ای هم برای مردم منطقه سخنرانی و وعظ می‌کردند؛ حتی پس سیل ایرانشهر در آن زمان، به ابتکار او "پایگاهی به نام کمک به سیل‌زدگان در مسجد آل‌رسول ایرانشهر" دایر شد. دوران تبعید آقای خامنه‌ای سه سال بود اما یک سال بعد که تحولات انقلاب اوج گرفت به مشهد بازگشت. مدتی بعد با پیشنهاد آقای هاشمی رفسنجانی به آیت‌الله خمینی، آقای خامنه‌ای به عضویت شورای انقلاب درآمد و به تهران رفت. هم‌رسانی چگونه می‌توانید این مطلب را به دیگران برسانید؟

۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۸, جمعه

سومین تجمع اعتراضی معلمان در سراسر ایران


ایران هزاران معلم برای سومین بار در سه ماه گذشته در تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران تجمع اعتراضی سکوت برگزار کردند. بهبود وضعیت معیشتی و آزادی معلمان زندانی از خواسته‌های معلمان معترض است. بنابر گزارش‌ها تجمع اعتراضی معلمان روز پنج‌شنبه (۱۷ اردیبهشت)، همزمان در تهران، مرکز تمام استان‌ها و شمار دیگری از شهرهای ایران برگزار شد. معترضان در تهران مقابل ساختمان مجلس و در شهرستان‌ها جلوی اداره‌های آموزش و پرورش تجمع کرده‌اند. خبرگزاری ایلنا شمار تظاهرکنندگان در تهران را سه هزار و پایگاه خبری "جماران" چهار هزار نفر گزارش کرده‌اند. این حرکت اعتراضی، همچون دو تجمع قبلی (۱۰ اسفند ۹۳ و ۲۷ فروردین ۹۴) در سکوت برگزار شد و معلمان خواسته‌ها و اعترا‌های خود را با شعارنویسی بر روی پلاکارد و در بیانیه‌ای به اطلاع مسئولان رساندند. وعده‌های انتخاباتی روحانی تجمع اعتراضی پنج‌شنبه گسترده‌تر از دو تجمع قبلی برگزار شد. شورای مرکزی تشکل‌های صنفی فرهنگیان اول اردیبهشت معلمان را به شرکت در این تظاهرات فراخواند و این حرکت را "اولین قسمت از اعتراضات صنفی" کارمندان آموزش و پرورش خواند. این شورا در فراخوان خود از کم‌توجهی رسانه‌ها و مسئولان و نحوه انعکاس نارضایتی و اعتراض معلمان در صدا و سیمای جمهوری اسلامی انتقاد کرد. در تظاهرات ۲۷ فروردین معترضان با شعار "رسانه میلی، جات خالیه خیلی" به رادیو و تلویزیون حکومتی کنایه می‌زدند و در تجمع ۱۷ اردیبهشت با شعار "معلم فریاد می‌زند، رسانه سانسور می‌کند" ناخشنودی خود را ابراز کردند. معلمان معترض با انتقاد از بی‌توجهی به وضعیت‌شان در سال‌های گذشته، از دولت حسن روحانی نیز گلایه می‌کنند که به وعده‌های خود در مورد رفع مشکلات معیشتی معلمان، افزایش سهم آموزشی در بودجه‌ی دولت و اصلاح جهت‌گیری‌های نادرست در آموزش و پرورش عمل نکرده است. اعتراض صنفی به سال‌ها تبعیض رئیس جمهور ۱۴ اردیبهشت در مراسم بزرگداشت مقام معلم وعده داد که دولت "درحد توان" برای برطرف کردن مشکلات معیشتی فرهنگیان تلاش کند. حسن روحانی در این مراسم گفت: «ما حق اعتراض را برای تمام اقشار و اصناف محفوظ دانسته و به رسمیت می‌شناسیم. من نسبت به معلمین نیز حق اعتراض را به رسمیت می‌شناسم، ما مشکلات آنان را می‌دانیم و البته آنان نیز مشکلات ما را می‌دانند.» به گزارش "جماران" در بیانیه‌ای که در پایان تجمع سراسری منتشر شد آمده است: «امروز ما فرهنگیان هماهنگ با معلمان سراسر ایران، گرد هم آمده‌ایم تا ندای مظلومیت خود را با سکوت فریاد کنیم و به سال‌های متمادی تبعیض و بی‌عدالتی اعتراض نماییم و مسئولان مملکت را به عمل به وعده‌های پیشین‌شان دعوت کنیم.» معلمان همچنین بر "کاملاً صنفی و معطوف به احقاق حق و رفع تبعیض" بودن حرکت اعتراضی خود تاکید کرده و هشدار داده‌اند، "هیچ جریان سیاسی، چه در داخل کشور و چه در خارج از مرزهای مملکت، حق مصادره‌ی آن و سیاسی جلوه‌دادنش" را ندارد. نگرانی خامنه‌ای از "توطئه دشمن" ظاهرا این تاکید واکنشی به سخنان رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای در دیدار روز چهارشنبه با وزیر و مسئولان آموزش و پرورش است. خامنه‌ای با توجه به گسترده شدن دامنه اعتراض فرهنگیان، ابراز نگرانی کرده که "اگر درخصوص مسئله معیشت معلمان غفلت شود، دشمن سوءاستفاده خواهد کرد". او خطاب به مسئولان آموزش و پرورش گفت: «البته معلمان انسان‌های مؤمن، نجیب و هوشیاری هستند و متوجه توطئه‌های دشمنان و افراد کینه‌توز نسبت به نظام اسلامی هستند که می‌خواهند به بهانه معیشت معلمان شعارهای فتنه‌گرانه و خطی و سیاسی مطرح و برای نظام دردسر درست کنند.» رهبر جمهوری اسلامی از مسئولان اقتصادی دولت خواسته که "با وجود محدودیت‌ها، نگاه ویژه‌ای به آموزش و پرورش و معلمان داشته باشند و آن را در مسایل اولویت‌دار خود قرار دهند". بیشتر بخوانید: بازداشت دبیرکل سازمان معلمان ایران احضار و تهدید فعالان صنفی در یکی از پلاکاردهای معترضان از دولت انتقاد شده که در سال ۹۴ بودجه بیشتری به آموزش و پرورش اختصاص نداده، اما بودجه برخی دستگاه‌ها را به شدت افزایش داده است. حسن روحانی چند روز پیش در همایش فرماندهان نیروی انتظامی (ناجا) اعلام کرد، دولت برای "افزایش اثربخشی ناجا" بودجه نیروهای مسلح را در سال جاری دو برابر کرده است. فرهنگیان معترض در بیانیه پایانی تجمع روز پنج‌شنبه خود نسبت به "برخوردهای قهری با خواسته‌های برحقّ و منطقیِ فرهنگیان" هشدار داده و از مسئولان اجرایی و قضایی خواسته‌اند "برای یک‌بار هم که شده، نه از موضع قدرت، که از موضع واقع‌بینی و منطق با خواسته‌ی معلمان برخورد کنند". یکی دیگر از خواسته‌های معترضان آزادی رسول بداقی، محمود باقری و علی رضا هاشمی، سه معلم زندانی است که نمایندگی فرهنگیان در جریان اعتراض‌های صنفی را بر عهده داشته‌اند. خبرگزاری ایلنا گزارش داد: «روز گذشته، یک نهاد نظارتی شماری از فعالان صنفی معلمان را احضار کرده‌است و تنها به این شرط به آن‌ها اجازه داده شب به خانه بروند که تعهد دهند در تجمع سراسری امروز شرکت نمی‌کنند.» معلمان معترض با اشاره به وعده‌های انتخاباتی روحانی مبنی بر حمایت از تشکل‌های غیردولتی و حذف نگاه امنیتی نسبت به آن‌ها، از وزارت کشور خواسته‌اند نسبت به صدور مجوز برای برگزاری مجمع عمومی کانون‌های صنفی معلمان سراسر کشور و برگزاری انتخابات هیأت مدیره‌ی آن‌ها اقدام کند.

۱۳۹۴ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

برداشتن زیر ابروی مردان "ممنوع" است و باعث تعطیلی آرایشگاه می‌شود

برداشتن زیر ابروی مردان "ممنوع" است و باعث تعطیلی آرایشگاه می‌شود مصطفی گواهی، رئیس اتحادیه آرایشگران مردانه، برداشتن زیر ابروی مردان را در آرایشگاه‌های مردانه ممنوع اعلام کرده است. به گفته وی در صورت برداشتن زیر ابرو، آرایشگاه خاطی پلمب خواهد شد. مصطفی گواهی، رئیس اتحادیه آرایشگران مردانه در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا، خبرگزاری کار ایران، از پلمب شدن آرایشگاه‌هایی که اقدام به برداشتن زیر ابروی مردان کنند، خبر داده است. به گفته وی سولاریوم، برداشتن زیر ابرو، خالکوبی و تتو "خط قرمز" این اتحادیه محسوب شده و انجام این قبیل خدمات در آرایشگاه‌های مردانه ممنوع است. مصطفی گواهی تاکید کرده که در صورت مشاهده ارائه اینگونه خدمات از سوی آرایشگران، واحد متخلف توسط اتحادیه مزبور پلمپ خواهد شد. رئیس اتحادیه آرایشگران مردانه البته در خصوص چگونگی نظارت بر آرایشگاه‌ها و وجود قانونی در این زمینه، حرف نزده و تنها به تهدید به "پلمب کردن" آرایشگاه‌ها بسنده کرده است. وی همچنین در خصوص آرایشگاه‌های بدون مجوز هم هشدار داده و تصریح کرده: «در آرایشگاه‌های بدون مجوز بهداشتی خطر ابتلا به ایدز بسیار بالا است». او معتقد است احتمال "سرایت ایدز" در آرایشگاه‌های غیرمجاز زیاد است. حدود ۷ سال پیش برای نخستین بار رییس اداره اماکن نیروی انتظامی، از پلمب ۲۴ آرایشگاه مردانه در تهران به دلیل اصلاح ابروی مردان و خالکوبی بدن مشتریان، خبر داد. مدت زیادی است که آرایشگاه‌های مردانه در کنار اصلاح موی سر، به ارائه خدماتی چون برداشتن زیر ابروی مردان و تتو (خالکوبی) رو آورده‌اند. با وجود اینکه این سرویس‌ها با استقبال زیاد مردان و به خصوص جوانان روبرو شده، اما براساس اعلام اتحادیه آرایشگران مردانه، این خدمات توسط آرایشگاه‌های مردانه ممنوع اعلام شده است. عمل زیبایی و آرایش‌هایی که در حوزه زیبایی تعریف می‌شوند بیش از یک دهه است که در ایران با استقبال علاقمندان روبرو شده است. چندی پیش رسانه‌های ایرانی گزارش‌هایی از رشد چشمگیر عمل زیبایی با عنوان "گوش الاغی" منتشر کرده بودند. در عمل زیبایی موسوم به "گوش الاغی" با برش قسمت بالایی گوش و سپس بخیه زدن، فرم گوش را تیز می‌کنند. عملی که در نتیجه‌ی آن و با تغییر فرم طبیعی گوش، بازگشت به حالت اولیه ناممکن می‌شود. گفته می‌شود که میل به داشتن گوش‌های مثلثی، در آغاز نوعی الگوبرداری شمایلی از شخصیت‌های جادویی فیلم "ارباب حلقه‌ها" بوده است. براساس گزارش جام جم آنلاین، طبق آمارهای غیررسمی، ایران یکی از کشور‌های صاحب رکورد عمل جراحی بینی و جراحی‌های زیبایی در جهان محسوب می‌شود. انجمن تحقیقات راینولوژی ایران با همکاری دانشگاه جان هاپکینز آمریکا در سال ۹۲ تحقیقاتی انجام داده و طی آن مشخص شده که میزان جراحی‌های "زیبایی بینی" در ایران، حدود ۷ برابر آمریکا است. UTC خبرنامه | 27.04.2015, 18:00

۱۳۹۴ اردیبهشت ۱, سه‌شنبه

انقلاب فرهنگی؛ برنامه نافرجام اسلامی کردن دانشگاه‌ها


سی و پنج سال پیش انقلاب فرهنگی با این هدف که "دانشگاه محیط سالمی شود برای تدریس علوم عالی اسلامی" آغاز شد. رهبر جمهوری اسلامی چندی پیش اعتراف کرد که این برنامه "هنوز به سرانجام مطلوب نرسیده است". در تقویم رسمی جمهوری اسلامی دوم اردیبهشت به عنوان "روز اعلام انقلاب فرهنگی" نامگذاری شده، گرچه زمینه‌سازی برای اجرای این برنامه پیشتر آغاز شد. ستاد انقلاب فرهنگی نیز ۲۳ خرداد همین سال شکل گرفت. جلوگیری از فعالیت گروه‌های سیاسی مخالف حکومت در دانشگاه‌ها، کنار گذاشتن استادان و دانشجویان دگراندیش و تغییر سیستم آموزش عالی در ایران که غرب‌زده و غیراسلامی خوانده می‌شد، از مهمترین هدف‌های انقلاب فرهنگی محسوب می‌شود. نخستین رهبر جمهوری اسلامی، روح‌الله خمینی، معتقد بود: «باید انقلاب اسلامی در تمام دانشگاه‌های سراسر ایران به وجود آید تا اساتیدی که در ارتباط با شرق و یا غرب‌اند تصفیه گردند.» خمینی برای این منظور ۷ نفر را منصوب کرد و از آنها خواست "برای برنامه‌ریزی رشته‌های مختلف و خط مشی فرهنگی آینده دانشگاه‌ها، براساس فرهنگ اسلامی و انتخاب و آماده‌سازی اساتید شایسته، متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند". بیشتر بخوانید: رمز خودی بودن و راز غیرخودی شدن در جمهوری اسلامی برخورد با دگراندیشان، رقابت جناح‌ها یاوران حکومت برای پاکسازی دانشگاه‌ها و برچیدن دفترها و ختم فعالیت سازمان‌های سیاسی "غیرخودی" در مراکز آموزشی، انجمن‌های اسلامی و گروه موسوم به "دانشجویان مسلمان پیرو خط امام" بودند. در بیش از سه دهه گذشته برخورد با دانشجویان و استادان منتقد حکومت همواره در دستور کار بوده و از همان سال‌های نخست بخشی از این درگیری‌ها به رقابت میان جناح‌های مختلف حکومتی برای حذف یکدیگر تبدیل شده است. حسن روحانی در جریان مبارزات انتخاباتی سال ۹۲ از امنیتی بودن فضای دانشگاه‌ها انتقاد کرد و وعده داد در صورت پیروزی در انتخابات این وضعیت را تغییر دهد. سخنان روحانی نشان می‌دهد که حتا بخش‌هایی از حکومت که میانه‌رو یا اصلاح‌طلب خوانده می‌شوند در فضای امروز دانشگاه‌ها احساس امنیت نمی‌کنند. به عبارت دیگر پروژه انقلاب فرهنگی در یکی از هدف‌های اصلی خود که تصفیه دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی بوده ناکام مانده است. بیشتر بخوانید: روحانی: پایه‌ها و مبانی علم و دانش، اسلامی، مسیحی و یهودی ندارد احمدی‌نژاد و "کودتای فرهنگی دوم" جلوه دیگری از این ناکامی را در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد می‌توان دید که با موج گسترده‌ای از کنار گذاشتن استادان و دانشجویان غیرهمسو با حکومت یک‌دست اصولگرایان همراه بود. محمد ملکی، نخستین رئیس دانشگاه تهران، پس از شکل‌گیری جمهوری اسلامی، چند سال پیش در گفت‌وگو با دویچه‌وله (فارسی) انقلاب فرهنگی را کودتا خواند و احمدی‌نژاد را متهم کرد که برای راه‌اندازی انقلاب فرهنگی دوم زمینه‌سازی می‌کند. به رغم تصفیه‌های گسترده، پس از انتخابات مناقشه‌انگیز سال ۸۸ دانشگاه‌های ایران بار دیگر به مهم‌ترین کانون‌های جنبش اعتراضی تبدیل شدند. همچنین بسیاری از ناظران معتقدند که فعالیت‌های ستاد انقلاب فرهنگی یکی از عوامل اصلی مهاجرت نخبگان و تنزل سطح کیفی فعالیت‌های پژوهشی و علمی بوده است. ستاد یادشده در سال ۱۳۶۳ به شورای عالی انقلاب فرهنگی تبدیل شد که ترویج "فرهنگ اسلامی‌ در كلیه شئون فردی و اجتماعی‌كشور" و "زوال مظاهر منحط ‌و مبانی نادرست فرهنگ‌های بیگانه‌" از مهمترین وظایف آن تعریف شده است. بیشتر بخوانید: بازنگری در بیش از ۵۵۰ درس علوم انسانی نگرانی خامنه‌ای از ترویج "شکاکیت" با گذشت ۳۵ سال، بحث بر سر "اسلامی" کردن آموزش عالی هنوز ادامه دارد و رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای از این که این پروژه به سرانجام مطلوب نرسیده گلایه می‌کند. خامنه‌ای مهرماه سال پیش در حکمی که به مناسبت آغاز دوره جدید کار شورای عالی انقلاب فرهنگی صادر شد "بازمهندسی ساختار فعالیت‌ها و مدیریت‌های فرهنگی" را یکی از اولویت‌های هفت گانه‌ی این شورا عنوان کرد. رهبر جمهوری اسلامی در این حکم خواستار جدی‌تر گرفته شدن "مهندسی فرهنگی و موضوع تحول و نوسازی در نظام آموزشی و علمی کشور [...] و تحول در علوم انسانی" شد و هشدار داد: «به تعویق افتادن این امور خسارت بزرگی متوجه انقلاب اسلامی خواهد کرد.» خامنه‌ای پس از جنبش اعتراضی سال ۸۸ نیز با اشاره به تحصیل دو میلیون دانشجوی ایرانی در رشته‌های علوم‌انسانی ابراز نگرانی کرده بود که آموزش این رشته‌ها "منجر به ترویج شكاكیت و تردید در مبانى دینى و اعتقادى" دانشجویان شود. یشتر بخوانید: هشدار استادان دانشگاه نسبت به بازنگری در دروس علوم سیاسی اختلاف در میان مسئولان ارشد میرحسین موسوی، یکی از دو نامزد معترض به نتایج اعلام‌شده‌ی انتخابات سال ۸۸ در واکنش به سخنان خامنه‌ای، حمله به علوم انسانی را سازمان‌یافته خوانده و گفته است: «این حملات یادآور تجربه بسیار تلخ و هشداردهنده حکومت شوروی سابق و دیگر حکومت‌های توتالیتر اروپای شرقی است.» حسن روحانی نیز در مراسم آغاز سال تحصیلی ۹۳-۹۴ در دانشگاه‌ها، با انتقاد از کسانی که خواستار حذف بخشی از علوم شده‌اند گفت: «اسلامی کردن علوم انسانی به آن مفهوم نیست که دانش بشری را در بخش علوم انسانی به طور کامل کنار بگذاریم.» رئیس جمهور که ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی را نیز بر عهده دارد در این مراسم تاکید کرد: «علم حذف شدنی نیست، ممکن است ابطال شود اما حذف نمی‌شود، چطور عده‌ای به فکر افتادند که بخشی از علوم را حذف کنند؟ ما می‌توانیم حرف یا سخنی دقیق‌تر و علمی‌تر عرضه کنیم و نکات قبلی را مورد نقد یا حتی ابطال قرار دهیم.» پس از بر سر کار آمدن دولت یازدهم شماری از استادان کنار گذاشته‌شده و دانشجویان اخراجی دوباره به دانشگاه‌ها راه یافتند. این تحولات و سخنان روحانی درباره علوم انسانی آشکار می‌کند که مسئولان ارشد جمهوری اسلامی درباره سودمندی و قابل اجرا بودن مهمترین هدف‌های انقلاب فرهنگی دیدگاه‌های متفاوتی دارند. UTC خبرنامه | 21.04.2015, 18:00

۱۳۹۳ اسفند ۲۹, جمعه

اعتراض ۶۰۰ استاد دانشگاه به محدودیت رسانه‌ای خاتمی


۶۰۰ تن از استادان و اعضای هیئت‌های علمی دانشگاه‌های ایران در نامه‌ای خطاب به رئیس قوه‌قضائیه ممنوعیت رسانه‌ای محمد خاتمی را مورد اعتراض قرار دادند. این نامه در سایت‌های اصلاح‌طلبان انتشار یافته است. در نامه‌ای به امضای ۶۰۰ استاد و عضو هیئت‌علمی دانشگاه‌های ایران از ممنوعیت محمد خاتمی رئیس‌جمهور پیشین ایران به عنوان "بدعتی نگران‌کننده و تهدیدی کم‌سابقه برای حقوق شهروندی در جمهوری اسلامی" یاد شده است. این نامه سرگشاده خطاب به صادق آملی لاریجانی رئیس‌ قوه قضائیه منتشر شده که از علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی فرمان می‌برد. امضاکنندگان نوشته‌اند: «چنین برخوردی زیبنده نظامی که براساس جمهوریت و اسلام بنا شده نیست.» رضا فرجی دانا، مصطفی معین، محمدرضا واعظ مهدوی، محمدصادق احمدآخوندی، فخرالدین دانش‌آشتیانی، محمدرضا ظفرقندی، غلامرضا ظریفیان، الهه کولائی، سعید سمنانیان، غلامرضا انصاری، علی شکوری‌راد، احمد شیرزاد، عبدالله رمضان‌زاده، محمدرضا سعیدی، فرشته بقائی و محمدجواد عابدینی از جمله سرشناس‌ترین امضاکنندگان نامه اعتراضی هستند. در این نامه دستور ممنوعیت رسانه‌ای دکتر محمد خاتمی "غیرقانونی" خوانده شده است. امضاکنندگان نامه از رئیس‌ قوه قضائیه خواسته‌اند که "این دستور غیرقانونی" را لغو کند و به‌جای محدودیت و ممنوعیت "بزرگانی" همچو او را در خور شأن آن‌ها مورد تکریم و احترام قرار دهد. ماجرای حصر رسانه‌ای خاتمی در آخرین روزهای بهمن‌ماه سال ۱۳۹۳ غلامحسین محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه قضائيه اعلام کرد که محمد خاتمی مشمول محدودیت رسانه‌ای شده است. وی همزمان گفت که قوه‌ قضائیه می‌تواند در مورد کسانی که آن‌ها را از "سران فتنه" می‌داند، بدون تشکیل دادگاه یا ابلاغ حکم دستوراتی صادر کند. چند روز پیش از بیان اظهارات اژه‌ای سایت "جماران" در پی انتشار چند عکس و خبر درباره خاتمی فیلتر شد. این سایت یک روز بعد، پس از حذف خبرها و عکس‌های مربوط به رئیس‌جمهور اسبق ایران، دوباره در دسترس کاربران قرار گرفت. خبرگزاری دولتی ایرنا نوشت که این تصمیم پس از حضور مدیر سایت در دادسرا و سپردن تعهد التزام به "دستورات قضائی" اتخاذ شد. دو هفته پس از اعلام خبر ممنوعیت رسانه‌ای خاتمی، روز یازدهم اسفند غلامحسین محسنی اژه‌ای بار دیگر در یک کنفرانس خبری گفت که ممنوعیت انتشار تصویر و خبرهای مربوط به خاتمی به قوت خود باقی است و با رسانه‌هائی که به آن توجه نکنند برخورد می‌شود. با توجه به پیشینه قوه قضائیه جمهوری اسلامی، بعید به‌نظر می‌رسد که اعتراض ۶۰۰ استاد سرشناس تاثیری بر تصمیم این نهاد بگذارد. با این همه همصدائی صدها استاد دانشگاه در اعتراض به ممنوعیت رسانه‌ای خاتمی این نهاد را به شدت زیر فشار برده است.

۱۳۹۳ اسفند ۱۹, سه‌شنبه

محمد یزدی رئیس مجلس خبرگان رهبری ایران شد


محمد یزدی، عضو شورای نگهبان و دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اکثریت آرای اعضای مجلس خبرگان رهبری ایران به ریاست این مجلس رسید. اکبر هاشمی رفسنجانی هم برای ریاست مجلس خبرگان نامزد شده بود. در دور اول رای‌گیری به جز آقایان یزدی و هاشمی رفسنجانی، محمود هاشمی شاهرودی و محمد مومن هم نامزد بوده‌اند اما آقای هاشمی شاهرودی به دلیل "تعدد کاندیداها" انصراف داده است. رای‌گیری در دور اول به دلیل به حد نصاب نرسیدن آرا به دور دوم کشیده شد و آقای یزدی با کسب ۴۷ رای از مجموع ۷۳ رای به عنوان رئیس جدید مجلس خبرگان انتخاب شد. ۲۴ نفر در این رای‌گیری به آقای هاشمی رفسنجانی رای داده‌اند و تعداد آرای باطله ۲ رای اعلام شده است _______________________________________________________________________________________ رئیس جدید خبرگان رهبری محمد یزدی ۸۳ ساله و متولد اصفهان به عنوان چهره‌ای محافظه‌کار در مناصب و مقاطع مختلف در صحنه سیاسی ایران حضور داشته است. او در دوره‌های اول و دوم مجلس شورای اسلامی نماینده بود. عضویت در هیئت رئیسه مجلس خبرگان و همین طور شورای بازنگری قانون اساسی از جمله سوابق اوست. آقای یزدی از سال ۱۳۶۸ به مدت ده سال رئیس قوه قضاییه ایران بود و سال‌هاست به عنوان یکی از اعضای منصوب رهبر ایران در شورای نگهبان حضور دارد. او در حال حاضر دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است. ___________________________________________________________________ هفدهمین اجلاس خبرگان رهبری ایران صبح امروز سه‌شنبه ۱۹ اسفند با دستور تعیین ریاست این مجلس در تهران آغاز شد. محمدرضا مهدوی کنی، رئیس پیشین این مجلس پاییز امسال درگذشت و ریاست موقت آن پیش از انتخاب آقای یزدی بر عهده محمود هاشمی شاهرودی بود. پیش از این از آقای هاشمی شاهرودی به عنوان یکی از گزینه‌های محتمل و مورد توافق برای ریاست مجلس خبرگان نام برده می‌شود. ___________________________________________________________________ اکبر هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگو با روزنامه شرق پیش از آغاز اجلاس خبرگان: برای آن لحظه حساس [انتخاب رهبر آینده]حتما لازم نیست رئیس باشم، کافی است عضو خبرگان باشم. انسان در خبرگان می‌تواند صحبت کند و نظرش را بدهد و اگر بخواهم، تاثیرگذار هم خواهم بود. __________________________________________________________________ از چندی پیش گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال حضور اکبر هاشمی رفسنجانی در این رقابت‌ و سکوت او در این باره خبرساز بوده است. عمل جراحی اخیر آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران و مطرح شدن نگرانی‌هایی درباره سلامتی او هم باعث شده که این دور از مجلس خبرگان با حساسیت‌های بیشتری دنبال شود. مجلس خبرگان رهبری موظف به نظارت بر عملکرد رهبر است و اختیار عزل و نصب و تعیین جانشین او را دارد. پیش از آقای مهدوی کنی، اکبر هاشمی رفسنجانی ریاست خبرگان را بر عهده داشت، اما مخالفان او به دلیل آنچه که همراهی آقای هاشمی رفسنجانی با معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ می خواندند، خواستار کنار رفتن او از ریاست مجلس خبرگان شدند. آقای هاشمی رفسنجانی در آن زمان از رقابت برای انتخاب رئیس و اعضای هیئت رئیسه مجلس خبرگان کناره‌گیری کرد و جای خود را به آقای مهدوی کنی داد.

۱۳۹۳ بهمن ۱۸, شنبه

:: دزدی سران، رنج کارگران


دستمزدها پایین است، حقوق به موقع پرداخت نمی شود ، حق اعتراض ندارند ، بدون دلیل ازکار اخراج می شوند، اینها دلایل اعتراضات و اعتصاب کارگری است. کارخانه لوله و نورد صفا تعطیل می شود و صدها کارگراعتصابی به صورت همزمان با رانندگان کامیونهای حمل بار در محوطه کارخانه تحصن می کنند کارگران تکاب‌نیرو در اعتراض به عدم پرداخت مزایای دوسال پاداش کار ویک سال سختی کار که شرکت برق منطقهیی تهران به آنان بدهکاراست دست ازکارمی کشند. ۵ ماه از آخرین اعتصاب نزدیک به ۵ هزارکارگرمعدن سنگ آهن مرکزی بافق می گذرد، اما کارگران اعتصابی هنوز به خواستشان نرسیده اند. مضافاً براین که ۹ کارگر که درجریان آخرین اعتصاب کارگران بازداشت شده اند هنوز آزاد نشده‌اند. کارگران نانوا در سنندج مقابل فرمانداری دراعتراض به ثابت ماندن دستمزدشان ازسال ۹۱ اعتراض کردند. پس ازگذشت یک ماه از اعتصاب کارگران پتروشیمی ایلام کارگران این واحد تولیدی همچنان دراعتصاب هستند وسرکاربرنگشتند کارگران معدن چشمه پودنه کرمان در اعتراض به تعویق ۴ ماهه در پرداخت مطالبات حقوقی خود دست ازکارکشیدند و پس از این اعتصاب صنفی دو تن از کارگران با شکایت کارفرما از کار اخراج شدند. کارگران پیمانی سیمان سپاهان اصفهان در اعتراض به اخراج نماینده خود در محوطه کارخانه تجمع کردند. کارگران ذوب مس خاتون آباد در شهر بابک در اعتراض به برگزاری آزمون استخدامی در این مجتمع صنعتی مقابل فرمانداری تجمع کردند. کارگران معدن کوشک بافق با سفر به تهران در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات خود در مقابل وزارت صنعت، معدن و تجارت تجمع کردند. ۶۳۰ کارگر شاغل در معادن زغال‌سنگ «‌قشلاق» واقع در شمال شرق شاهرود از تعویق بیش از ۳ ماه‌ونیم حقوق‌شان خبر می‌دهند. این کارگران 23دی در اعتراض به دریافت نکردن حقوق به مدت یک ساعت دست از کار کشیدند و همزمان همسران این کارگران در مقابل فرمانداری «‌آزاد شهر» تجمع کردند. و... در دیماه کارگران ۱۰۵ مورد تجمع و اعتصاب داشته اند که به نسبت ماههای گذشته افزایشی در حدود ۲۵ درصد را نشان می‌دهد. عدم امنیت شغلی، میزان پایین حقوق و دستمزد در مقایسه با رشد تورم و خط فقر، عدم رعایت کرامت و شایستگی‌های شغلی، عدم اجازه برای استفاده قانونی از حق اعتصاب، تجمع، داشتن تشکل و آزادی بیان، از مواردی است که معترضان مورد تأکید قرار داده‌اند. اعتراضات کارگری درحالی است که روند اخراج کارگران ظرف سه ماه گذشته همچنان با شیب تندتری پیش می رود و بخش بزرگی از اخراج ها تنها به دلیل یک اعتراض صنفی بوده است. بیشتر اعتراضات کارگری به دلیل عدم امنیت شغلی است و یکی از دغدغههای اساسی آنان نیز در بازار کار همین موضوع است. البته وقتی بیش از ۹۰ درصد قراردادها از نوع قرارداد موقت است، سخن گفتن ازامنیت شغلی کارگران درحاکمیت نظام آخوند معنی و مفهوم ندارد. زیرا شرایط نابرابر بین کارفرمایان وابسته به حاکمیت وکارگران کاملا به ضررکارگران برقرار است. این وضعیت درشرایطی است که در۸ ساله اخیر نزدیک به ۷۰ درصد قدرت نیروی کار به دلیل بالا رفتن نرخ تورم و عدم تناسب آن با میزان دستمزد کارگران کاهش یافته است. اخراج کارگران وعدم امنیت شغلی تنها بخشی از مشکلات کارگران است. کارگرانی هم که از به اصطلاح امنیت نسبی برخوردارند، حقوقشان آنقدر ناچیز است که تنها کفاف هزینه ۱۰ روز درماه را میدهد. سایت تابناک ۶ بهمن ۹۳ تحت عنوان ”چرا دستمزد کارگران فقط کفاف ۱۰ روز را میدهد؟“ مینویسد:”در سالهای اخیر حمایتها از تولید برداشته شده و به سمت واردات و واسطه گری سوق پیدا کرده و همین مسأله سبب شده تا کارفرمایان به افزایش حقوق کارگران واکنش نشان دهند؛ بنابراین تا زمانی که دولت در خصوص افزایش هزینه‌های فعالیتهای اقتصادی تولیدی اقدامی انجام ندهد، افزایش واقعی دستمزد همواره به اخراج کارگران ختم خواهد شد. شرایط زندگی تا حدی برای مردم دشوار شده است که بسیاری از مردم بیان می‌کنند اگر تا نیمه اول دهه ۸۰ خانوار کارگری می‌توانست از طریق دریافت حداقل دستمزد ماهانه تا ۵۰ درصد از هزینه‌های خود را تأمین کند، اکنون با دریافت یک پنجم از حقوق واقعی خود تا چه میزان از هزینه‌های خود را تأمین می‌کند؟“ وضعیت شغلی ومعیشتی کارگران درشرایطی است که در جنگ وجدالهای باندی درونی رژیم هر روز گوشهیی از دزدیها وفساد سران وکارگزاران نظام برملا میشود تاجایی که بعضی ازکارگزاران و مهرههای هر دوباند رژیم اعتراف میکنند که تبعات موضوع فساد ودزدی میرود تا به به یک مسئله امنیتی برای نظام تبدیل شود. بالاترين لینک مستقیم