۱۳۹۰ آذر ۲۲, سه‌شنبه

:: نامه ی پانزدهم محمد نوری زاد به رهبری

من ناگزیر این نامه را که باید در واپسین ساعات روز جمعه منتشر می شد، همین حالا منتشر می کنم. نگرانم که مرا جمعه ای در کار نباشد. بازی کودکانه ای که سازمان اطلاعات سپاه با من و با خانواده ام شروع کرده است، ازدیروز- دوشنبه – وارد مرحله ی تازه ای گردیده است. آری، ممکن است بنا به فرمایش مأمورانی که به من گفتند: پودرت می کنیم و درصد سایت داخلی و خارجی آبرویت را می بریم، هم پودرم کنند، وهم بزعم خود با آبرویم بازی کنند. کاری که اطلاعات سپاه با من و با خانواده ام شروع کرده است، آنقدرمشمئز کننده و سخیف است که من هیچگاه یک چنین رفتاری را از ساواک شاه، نه شنیده و نه درجایی خوانده ام. گلی به گوشه ی جمال شما با این سازمانی که برزانو نشانده اید و آنان را مثل جادوگران بابِلِ قدیم، به سمت خانواده ها و درهم کوفتن مناسبات خانواده یِ منتقدانِ خود گسیل می فرمایید. کاش مأموران شما آنقدر مرد بودند که به نوشته های من، با نوشته پاسخ می گفتند، نه آنکه به حریم خصوصی من نفوذ کنند و برای ترمیم سرشکستگی ها و فضاحت های جاریِ خود، به تخریب زندگی من بسیج شوند. از قول من به آقای تائب – رییس سازمان اطلاعات سپاه – ومأموران نابالغِ وی بفرمایید: قبول، به فرض که نوری زاد و خانواده اش را پودر کردید و از هم دریدید، با دست های خونین خود چه می کنید؟ از قول من به آقای تائب بفرمایید: جناب حجت الاسلام والمسلمین، خونِ دست های شما، آنگاه که مغز جوانان ما را متلاشی کردید و همزمان خونشان را انکار فرمودید، آنچنان با سنت ها و محکمات تاریخی در آمیخته است که نآنا با آب هزار دریا نیز زدوده نمی شود. رهبرگرامی، مأموران سپاهی شما، درانتقام از تیزابی که من در

۱۳۹۰ آذر ۲۰, یکشنبه

حمله چماقداران به پالیزدار در بیمارستان آن مسئله اصلی که این همه مسئله فرعی بوجود آورده چیست؟

هر جنایت، اختلاس، دزدی، کودتا، سرکوب، شکنجه، غارت، اخراج از کار و کارخانه، نفوذ جاسوسی در ارگان های نظامی و امنیتی، سازماندهی گروه های فاشیستی، حبس خانگی، حمله به خانه مراجع، تجاوز به زندانیان، دروغگوئی، سلطه ارتجاع دوران صفویه بر کشور و دهها و دهها مسئله روز و لحظه مردمی که جانشان به لبشان رسیده، همه از نگاه و در کلام آقای خامنه ای مسئله فرعی اند و باید به مسئله اصلی توجه داشت. اما تاکنون یکبار نگفته آن مسئله اصلی که این همه مسائل فرعی را موجب شده چیست؟ و چرا یکبار در باره این مسائل فرعی سخن نمی گوید؟ چرا یک مصاحبه نمی گذارد تا خبرنگاران از او در باره این مسائل فرعی سئوال کنند؟
آقازاده اش سرگرم مسئله اصلی است و این مسائل فرعی زیر نظر اوست؟ از تجربه و سرانجام احمد خمینی درس گرفته و در زمان حیات پدر و به کمک و حمایت او دست به آن کودتائی زده که بعد ازمرگ پدر مجبور بود به آن دست بزند؟ دستگیری و سر به نیست کردن همه مدعیان انقلاب و سالهای دهه اول جمهوری اسلامی هدف آقا زاده است؟ همه این مقدمات خونین و نا امنی برای پیدا شدن یک رضاخان از درون سپاه پاسداران است؟
یکی از آخرین مسائل فرعی را که شب گذشته دکتر خزعلی درباره سرانجام تلخ پالیزدار نماینده سابق مجلس از جناح راست نوشت در زیر میخوانید:
ساعت 6 امشب عده ای معلوم الحال با هماهنگی برخی پرسنل بیمارستان مدرس، در سی سی یو به عباس پالیزدار که بدنبال سکته در زندان به بیمارستان منتقل شده حمله کردند و او را مورد ضرب و شتم قرار دادند! خانم پالیز دار - که خود نیز بیمار است و تحت شیمی درمانی قرار دارد - با نگرانی و اضطراب به دفترم آمد، از محل حادثه می آمد و همراه خود فیلمی از عباس داشت، از دست عباس خون می ریخت و زمین سی سی یو پر از خون بود، فیلم لحظاتی بعد از حمله را نشان می داد.
هفته قبل عباس را به بهانه پزشکی قانونی از بیمارستان لاله که تحت درمان بود، خارج کردند و درمان را نیمه کاره رها کرده و او را به زندان بازگرداندند! اما پس از چند روز با حمله و سکته مجدد قلبی بصورت اورژانس او را به سی سی یو ی بیمارستان مدرس ( نزدیکترین بیمارستان به اوین) منتقل کردند و این ماجرا پس از انتقال به بیمارستان اتفاق افتاد!فراموش نکنیم که " هدی صابر" هم در اثر درگیری با کادر درمان دار فانی را وداع گفت! تکرار این وقایع شبهه درگیری عمدی را تقویت می کند!
پیک نت 20 آذر

۱۳۹۰ آذر ۱۵, سه‌شنبه

:: حتی اجازه نداریم سر مزار محمد مختاری حضور پیدا کنیم


دوازدهم آذرماه مصادف بود با سيزدهمين سالگرد کشته شدن محمد مختاری، شاعر و نويسنده ای که يکی از قربانيان قتل های آذر ۷۷ بود؛ قتل های معروف به قتل های زنجيره ای... و آن طور که همسرش می گويد امسال هم مثل سال های پيش نمی توانند برای او مراسم يادبودی برگزار کنند. در گفت و گو با مريم حسين زاده، همسر محمد مختاری، ابتدا از او درباره برگزاری يا عدم برگزاری مراسم ِ امسال پرسيدیم. مریم حسين زاده: من سلام می کنم به کسانی که هر سال به اين جريان و اين اتفاق و فاجعه ای که سال ۷۷ برای نويسندگان و از جمله برای محمد مختاری اتفاق افتاد، فکر می کنند و هر سال و هنوز هم که هنوز است اين قضايا را دنبال می کنند. ولی ما الان تقريبا چهار سالی می شود که مراسمی به آن شکل برگزار نمی کنيم. يعنی در اين مدت سر خاک نمی توانيم برويم. تا پيش از اين معمولا به آنجا می رفتيم و تعدادی از مردم هم به طور خودجوش يا اتفاقی می آمدند و در حوالی مزار آقای مختاری جمع می شدند. از جمله اعضای کانون نويسندگان و يا دوستان و نويسندگان ديگر دور ما جمع می شدند. اما الان چند سال است که حتی در آنجا هم نمی توانيم برنامه ای داشته باشيم. منظور شما از اينکه «نمی توانيد برنامه ای داشته باشيد يا مراسمی برگزار کنيد» چه هست؟ يعنی ماموران امنيتی و انتظامی به آنجا می آيند و از اجتماع شما جلوگيری می کنند؟ بله. دقيقا. آنها ايستاده اند، با ماشين، بی ماشين. در ميان جمعيت و يا پراکنده و نمی گذارند که ما مراسمی برگزار کنيم. تهديد می کنند که زود بايد خاک را ترک کنيد. حتی برای خواندن فاتحه هم وقتی به ما داده نمی شود. اصرار می کنند که متفرق بشويد و برويد. جلوی جوان ها را می گيرند و با آنها مجادله می کنند، موبايل هاشان را می گيرند يا به آنها توهين می کنند. ما در چند سال گذشته مراسمی به آن شکل نداشته ايم که بتوانيم صحبتی بکنيم يا از مردم پذيرايی کنيم. جايی برای مراسم اعلام کنيم يا سالنی اجاره کنيم و مردم را به مراسم دعوت کنيم. يا در مسجد بتوانيم دور هم جمع شويم. بنابر اين ما در چند سال گذشته مراسمی به آن شکل نداشته ايم که بتوانيم صحبتی بکنيم يا از مردم پذيرايی کنيم. جايی برای مراسم اعلام کنيم يا سالنی اجاره کنيم و مردم را به مراسم دعوت کنيم. يا در مسجد بتوانيم دور هم جمع شويم.

۱۳۹۰ آذر ۱۱, جمعه

چند نمونه را در پیک نت امروز می بینید مهر پیشانی ها در ج. اسلامی به کدام محفل پنهان وابسته اند؟


مهر پیشانی ها، با روی کار آمدن باند احمدی نژاد- مصباح یزدی، بر شمارشان در مجلس و قوه قضائیه و قوه مجریه روز به روز افزوده شد. اگر تا 10 سال پیش هر دولتمرد و یا هر نماینده مجلس و هر کارچاق کن و آدم کش حکومتی بدنبال ساختن یک شجرنامه "سید"ی برای خود بود (نمونه، علینقی جهرمی رئیس برکنار شده بانک صادرات که در راس پرونده اختلاس 3 میلیارد دلاری اعلام شده) و یا پیش از آن، همه این جماعت باضافه فرماندهان سپاه بدنبال یک مدرک دکتری و یا جعل آن بودند (نمونه دق مرگ شده کردان وزیر کشور احمدی نژاد که این وزارت در گلویش گیر کرد) در دوره سوم، یعنی در دوره چفیه اندازی آقای خامنه ای و سرلشگر فیروزآبادی و سردار شکنجه "نقدی"، بر شمار کسانی که بر پیشانی شان جای مهر سبز می شود، روز به روز بیشتر می شود. آنهائی که عکس هایشان در صدر پیک نت امروز قرار گرفته همگی یا وزیرند، یا وکیل، یا رئیس شورای امنیت ملی و حتی شاعر(پیرمردی که با ریش سفید و بلند و عمامه کوچک سیاه رنگ می بینید). ما در یک گشت بسیار کوتاه روی اخبار سایت های خبری این عکس ها را انتخاب کردیم. شما خودتان میتوانید جستجو کنید و دهها نمونه دیگر آن را در صف مقامات و حتی روحانیون آلوده به کودتا و یا تازه به حکومت رسیده پیدا کنید. آیا، این "مهر" نشان وابستگی به محفلی است؟ پیشانی آنها را مانند داغ کردن "کپل" اسب در تگزاس امریکا داغ می کنند تا از غیر خودی ها متمایز باشند؟ اگر مدعی شوند که این جای مهر و سجده طولانی و نماز شب است، آنوقت باید پرسید چرا امثال آیت الله بروجردی و آیت الله خمینی و خیلی از مراجع کنونی ساکن قم و مشهد و اصفهان چنین داغی را بر پیشانی ندارند؟
پیک نت 12 آذر

۱۳۹۰ آذر ۷, دوشنبه

ادعاهای آقای خامنه ای همان دروغ های احمدی نژاد است!

عکس مربوط به مراسم روز بسیج است که سردار شکنجه "محمدرضا نقدی" ترتیب داده و فرمانده کل قوا نیز روز گذشته در آن شرکت کرد.
آقای خامنه ای در جریان این حضور یک سخنرانی هم کرد و با این خیال خام که مردم ایران نقش بسیج در انتخابات 22 خرداد و پس چماقداری آن در کودتا علیه برنده انتخابات یعنی میرحسین موسوی ایفاء کرد فراموش کرده اند. با همین تصور گفت: بسيج سياسي است اما «سياست‌زده، سياسي کار و جناحي» نيست. بي انضباط و افراطي نيست، متحجر و خرافي نيست، با بصيرت است اما از خودراضي نيست، اهل جذب حداکثري است، در اصول تسامح نمي‌کند...
آقای خامنه ای به سبک قذافی که جنبش 99 امریکا را حاصل رهنمودها و دستوراتش اعلام کرده بود، در همین سخنرانی گفت: در شهرهاي مختلف امريکا و کشورهاي منطقه صدای الگوی جمهوری اسلامی شنيده مي‌شود. کساني که با حقيقت الهام بخش انقلاب اسلامي آشنا بودند، سي سال در انتظار اين خيزش پربرکت بسر مي‌بردند. اکنون جمهوري اسلامي به کانون اصلي حرکت بيداري ملت‌ها تبديل شده است.» این ادعاها را باید مقایسه کرد با اختلاس و دزدی، اعتیاد و غارت و سرکوبی که در جمهوری اسلامی برپاست و هرچه می کوشند جلوی اخبار آن را بگیرند باز از یک گوشه ای می زند بیرون. و همچنین خیزش دوباره نسل جوان مصر در میدان التحریر که فریادهایشان هیچ ارتباطی با آنچه آقای خامنه ای مدعی است ندارد و حتی حسابشان را از اخوان لمسلمین جدا کرده اند. همچنین فریاد عدالتخواهی در کشورهای بزرگ سرمایه داری که فریاد سرکوب شده کارگران و حقوق بگیران و چند ده میلیون مردم ایران نیز اکنون همین است. یعنی فریاد علیه برنامه ریاضت اقتصادی که در جمهوری اسلامی نیز تحت نام خصوصی سازی درحال اجراست. حتی احزاب اسلامی تونس و مراکش و مصر هم از وحشت این که مردم آن کشورها تصور نکنند جمهوری اسلامی کنونی الگوی آنهاست، به محض ورود به عرصه انتخابات و یا پیروزی در انتخابات حساب خود را از اسلامی که در ایران حاکم است جدا اعلام می کنند. مگر سلفی های وابسته به عربستان سعودی در مصر و سوریه و لیبی و تونس و مراکش مورد عنایت آقای خامنه ای باشند، که آنها را امریکا برای جنگ سنی و شیعه ذخیره کرده و به محض دست یابی به قدرت و سلاح، علیه ایران روانه شان خواهند شد. چنان که ارتش صدام حسین را کردند.
پیک نت 7 آذر

۱۳۹۰ آذر ۵, شنبه

تلاش تیم کودتای 22 خرداد برای ادامه خواب غفلت حکومت


حسین شریعتمداری از تئوریسین های بغل دست مجتبی خامنه ای و محرم بیت آقای خامنه ای، روز گذشته در همایشی که شیخ محمد یزدی دبیر توطئه گر و کودتاچی مدرسین حوزه علمیه قم با عنوان «انسجام داخلی، اقتدار جهانی» در قم ترتیب داده بود شرکت و برای خودی ها و بی خبران سخنرانی کرد. سخنان او آشکارا نشان داد که حاکمیت کاسه چه کنم را برای انتخابات مجلس در دست دارد. نمی داند چگونه اصلاح طلبان را به صحنه بکشد و از آنها استفاده ابزاری کند و سپس افراد دستچین شده را به مجلس ببرد. این در شرایطی است که بی اعتنائی مردم به انتخابات و کاهش شرکت آنها در انتخابات انعکاسی جهانی خواهد داشت. بویژه که سازمان ملل قطعنامه ای صادر کرده که بموجب آن خواستار آزادی موسوی و کروبی و زندانیان سیاسی و همچنین انتخابات تحت نظارت داخلی و خارجی در ایران شده است. شریعتمداری در این سخنرانی مشتی دروغ و دغل را سر هم می کند که می خوانید و فاجعه آنست که این سخنان مالیخولیائی همان است که از دهان رهبر و احمد جنتی و فرماندهان سپاه نیز بیرون می آید و این یعنی همه همدیگر را با دروغ فریب داده و آرام می کنند و در واقع دست های دیگری همه را در خواب کرده است. بخوانید:
«اگر اصلاح طلبان اعلام کنند در انتخابات شرکت می کنند، در واقع اعتراف کرده اند شعار تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ دروغ بوده است.
من با جرأت می‌گویم بر اساس مستندات موجود نگاه مدعیان اصلاح طلبان در انتخابات به بیرون است، آن‌ها از درون کشور نا‌امید هستند و از مشکلات بزرگ آن‌ها در انتخابات اینست که اگر شرکت کنند وزنشان مشخص می‌شود.
در فتننه ۸۸ همه در صحنه وارد شده بودند. جنگ احزاب بود. در فتنه۸۸ منافقان، بهایی‌ها، مارکسیست‌ها و... حضور جدی داشتند. شیمون پرز با صراحت اعلام کرد که جبهه سبز و اصلاحات بزرگ‌ترین سرمایه آن‌ها در داخل کشور است. مصاحبه اخیر کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا با مشورت برخی اصلاح طلبان در بروکسل و لندن انجام شده است. اگر مدیریت مقام معظم رهبری نبود همه چیز رفته بود به دلیل اینکه فتنه ۸۸بسیار گسترده بود و نمی‌توان آن را شوخی نامید.
جان کین مسئول مرکز مطالعات دموکراسی در لندن، مهرماه سال ۸۸ برای ارزیابی شکست فتنه وارد کشور شد و با یکی از مراجع تقلید قم دیدار کرد؛ البته آن مرجع تقلید از ماهیت این شخص و دیدار اطلاعی نداشت. وی اقدام به برگزاری کارگاه آموزشی در کشور ما کرد و بسیاری از افراد از طریق او با دختر دیک‌ چنی در دبی و هلند ارتباط برقرار کردند.
پیک نت 5 آذر

۱۳۹۰ آذر ۲, چهارشنبه

استدلال رئیس قوه قضائیه جان ایرانی ها را می گیریم درغرب هم حقوق بشر نیست

لاریجانی شماره 2، یعنی رئیس قوه قضائیه، روز گذشته در جلسه مسئولان عالی قضایی شرکت کرده و در ادامه دروغگوئی و دغل بازی لاریجانی شماره 3 که رئیس کمیته حقوق بشر قوه قضائیه است گفت:
«در مساله حقوق بشر دست آمریکایی‌ها و غربی‌ها رو شده، که آخرین نمونه‌اش همین رفتاری است که آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها با مردم خودشان دارند و همه مردم دنیا می‌بینند که رفتار پلیس آنها با عده‌ای که به ظلم‌ها و بی‌عدالتی‌ها معترض هستند و اعتراض‌شان هم مسالمت‌آمیز است، چگونه است و چطور عده‌ای از مردم که به بی‌عدالتی‌ها معترضند به خاک و خون کشیده‌ شده‌اند.»
حجت الاسلام صادق لاریجانی نقض بی وقفه ابتدائی ترین حقوق انسانی در جمهوری اسلامی را به نقض حقوق بشر در امریکا وصل کرده و میوه پیوندی ارائه فرمودند!
این که درامریکا و اروپا پلیس به تظاهر کنندگان حمله می کند، توجیه کننده آن توحشی است که در خیابان ها علیه مردم مرتکب شدید و در زندان ها مرتکب می شوید؟ اگر در امریکا و اروپا حقوق بشر نقض می شود، به معنای آنست که در جمهوری اسلامی می شود هر جنایاتی را علیه مردم مرتکب شد؟
یعنی همه آنچه که تاکنون نوری زاد و خزعلی و ملکی و دهها زندانی دیگر کودتای 22 خرداد که امکان یافته اند دست به قلم ببرند و نوشته اند را نخوانده اید؟ خوانده اید و خوب هم میدانید چه کرده اید و چه می کنید. بنابراین روز روشن در جمع عده ای حجت الاسلام دیگر دروغ می گوئید و دروغ می شنوید و دروغ تائید می کنید. می گوئید نه، همراه همان قضائی که برایشان سخنرانی کرده اید تشریف ببرید بیت آیت الله وحید خراسانی پدر همسرتان تا اگر به داخل راهتان داد، برایتان بگوید دروغ می گوئید و به فتوای ایشان از دین خارج اید!
حتی اگر آقای وحید خراسانی شما را دیگر به بیت خود راه ندهد، لاریجانی شماره یک که اخیرا قم بوده و گویا دیداری هم با وی داشته است. هر سه برادر جمع شوید زیر یک سقف و فکری برای این بی آبروئی داخلی و جهانی بکنید و نتیجه را به اطلاع مقام معظم فرزانه هم برسانید.
پیک نت 3 آذر