|
سقوط آزاد
قیمت ریال در چند هفته اخیر نشاندهنده موج های اولیه گردابی است که می رود
اقتصاد و جامعه ایران را به کام خود بکشد. اما در حکومت ایران تنها چیزی که به
آن اندیشیده نمی شود دلایل عمیق این بحران و یافتن راه های چگونگی مقابله با آن
است. هر کس می کوشد بحران را به گردن دیگری بیاندازد یا از طریق آن برای خود
وجهه کسب کند.
از نظر احمدی
نژاد بحران نتیجه تحریم هاست. یعنی همان چیزی که او تا چندی پیش آن را کاغذ پاره
و بی اثر می خواند!
علی خامنه ای
همین سخن را با ادبیات مخصوص به خود می گوید و فروپاشی اقتصادی را ناشی از
"مقاومت" در برابر خواست های بیگانگان می خواند!
بی دلیل نیست
که او می گوید نظر احمدی نژاد به من نزدیک تر است. زیرا در هر عرصه که نگاه کنیم
بواقع نیز میان او و احمدی نژاد یک همسویی فکری و عملی وجود دارد. اختلاف انها
که در ماهیت خود یک نوع رقابت است که اتفاقا ریشه در همین همسویی دارد.
ولی اختلافی
که در پس این همسویی وجود دارد موجب می شود که باندهای حکومتی تعبیرهای دیگری از
دلایل بحران ارائه دهند. از نظر وابستگان به رهبر سقوط کنونی اقتصاد ناشی از
تعمد احمدی نژاد برای خراب کردن اقتصاد ایران و عدم رسیدگی به وضع بازار برای
زیر فشار گذاشتن رهبر و وادار کردن او به "تسلیم" است. اتهامی که اگر
یک صدم آن می توانست به میرحسین موسوی وارد شود بجای حصر ده بار اعدام شده بود.
از سوی دیگر
به گفته باند احمدی نژاد وضع اسفناک کنونی از آنروست است که احمدی نژاد بر
اقتصاد کشور نظارتی ندارد و تصمیمات در نهادهای دیگر و در واقع بیت رهبری اتخاذ
می شود. این دو ادعا نیز مانند مورد اول همسو هستند، همسو از این جهت که هیچکدام
نمی خواهند مسئولیت خود در این وضع را بپذیرند و می کوشند ان را به حساب دیگری
بنویسند یا به گردن تحریم های خارجی بیاندازند.
در اینجا دو
مسئله وجود دارد که هیچکدام از باندهای حکومتی نمی خواهند وارد آن شوند. اول
اینکه چگونه شد که ما به این نقطه رسیدیم از نظر سیاسی. یعنی چه بی تدبیری ها،
خام خیالی ها، جاه طلبی ها و بی کفایتی هایی کار را بدانجا کشاند که ایران به
همین سادگی تحت تحریم های بین المللی واقع شود؟ و دوم اینکه چگونه شد که ما به
این نقطه رسیدیم از نظر اقتصادی. یعنی چه سیاست ها و برنامه ها و بی برنامگی های
اقتصادی کار را بدانجا کشاند که این تحریم ها بتواند تا این اندازه موثر واقع
شود؟
هیچکدام از
باندهای حکومتی نمی خواهند به این دو مسئله بپردازند، زیرا وضع کنونی دستپخت همه
آنهاست و نه این یا آن باند. بیت رهبری در این فاجعه همان اندازه مسئول است که
دولت احمدی نژاد و سرداران سپاه به همان شدت که تجار و واردکنندگان بزرگ بازار.
اختلاس و دزدی وغارت همان اندازه در نهادهای زیر نظر دولت است که در زیر مجموعه
رهبر.
بحث در
اینجا بیشتر در عرصه اقتصاد است و در این عرصه باید از این آقایان پرسید مگر شما
همه جا مدعی نبودید "ایران 30 سال است تحریم است". اگر چنین است پس
چرا در گذشته و حتی در بدترین شرایط تحریم واقعی و جنگ ما شاهد چنین سقوط اقتصادی
آن هم در ظرف چند روز نبوده ایم؟ نه تنها در زمان جنگ و دولت موسوی بلکه حتی در
زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی هم که نرخ ارز شناور اعلام شد چنین وضعی پیش
نیامد. بنابراین به فرض که بپذیریم عامل سقوط اقتصاد ایران تحریم های خارجی است،
باید دید که در این دوران هشت ساله حکومت جناح راست و آقایان خامنه ای و احمدی
نژاد کدام سیاست های اقتصادی پیش گرفته شد که ایران را اینچنین وابسته به بازار
جهانی و اقتصاد کشورهای غربی کرد؟ چند صد میلیارد دلار درآمد نفت کجا رفت؟ از
دادن مخابرات و آب و برق و گاز و نفت و فولاد و خودرو و بانک و بقیه و بقیه بدست
سرمایه داران حکومتی و غیرحکومتی چه چیز عاید مردم ایران شد؟ گفته می شد که
اقتصاد ایران با فرمان رهبر برای تغییر اصل 44 قانون اساسی و اجرای خصوصی سازی و
دستورهای بانک جهانی شکوفا می شود ولی اکنون باید پرسید با خصوصی کردن همه اقتصاد
ایران اکنون دولت چه ابزاری برای مقابله تحریم ها در اختیار دارد؟ و اصولا آیا
ابزاری دارد؟
بنابراین،
ریشه بحران در اینجاست که یک دولت بی کفایت و بی نظارت با حمایت و تحمیل رهبر
زمام امور کشور را در دست گرفته است. سیاست های این دولت در عرصه اقتصادی
ابزارهای مداخله کارآمد و ملی آن را در اقتصاد کاهش داده و این ابزارها را در
اختیار باندها قرار داده است. از سوی دیگر وابستگی ایران به واردات و اقتصاد
جهانی را چنان افزایش داده که حتی اندک کاهش درامد خرید نفت به چنین هرج و مرج
اقتصادی انجامیده است.
اینکه برخی
باندهای وابسته به احمدی نژاد و برخی دیگر بیت رهبری را عامل بحران کنونی معرفی
می کنند خود به معنای آن است که اقتصاد ایران از چارچوب کنترل ملی خارج شده و در
اختیار باندها قرار گرفته است و چنین چیزی ممکن نشد مگر در پی سودجویی ها و
خصوصی سازی ها و واگذاری ها و تجار و واردکنندگان در دهه اخیر. باندهای سرمایه
داری که بنام بخش خصوصی بانک ها و صنایع و معادن و ارتباطات را در اختیار گرفته
اند اکنون خود دولت و دولتی در دولت و دولتی فرای دولت هستند. قطع دست این
باندها یعنی به زیر کشیدن حکومت. تحولات و اصلاحات از این مسیر عبور می کند.
پیک نت 18 مهر
|
۱۳۹۱ مهر ۱۸, سهشنبه
بحران کنونی محصول مستقیم خصوصی سازی است و نه تحریم ها
۱۳۹۱ مهر ۱۰, دوشنبه
گزارش دریافتی اخوان المسلمین زیر خیمه دولت اسلامی ترکیه
|
با گشایش کنگره حزب عدالت و توسعه در
ترکیه و جمع شدن سران اخوان المسلمین دراین کشور به بهانه همین کنگره، این
اطلاعات را بد نیست در جریان باشید:
ریشه رابطه اردوغان با اخوان
المسلمین به نشستی به نام " اتحادیه جهانی جوانان مسلمان" بر می گردد
که در سال هفتاد در عربستان سعودی برگزار شد. در سال نود میلادی فردی به اسم
" کمال الباوی" که سخنگوی اخوان المسلمین بود و رابطه نزدیکی با
"اردوغان " و "برهان الدین ربانی" از رهبران اسلامی
افغانستان و معاون اسبق نخست وزیر مالزی "انور ابراهیم" داشت مدعی است
که " اردوغان" در آن سال ها رابطه بسیار نزدیکی با اخوان المسلمین
داشت و همگی ما عضو " اتحادیه جهانی جوانان مسلمان " بودیم.
رابطه فعالان اسلامی ترکیه با اخوان
المسلمین به دوران دولت " اربکان " که رئیس حزب اسلامگرای "سلامت
ملی" بود بر می گردد. ضمنا یادآور شوم که طیب اردوغان از اعضای " حزب
سلامت" بود که طرز فکرش با رهبر حزب "ارباکان" در تناقض قرار
گرفت و جدا شد و حزب کنونی "عدالت و توسعه" را تاسیس کرد.
در 31 دسامبر 2005 کابینه ترکیه
تشکلی بنام "جمعیت مسلمانان جهانی" تشکیل داد و فعالیت "اخوان
المسلمین" خصوصا از سال دو هزار و شش به بعد به طرز چشمگیری در ترکیه
افزایش یافت. "انجمن سرمایه داران مسلمان " شاخه ای از این اتحادیه می
باشد.
در سال 80 فردی از مصر به نام
" غزوان ماسری " از دانشگاه صنعتی استانبول (قدیمی ترین دانشگاه
صنعتی- مهندسی ترکیه که افرادی چون سلیمان دمیرل، تورگوت اوزال و اربکان از آن
فارغ التحصیل شدند و همگی در دوره هایی یا رئیس جمهور ترکیه شدند و یا نخست
وزیر) فارغ التحصیل شد و سپس به تبعیت ترکیه درآمد و نامش شد "قاضی مصرلی
". این فرد در سال های 1999-2000 رئیس بخش اروپایی اخوان المسلمین بود و
رابطه بسیار نزدیکی با " انجمن سرمایه داران مسلمان ترکیه " داشت.
در سال 2009 اردوغان این فرد، یعنی
"قاضی مصرلی" را در ترکیه با "بشار اسد" آشنا کرد و از اسد
خواست تا به او کمک کند!
از اواخر دهه 20 تا کنون افراد
بسیاری از کشورهای عربی از دانشگاه های معتبر ترکیه فارغ التحصیل شده اند که
عموما ریشه در اخوان المسلمین دارند.
پیک نت 10 مهر
|
۱۳۹۱ شهریور ۳۰, پنجشنبه
:: میرحسین موسوی در مرکز قلب تهران
۱۳۹۱ شهریور ۱۶, پنجشنبه
دانشجویان خطاب به رئیس بازرسی کل کشور: مرتضوی و مصلحی دو بازوی مصلحت نظام اند؟
| پورمحمدی اولین وزیر کشور دولت احمدی نژاد و رئیس کل بازرسی جمهوری اسلامی در نشست اتحادیه انجمن های مستقل دانشجویان، درباره فساد و اختلاس در دولت احمدی نژاد گفت اما تاکید کرد که آقا فرموده اند مصلحت نیست زیاد الان ماجرا باز شود. درباره خودش هم تقریبا گفت که اگر خامنه ای موافقت کند نامزد ریاست جمهوری خواهد شد. نکات برجسته گفتگوی او با دانشجویان را در شماره روز گذشته پیک نت (با عنوان: احمدی نژاد به "آقا" یکدستی زد) منتشر کردیم که همچنان در صفحه اول امروز نیز قابل دسترسی است و ما توصیه می کنیم اگر آن را هنوز نخوانده اید، حتما بخوانید. در این مصاحبه کاملا اعتراف می شود که سر نخ تمام امور و انتصابات قضائی و اجرائی و مقننه دست خامنه ایست. خود که آن خبر شماره روز گذشته را بخوانید بیش از توجهی که ما دراینجا به شما می خواهیم بدهیم متوجه بسیاری نکات مربوط به بافت و ساختار حاکمیت استبدادی بیت رهبری می شوید. اما در همین جلسه، دانشجویانی که دیگر تحکیم وحدتی نیستند و باصطلاح مکتبی و اصولگرا به حساب می آیند نیز سئوالاتی کرده اند که نشان دهنده عمق و وسعت نفرت مردم از ساختار فاسد حکومتی است. به سه نمونه از سئوالات اعتراضی این دانشجویان که زیر گزارش پرسش و پاسخ پورمحمدی در خبرگزاری های داخلی منتشر شده توجه کنید: 1- من یه سوال همیشه تو ذهنمه. این ضرری که بابت آزاد ماندن مصلحتی و چند ساله متهمان تحمیل میشه چه جوری جبران میشه؟ مثلاً مرتضوی که تا تامین اجتماعی با اون مبابغ کلان مالی بالا اومد یا رحیمی که 4 سال در جایگاهی هست که احتمال سوء استفاده ازش هست. علی
2- از یکطرف میگویند حق مصلحت است و مصلحت حق و از طرف دیگه میگویند مصلحت نیست به پرونده این اقا رسیدگی بشه . چه مصلحتی بالاتر از احقاق حق الناسی که از بیت المال خورده میشود ؟ بدون نام 3- این مصلحتها چرا برای افراد عادی که بنا به نیازهای فراوانشان و از روی تنگ دستی دست به تخلفی بسیار کم میزنند اعمال نمیشود در صورتیکه در تمام دنیا برخورد با افراد با نفوذ و سطح بالای دولتی شدیدتر از افراد عادی است . دوم حالا اگر این اقایان در این فرصت باقی مانده مانند اقای خاوری طی یک ماموریت خارج کشور رفتند و برنگشتند تکلیف چیست؟ اقایان اینگونه برخورد با فساد نه تنها باعث افزایش ان میشود. دیگر کسی به قانون و عدالت اعتماد نخواهد کرد مصطفی پیک نت 16 شهریور |