۱۳۹۰ اسفند ۲۳, سه‌شنبه

:: تداوم ارعاب و تهدید خانواده میرحسین موسوی با شیوه های جدید



به گزارش کلمه، پس از حبس غیر قانونی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد بارها و بارها فرزندان ایشان مورد تهدید علنی و غیر علنی، تهدیدهای جانی شغلی و حیثیتی از جانب نیروهای امنیتی قرار گرفته بودند. تماسهای تلفنی مکرر و تهدید به حبس و بازداشت از جمله مواردی است که بارها از سوی دختران میرحسین موسوی اعلام شده است. تهدیدهایی نظیر این که به خاطر خبرهایی که از وضع پدر و مادرتان می دهید ممکن است هر اتفاقی برایتان بیافتد…تنهایی به خرید نروید… اگر اتفاقی برایتان بیافتد خودتان مقصر هستید…یا این که نظام هیچ گونه صیانتی از شما نخواهد کرد و… در همین راستا روز گذشته در حالی که فرزند کوچک موسوی در بزرگراه در حال رانندگی بود، اتومبیلی که او را همواره تعقیب می کرد از سمت عقب ماشین با شدت به اتوموبیل وی کوبید. هر چند این تصادف عمدی بسیار شدید بود و به اتومبیل دختر میرحسین موسوی خسارت زیادی وارد شد، اما خوشبختانه صدمه جانی بر جای نگذاشت. در خودروی مزبور سه سرنشین مرد حضور داشتند که دو نفر از آن سه مرد به سرعت صحنه را ترک کردند…راننده خودروی پراید اصرار به پرداخت مستقیم هزینه آسیب به خودروی دختر میرحسین موسوی داشت. بر اساس این گزارش، او همچنین حاضر به ارائه هیچ سند هویتی و یا بیمه نشده و تنها دو شماره تلفن داده است که هردو شماره هم تاکنون همانطور که انتظار هم می رود در دسترس نبوده اند. صاحب خودرو خود را به عنوان یکی از کارکنان زندان اوین با نام اکبری معرفی کرده و تاکید داشت در زندان اوین همه من را می‌شناسند! و به دنبال سوال دختر موسوی که شغلت در اوین چیست پاسخ داده بود این دیگر بماند. طی یکسال گذشته و پس از اینکه میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در حبس خانگی به سر می برند، خانواده وی نیز به گونه های مختلفی تحت آزار و اذیت و فشار بوده اند. جلوگیری از تدریس در دانشگاه الزهرا و نیز ممانعت از جذب دختر دیگر در اداره متبوع از جمله موارد پیشین است . دو سال پیش نیز در تصادفی ساختگی در خیابان جمهوری ماشینی به شدت به خودروی مهندس موسوی کوبید که موجب ضربدیدگی شدید موسوی و بستری شدن موقت رهنورد شد. تعقیب و تحت نظر گرفتن دختران میرحسین موسوی موضوع تازه ای نیست و آنان همواره زیر نگاه نیروهای امنیتی بوده اند. اما به نظر می رسد که این روزها بر شدت آن افزوده شده است. از این خودرو تصویری در دست هست که در صورت لزوم منتشر خواهد شد.

۱۳۹۰ اسفند ۲۰, شنبه

:: پرواز اصغر فرهادی در ساعت ده و نیم امشب در تهران بر زمین می نشیند . به پیشوازش برویم .به دوستان خود نیز بگویید



از فرانسه خبر رسیده، مسئولین ارشاد علی رغم فشردگی کار فرهادی در پیش تولید فیلم جدیدش، وی را محترمانه به ایران فرا خوانده اند تا سو تفاهم "خود تبعیدی" او برایشان پیش نیاید. این در حالیست که مسئولین از اعلام خبر حضور فرهادی در تهران برای ممانعت از استقبال گسترده مردمی جلوگیری کرده اند و این سفر در سکوت کامل خبری خواهد بود. کارگردان جدایی .... ساعت 14:15 با پرواز 732 ایران ایر از طریق فروگاه اورلی پاریس به تهران سفر خواهد کرد و بنا بر اطلاعات پرواز این فرودگاه، ساعت 22:25 جمعه 19 اسفند بوقت محلی وارد تهران خواهد شد. بنابر اخبار موثق منابع کلوزآپ، در صورت ازدحام جمعیت، چنانچه پرواز مذکور با این فیلمساز سرشناس عازم تهران بود، مسئولین فرودگاه مجاز هستند وی را بلافاصله عازم اصفهان و خمینی شهر کنند که زادگاه فرهادی محسوب میشود. از سویی همین منابع در ایران ایر تایید میکنند که حتی در صورت نیاز به کادر پرواز آمادگی تغییر مسیر مستقیم از پاریس به اصفهان نیز داده شده است.همسر و فرزندان فرهادی وی را در این سفر همراهی نخواهند کرد.

۱۳۹۰ اسفند ۱۸, پنجشنبه

رای محمد خاتمی کدام نقشه را خنثی کرد؟


سلام- اگر آقای خاتمی هیچ دلیلی برای رای دادن اعلام نمی کرد، همین واکنش حجت الاسلام "علی سعیدی"٬ نماینده ولی فقیه در سپاه در باره رای دادن خاتمی کافی است تا بدانیم آنها چگونه با این رای نقشه هایشان نقش بر آب شد.
سعیدی روز دوشنبه (۱۵ اسفند) در گفتگو با "باشگاه خبرنگاران جوان" که از زیر مجموعه های دفتر سیاسی سپاه است و سردار سردبیر سابق کیهان و وزیر ارشاد دولت احمدی نژاد "صفارهرندی" که حالا مشاور مطبوعاتی فرمانده کل سپاه است بر آن نظارت دارد گفت:
شرکت محمد خاتمی در انتخابات ۱۲ اسفند از روی «صداقت» نبود. ایشان باید از فراز و فرودهای مختلفی که در گذشته به آن دچار بود دست بکشد و با صداقت به عرصه نظام بازگشته و از مسئولین و مردم به خاطر اشتباهات گذشته عذرخواهی کند! او شخصیتی است بی‌اراده در تصمیم گیری‌ها که میان جریان تندرو و جریان مایل به همکاری با نظام، قرار گرفته و هیچکدام از طرف‌ها به حرف وی گوش نمی‌کنند."
یکنفر باید به این حجت الاسلام که عمامه سفیدش بزرگ تر از عقلش است بگوید: حاج آقا! اگر هیچ طرفی به حرف خاتمی گوش نمی کند، پس چرا اینقدر از رای دادن او آشفته شده اید؟ و اگر آقای خاتمی موقعیتی ملی در کشور نداشت و در قلب مردم نبود، چرا چنین موجی از مخالفت با رای دادن او برخاسته است؟
نکند عصبانی هستید که او مردم را به شرکت در انتخابات دعوت نکرد و روز رای گیری هم آخر وقت و بی سر و صدا رفت پای صندوق رای تا تبلیغی برای شرکت در انتخابات نشود؟
پیک نت 17 اسفند

۱۳۹۰ اسفند ۱۶, سه‌شنبه

حالا که آفتاب مجلس به لب بام بیت رهبری رسید فاش شد قدردانی 170 نماینده از فرمانده اختلاس 3 میلیارد دلاری


"خاوری" رئیس سابق بانک سپه (که فرماندهان سپاه بر آن نظارت دارند و خریدهای نظامی از آن طریق انجام شده و پولش پرداخت می شود) و فرمانده اختلاس 3 میلیارد دلاری است که فعلا از ایران رفته و در ویلائی که به اسم پسرش خریده در کانادا مستقر شده است. می گویند از همانجا سرگرم هدایت بانک ملی است.
او از مدیران ارزشی و ولایتمدار بود که در دو راهپیمائی حکومتی پس از کودتای 22 خرداد، با تابلوی بیعت با رهبری پیشآپیش دولتی ها و بانکی ها شرکت کرد.
همزمان با رسیدن آفتاب مجلس هشتم به لب بام بیت رهبری، گل و لای این مجلس را رندان و رقبا از کف به روی آب می آورند. از جمله نامه حمایت 170 نماینده همین مجلس در حمایت از "خاوری". متن متن این نامه که خطاب به احمدی نژاد نوشته شده چنین است:
بسمه تعالی
مقام محترم ریاست جمهوری منتخب جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد
سلام علیکم
بدینوسیله اینجانبان امضاکنندگان ذیل نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی ضمن تبریک به مناسبت انتخاب شایسته جناب عالی به عنوان رییس جمهور ایران اسلامی از عملکرد وفعالیت و مدیریت مطلوب و تحسین برانگیز جناب آقای دکتر محمودرضا خاوری مدیرعامل بانک سپه که در واقع یکی از خدمتگزاران راستین ومردمی نظام بانکی کشور میباشد حمایت وقدردانی نموده و مسلما کشور عزیزمان در راستای رشد و شکوفایی نظام اقتصادی نیازمند چنین مدیران کارآمد و دلسوز است .»
پیک نت 16 اسفند

۱۳۹۰ اسفند ۱۴, یکشنبه

در تهران 12 میلیونی خامنه ای و احمدی نژاد بازندگان بزرگ انتخابات!


در ادامه جدال برای پر کردن صندلی های مجلس نهم، پس از جمع کردن صندوق های رای، این گزارش را هم بخوانید:
در حالیکه سایت بازتاب گزارش داده است که در تهران " تا کنون فقط 4 نفر توانسته اند یک چهارم آراء یعنی حد نصاب لازم برای ورود به مجلس را تصاحب کنند" خبرگزاری فارس شمار راه یافتگان از تهران به مجلس را حدود 10 تن اعلام کرد. یعنی انتخابات برای 20 تن دیگر به دور دوم کشیده خواهد شد. شمار آرای به صندوق ریخته شده در تهران حدود یک میلیون اعلام شده که یک چهارم آن می شود حدود 250 هزار رای. یعنی 20 تن از دواطلبان مجلس از تهران 12 میلیونی حتی 250 هزار رای، یعنی دو درصد هم – رای نیاورده اند. این در حالیست که آقای خامنه ای در پای صندوق رای خطاب به مردم گفته بود که به هر 30 نفر( نمایندگان تهران) رای بدهند و حتی آن را بنوعی وظیفه شرعی اعلام کرده بود. با توجه به اینکه فاصله نفر اول و دوم تهران حدود 250 هزار رای و با نفر سی ام حدود 350 هزار رای است. یعنی آن که از آن یک میلیون تن هم که بنا به آمار و ادعای حکومتی در تهران در انتخابات شرکت کرده اند هفتاد درصد به حرف آقای خامنه ای که به همه سی نفر رای دهید محل نگذاشته اند. و همه اینها در حالیست که همه می دانند رای حداد عادل به عنوان نماینده اول تهران واقعی نیست و نتیجه دخالت بیت رهبری است.
جالب اینجاست که شمار واجدین شرایط از استان تهران بیش از هفت میلیون و 300 هزار تن است که استانداری تهران آن را 5 میلیون تن اعلام کرده است. در این صورت و اگر تقلبی هم صورت نگرفته باشد با آمار حکومتی در تهران کمتر از 20 درصد و با آمار واقعی کمتر از 15 درصد مردم در انتخابات شرکت کرده اند. این در حالیست که وزیر کشور میزان مشارکت را ابتدا 64 درصد اعلام کرده بود که بعد آن را پس گرفت. کندی اعلام آرا و ناهماهنگی در اعلام نتیجه ها و ادعای مشارکت 64 درصدی و پس گرفتن آن همه نتیجه رقابت میان باندهای حکومتی و مقاومت طرفداران احمدی نژاد برای حذف آنان از مجلس و خواست آنها برای سهم بیشتر است.
(شمار واجدین شرایط در استان های تهران و البرز در انتخابات سال 88 حدود 8 میلیون و هفتصد هزار تن اعلام شده بود. در حالیکه وزارت کشور این رقم را در انتخابات کنونی در مجموع به 6 میلیون و سیصد هزار تن کاهش داده است. با توجه به اینکه طبق آمار استانداری البرز شمار واجدین شرایط در این استان حدود یک میلیون و400 هزار است. بنابراین واجدین شرایط استان تهران به رقمی بیش از 7 میلیون و 300 هزار می رسد و نه پنج میلیونی که وزارت کشور اعلام کرده است.)

پیک نت 14 اسفند

۱۳۹۰ اسفند ۱۱, پنجشنبه

سخنرانی انتخاباتی آقای خامنه ای ملت سیلی خورده از نظام هندوانه زیر بغل نمی رود!

آقای خامنه ای روز گذشته برای عده ای که بنام قشرهای مردم و خانواده قربانیان جنگ با عراق در حضورش جمع کرده بودند یک سخنرانی انتخاباتی کرد.
رهبر معظم و فرزانه که پرچمدار کودتای انتخاباتی 22 خرداد و صادر کننده فرمان مقابله خونین با مردمی است که پس از کودتای 22 خرداد با شعار "رای من کو؟" به خیابان آمده بودند، در سخنرانی انتخاباتی دیروز خویش، در خیال ماهی طلائی یک انتخابات پرشور و نشاط را دیده و گفت:
«حساسیت انتخابات روز جمعه بیشتر از انتخابات دوره های قبل است و حضور گسترده مردم اهمیت بسیار زیاد دارد. به لطف الهی، ملت ایران در انتخابات روز جمعه، سیلی سخت تری از 22 بهمن، به چهره استکبار خواهد زد.
در همه دنیا، انتخابات پرشور، مظهر زنده بودن یک ملت و عزم و اراده راسخ آنان است، بنابراین در هر کشوری که حضور مردم در انتخابات گسترده باشد، نشانه هوشیاری ملت و همراهی آنان با نظام خود است. احتمال قوی می دهم، که ملت ایران در انتخابات روز جمعه، سیلی سخت تری به چهره استکبار خواهد زد. حساسیت این دوره از انتخابات به این علت است که جبهه استکبار همه تیرهای خود را بر ضد ملت ایران، خرج کرده و به تیرهای آخر رسیده است.»

آقای خامنه ای، خود بهتر از هر کس دیگری در کشتی نظام میداند که لاف می زند و بزرگترین ضربه به اعتماد مردم و انتخابات را خود او با کودتا علیه رای و انتخاب مردم در انتخابات 22 خرداد زده و برنده آن انتخابات را حبس خانگی کرده است. آقای خامنه ای خوب میداند که مردم شخص او را آمر جنایات پس از کودتا می دانند و خطبه های او در نماز جمعه پس از کودتای انتخاباتی 22 خرداد را، فرمان سرکوب خونین مردم معترض به کودتا می دانند. بنابراین، اگر بی اعتنائی مردم به انتخابات، همسوئی با استکبار جهانی است، عامل و آمر این همسوئی شخص اوست. آقای خامنه ای دو روز پیش از انتخابات فرمایشی مجلس نهم که رقابت میان چند باند مافیائی حاکم است و هیچ ارتباطی به مردم ندارد به صحنه آمده تا با ترساندن مردم از آخرین تیرهای بقول خودش "استکبار" یعنی "حمله نظامی به ایران" مردم را به پای صندوق های رای بکشد. او بدرستی بیمناک آن نتیجه ایست که در آغاز همین هفته گزارش آن را خدمتش برده اند. یعنی شرکت 4 تا 6 میلیون در انتخابات. پیش از آن که مردم به صورت استکبار سیلی بزنند شخص او به صورت ملت ایران سیلی زده است.
پیک نت 11 اسفند

۱۳۹۰ اسفند ۸, دوشنبه

حاکمیت نا مشروع نیارمند مجلس نامشروع است


رسانه‌های حکومتی جمهوری اسلامی بر طبل انتخاباتی می‌کوبند که قرار است از درون آن مجلس نهم بیرون بیآید. رهبر و چاپلوسان او وعده شیرینی شرکت مردم در این انتخابات را به خود می‌دهند، اما خود بهتر و بیشتر از هر کسی میدانند که آنچه در شرایط کنونی برای مردم مطرح نیست انتخابات و مجلس است، چرا که نه اعتباری برای مجلس دست نشانده قائل‌ اند و نه برای چند باند مافیائی حاکم که با هم بر سر تصاحب مجلس رقابت دارند. این منطقی ترین حاصل کودتای انتخاباتی سال 1388 است که هنوز برنده‌های آن در زندان و حبس خانگی اند. مردم اصلا درباره انتخابات صحبت هم نمی‌کنند، چه رسد به این که بازی حکومتی دو جبهه پایداری و استواری، اصولی و نیمه اصولی و غیر اصولی را جدی بگیرند. آنچه ذهن مردم را در این دوران بیش از همه به به خود مشغول کرده خطر جنگ، خطر گرانی بیشتر، خطر بیکاری، خطر جنگ داخلی و خطر نابودی کشور و خطر غول استبداد و خودکامگی و پایان فاجعه بار نظامیگیری است. و آنهائی که به صف شده اند تا بنام منتخب مردم، با صندوق سازی و هوچی گری به مجلس بروند، کارگزاران و عاملین همین فاجعه اند. پول ناشی از اختلاس و بازار سیاه دلار و طلا، پول حاصل از فروش و توزیع مواد مخدر و پول ناشی از ورود میلیاردها دلار کالای قاچاق از طریق بنادری که دراختیار سپاه است، این روزها در گردش است تا تبدیل به نماینده و مجلس بشود! سهم شیر از آن دستچین شدگان و در لباس شخصی فرو رفتگان سپاه است و بقیه اش را هم قرار است بین چند باند حکومتی که یک سر آن به مصباح یزدی وصل است و سر دیگرش به احمدی نژاد و روحانیونی نظیر احمد جنتی و شیخ محمد یزدی و موتلفه چی‌ها تقسیم کنند. این گوسفند قربانی که از مشروطه تاکنون بارها سرش را مقابل پای استبداد بریده اند، نامش مجلس فرمایشی است! همان مجلسی که رضاخان از درون آن رضاشاه در آمد و در دوران محمدرضا شاه نیز نمایندگانش چاکران و پایبوسان آستان آریامهر بودند!
از بدو پیروزی انقلاب و رفراندوم ختم نظام شاهنشاهی و شکل گیری جمهوری در ایران، تا انتخاباتی که زیر نظر مستقیم علی خامنه‌ای و ولیعهدش "مجتبی" اکنون تدارک برگزاری‌اش را می‌بینند، در هیچ دوره‌ای و در هیچ انتخاباتی اینگونه مردم بی اعتناء به انتخابات نبوده اند. چنان بی اعتناء که می‌توان نام آن را تحریم ملی انتخابات مجلس نهم گذاشت. شک نیست که از جمعیت 70 و چند میلیونی ایران، چند میلیونی در این انتخابات نیز به هر دلیل – غم نان، وابستگی به حکومت، ترس از آینده شغلی، بسیجی‌های حقوق بگیر و...- شرکت خواهند کرد و برگه‌ای هم به درون صندوق‌ها خواهند انداخت، اما حکومت خود بهتر از مردم می‌داند، این انتخابات و اینگونه شرکت در آن، نامش انتخابات و شرکت مردم در آن برای تعیین سرنوشت کشور نیست. مردم ایران
راه توده منبع خبر