شاخه برون مرزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، در ارتباط با کشاکش های اخیر میان باندهای کودتاچی، بیت رهبری و بیت دولت و همچنین جناح های راست موسوم به اصولگرا اطلاعیه ای صادرکرد. دراین اطلاعیه آمده است:
درهشدار نسبت به تکمیل پروژه حکومت مطلقه فردی در کشور بیانیه ای بشرح زیر صادر کرد.
برکناری وزیر اطلاعات توسط احمدی نژاد و دستور رهبری مبنی بر ابقای وی بازتاب گسترده ای در محافل سیاسی داخل و خارج کشور داشته است. اگر چه تغییر پی در پی وزیران و مدیران اجرایی کشور در دولت نهم و پس از آن به یک امر معمول تبدیل شده، اما ماجرای وزیر اطلاعات با موارد مشابه گذشته تفاوتی اساسی دارد. زیرا موارد گذشته از بی کفایتی و کم ظرفیتی مدیریت اجرایی کشور و چالش های موجود در سطوح میانی قدرت حکایت می کرد و این ماجرا مولود تضادها و چالش های آخرین مراحل روند استحاله نظام جمهوری اسلامی به سوی حکومت مطلقه فردی است.
در میان وزارت خانه هایی که طی شش سال گذشته دستخوش تغییرات گسترده شده اند وزارت اطلاعات جایگاه ویژه ای دارد. برکناری محسنی اژه ای از وزارت اطلاعات و سرپرستی آن توسط رئیس دولت نهم به روشنی حکایت از آن داشت که احمدی نژاد به این وزارت به چشمی دیگر می نگرد. براساس اطلاعات موثق آقای احمدی نژاد در مدت سرپرستی خود در وزارت اطلاعات پس از محسنی اژه ای با حضور مستمر در این وزارت خانه علاوه بر تصفیه گسترده معاونان و مدیران این وزارت، به طور ویژه وقت خود را به مطالعه پرونده های رقبای اصولگرای خود و جمع آوری مدارک و اسناد علیه ایشان اختصاص داده بود. باند احمدی نژاد با حذف محسنی اژه ای و انتخاب مصلحی به ریاست این وزارت راه تسلط کامل بر دستگاه امنیتی رسمی کشور و بهره برداری از آن برای تفوق اطلاعاتی امنیتی بر باندهای رقیب خود در حاکمیت را هموار می دید، اما آن چه از نگاه قدرت طلب و خود شیفته احمدی نژاد پنهان مانده بود، این بود که در ساختی از قدرت که رئیس دولت قرار است نقش ریاست دفتر را ایفا کند، استقلال وی در تصمیم گیری راجع به دستگاه امنیتی رسمی کشور و تسلط وی بر این دستگاه هرگز از سوی رهبری پذیرفته نخواهد شد و از این نظر هیچ فرقی نمی کند محسنی اژه ای در رأس این وزارت باشد یا مصلحی. در ادامه ماجرا، عدم تأمین انتظارات باند احمدی نژاد از سوی مصلحی، بتدریج ادامه همکاری با وی را غیر ممکن می ساخت.
اما نظر به اهمیت دستگاه امنیتی کشور و با توجه به روند شتابناک تحولات سال های اخیر در تبدیل جمهوریت به حکومت مطلقه فردی، برخلاف پیش بینی احمدی نژاد تکرار تجربه برکناری وزیر امور خارجه در مورد وزیر اطلاعات، ممکن نبود. ماجرای پرتنش بازگشت مصلحی به وزارت اطلاعات پس از برکناری وی و واکنش بخش های مختلف حاکمیت کنونی در حمایت از اقدام رهبری، البته بیانگر تفرقه و اختلاف در حاکمیتی است که با شعار ضرورت حاکمیت منسجم و یکپارچه برای خدمت به مردم و با حذف اصلاح طلبان از حاکمیت به میدان آمد و اکنون به یکی از نامنسجم ترین و بحران خیزترین حاکمیت های سیاسی ایران تبدیل شده است، اما به گمان ما این اختلاف و تفرقه کاملاً جنبه فرعی دارد و خود معلول و مرحله ای از اجرای پروژه تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت مطلقه فردی است که از سال ها قبل آغاز شد و خاتمی با اعلام این که «می خواهند رئیس جمهور تدارکاتچی باشد» از آن یاد کرد و نمایندگان مجلس ششم در تحصن خود با عنوان «هدم اساس جمهوریت نظام» نسبت بدان هشدار دادند. مطابق این طرح ، تفکیک و استقلال قوای سه گانه و انتخابات آزاد و سالم که لازمه جمهوریت نظام است منتفی و قانون اساسی بلاموضوع شده و رؤسای قوا به عنوان رؤسایدفاتر مقام فراقانونی رهبری انجام وظیفه می کنند. برای اجرای این طرح کلیه نیروهای بالقوه یا بالفعل موجود در ساختارهای حقیقی و حقوقی قدرت که می توانستند مانع شکل گیری حکومت مطلقه فردی باشند، می بایست از میان برداشته و یا تضعیف شوند. اصلاح طلبان مدافع جمهوریت نظام باید از حاکمیت حذف شوند، مرجعیت و روحانیت مستقل باید منزوی و ساکت شود، حوزه های علمیه تحت تسلط و کنترل حاکمیت در آیند، هاشمی رفسنجانی باید از ساختار قدرت حذف و یا در حاشیه قرار گیرد، شخصیت ها و چهره های باسابقه و خدوم کشور و انقلاب که با این روند موافقتی ندارند و یا حاضر به تأیید آن نیستند، به گناه بی بصیرتی باید منزوی شوند، احزاب و تشکل های سیاسی و مدنی مستقل باید منحل و یا بشدت سرکوب شوند، مطبوعات مستقل باید از بین بروند، دانشگاه ها باید کاملاً تحت کنترل در آمده و بافت دانشگاه اعم از ترکیب اساتید و دانشجویان باید به نفع اراده قدرت مطلقه تغییر کند و …. برای انجام این مأموریت مهم به فرد یا مجموعه ای نیاز بود که ضمن فقدان پایگاه و پشتوانه اجتماعی که بعدها بتواند خود مشکل آفرین شود، از جسارت و بلندپروازی لازم نیز برخوردار باشد و آقای احمدی نژاد گزینهای مناسب برای طی این دوره گذار بود.
طی شش سال گذشته احمدی نژاد به لطف حمایت مطلق و غیر مشروط رهبری و نهادهای نظامی و انتظامی و امنیتی و بهره مندی از تمامی امکانات مالی، سیاسی و اجرایی این مأموریت را به نحو احسن به انجام رسانید. او در این مسیر از هیچ فرصتی برای حذف کانون ها و موانع بالقوه و بالفعل فراروی حکومت مطلقه فردی و فراهم آوردن زمینه مداخلات فراقانونی رهبری و تبدیل نقض قانون اساسی از استثناء به یک قاعده و امری عادی و پذیرفته شده فروگذار نکرد، تا آن جا که در ماجرای برکناری مصلحی از وزارت اطلاعات و ابقای وی به دستور رهبری آن چه که کمترین توجهات را به خود جلب کرد، نقض آشکار قانون اساسی و استقلال قوای مجریه و مقننه بود. این روند وقتی با ماجراهایی نظیر فیلم «ظهور نزدیک است» و داستان های مضحکی مانند داستان تولد رهبری و کرنش های مهوعی نظیر افتادن آقای مصباح به پای ایشان و کفش بوسی و تعریف و تمجید هایی نظیر بالاتر بودن شأن ایشان از سید خراسانی و … همراه می شود، بدون این که کمترین واکنشی از انکار و تقبیح و تکذیب را در پی داشته باشد، از مراحل پایانی طرح استبداد مطلقه فردی به نام دین خبر می دهد.
بدیهی است با اعلام استعفای مصلحی و پذیرش آن از سوی احمدی نژاد، مصلحی دیگر قانوناً وزیر نیست و در صورت اصرار بر ادامه ریاست وی در وزارت اطلاعات، به موجب قانون اساسی باید جهت اخذ رأی اعتماد به مجلس معرفی شود.
ابقای مصلحی به وزارت اطلاعات پس از برکناری وی به وسیله رهبری نقض آشکار اصول 87، 103، 104، 105 و 106 قانون اساسی در موردصلاحیت های قانونی مجلس و اختیارات رئیس دولت است. به نظرسبزها دولتی که خود محصول نقض قانون اساسی و تقلب و دست برد به رأی ملت است و نیز عامل نقض مکرر قانون اساسی است، طبیعتاً نه توان دفاع از اختیارات قانونی خود را دارد و نه عزم و اراده ای برای عمل به سوگند خود در پاسداری از قانون اساسی. همچنین از مجلسی که اکثریت قاطع آن را راهیافتگان انتخاباتی نمایشی تشکیل می دهد، به هیچ وجه نباید تعجب کرد اگر برای حمایت از اقدامی که نقض آشکار صلاحیت ها و اختیارت مسلم قانونی خویش است، نامه ای با امضای دویست و ده راهیافته صادر کند. این واقعیت به همان اندازه که تعجب برانگیز نیست، تأسف بار است زیرا تعطیل کامل جمهوریت و استقرار حکومت مطلقه فردی را هشدار می دهد.
نکته مهم و اساسی فوق در کوران بحث ها و تحلیل ها در باره واقعی بودن و یا نبودن این اختلاف و عمق و دامنه آن به فراموشی سپرده شده است. این ماجرا چه واقعی و چه غیر واقعی باشد و در ادامه چه به تضعیف احمدی نژاد و احتمالاً حذف تدریجی و یا دفعی وی از قدرت بینجامد چه نینجامد، واقعیت تلخ موجود در عرصه سیاست و قدرت ایران کنونی را تغییر نمی دهد و نمی تواند تأمین کننده مطالبات جنبش مردمی سبز ایران باشد، زیرا در هر دو طرف این ماجرا آن چه که مطرح نیست رعایت قانون اساسی و احترام به میثاق ملی و مطالبات به حق ملت است. این روند چنان که از حکم ابقای مصلحی و نادیده گرفتن صلاحیت ها و اختیارات مجلس و دولت پیداست، به سوی بلا موضوع شدن قانون اساسی و تکمیل پروزه تک پایه شدن قدرت و محو کامل جمهوریت نظام پیش می رود، حال آن که حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و اجرای بی تنازل قانون اساسی در رأس مطالبات جنبش سبز قرار دارد.
(عنوان بالا، انتخاب و استنباط پیک نت است از مجموع بیانیه)
۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۰, شنبه
۱۳۹۰ اردیبهشت ۸, پنجشنبه
بمناسبت روز جهانی کارگر "آقا" فرمودند، کارگران بجای حقوق، بصیرت به خانه ببرند
علی خامنه ای که در این روزها بر تعداد دیدارها و سخنرانی هایش افزوده، روز گذشته نیز به بهانه روز جهانی کارگر، با عده ای که بنام کارگر به پیشگاه وی برده بودند دیدار و برای آنها سخنرانی کرد.
آقای خامنه ای در این دیدار، کوچکترین اشاره ای به فریادهای اعتراضی و بی وقفه کارگران ایران که از عقب افتادن حقوق، اخراج و تعطیل کارخانه ها می نالند و دست به اعتراض و تحصن می زنند نکرد. آنها که به خدمت ایشان برده شده بودند نیز حقوق نگرفته و حقوق عقب افتاده و اخراجی کارخانه ها نبودند تا از وسط جمع بلند شده و خطاب به ایشان سخن بگویند. بنابراین، مانند همیشه خود به منبر رفت و راضی از منبر پائین آمد.
خامنه ای بجای همه حرف هائی که باید می زد و نزد، گفت:
دشمن به همراه ادامه تلاش های خود در عرصه های فرهنگی، امنیتی، سیاسی و دیگر عرصه ها، روی «اقتصاد» متمرکز شده است تا میان مردم با نظام و دولت شکاف ایجاد کند. باید با همه توان و با تکیه بر اخلاص، فهم و بصیرت به مبارزه و جهاد با دشمن شتافت.
در سال جهاد اقتصادی، کار را باید محکم، دقیق و درست انجام داد.
(با کدام حقوق و کدام کارخانه و کدام تولید؟)
باید کاری کنیم که کالای داخلی در نظر مصرف کننده ایرانی و غیرایرانی کالایی مطلوب، بادوام و زیبا باشد.
(ایشان نفرمود که جلوی واردات را که از پرده بکارت تا آفتابه ساخت چین را شامل شده باید گرفت و تولید داخلی را تقویت کرد، بلکه فرمود مطلوب و بادوام بسازد!
خامنه ای اضافه کرد:
دلبستگی به تولیدات بیگانه و بی اعتنایی به تلاش کارگر ایرانی، بیماری و عادت بدی است که پول و ثروت کشور را به جیب کارگر خارجی سرازیر می کند.
(در این بخش نیز کاسه کوزه ها بر سر مصرف کننده شکسته شد و نه آنها که چای و نیشکر، گندم و ذرت، پنبه و چغندر و خلاصه هرچه که تولید می شد نابود کردند و با پول نفت تاریخی ترین واردات به کشور را سازمان بدهند.
آقا در پایان همین دیدار، شمه ای هم درباره جنبش اعتراضی منطقه برای بازدیدکنندگان سخن گفت و بی آنکه اشاره به استبداد ستیزی این جنبش بکند، به الهام بخش بودن جمهوری اسلامی برای مردم منطقه کرد! و در پایان نیز "توفیق روزافزون ملت ایران" را نشانه صدق وعده های الهی دانستند.
نگاهی به فیلم حمله مردم برای گرفتن مرغ تعاونی که هنوز در صفحه اول پیک نت قابل دسترسی است بیاندازید تا میزان آن توفیق ادعائی ایشان مشخص شود!
برای آزادی موسوی و کروبی راه کار ارائه کنیم/ سبز ها به خود بیایید هفتــــــــاد روز گــــذشــت!
دلگیرم از خودم , دلگیرم از تو, از همه ی سبز ها دلگیرم! سایت های سبز می گویند که 70 روز گذشته است اما دلتنگی من به مانند سال ها دوریست.به خاطر کوتاهی ماست که موسوی و کروبی هنوز در حصر اند.هر چه زودتر باید کاری کنیم, به خود می آییم و اعلام می شود که 70 روزِ دیگر هم گذشته! همه ی سبز ها چه وبلاگ نویس و چه احزاب باید به دنبال پیدا کردن راه حلی برای این موضوع باشند.من 2 پیشنهاد دارم:1.آغاز سردادن شعار های شبانه به صورت مستمر(تصور کن میر عزیز و شیخ شجاع ما وقتی که صدای شعار های شبانه مارا می شنوند چه حالی پیدا می کنند)2. تعیین روزی (شاید 11 اردیبهشت!) برای ماندن در خیابان تا آزادی رهبرامان در سر هر کسی فکری وجود دارد. منتظر کسی نباشید که بگوید فلان کار را بکنید و ما انجام دهیم. نظراتتون و بیان کنید تا به یک روش واحد برسیم و آن را انتخاب کنیم. مطمعاً باشید با کوتاهی ما آنها آزاد نمی شوند و دیکتاتور ها هیچ گاه از زندانی کردن خسته نمی شوند! از تاریخ درس بگیریم, گاندی هم بدون جرم بیست و چند سال را در زندان به سر برد(حالا نیاید بگید چرا مقایسه..)! سبزها وقت را از دست ندهید..
۱۳۹۰ اردیبهشت ۶, سهشنبه
در آستانه روز کارگربرنامه ریزی دولت برای محدودیت تشکل های کارگری و همراهان جنبش سبز
با نزدیک شدن ۱۱ اردیبشت، روز کارگر، اخبار حکایت ازبرنامه ریزی های دولتی برای "اسلامی کردن" فضای کار دارد؛ این در حالیست که فعالین تشکل های کارگری و همچنین همراهان جنبش سبز با یاداوری این روز، به تشریح شرایط کارگران در کشور پرداخته و کارگران را به گرامیداشت این روز دعوت کرده اند.در همین راستاشورای هماهنگی راه سبز امید هم با انتشاربیانیه ای به استقبال روز کارگر رفت.در این بیانیه اشاره ای به مشارکت در مراسم روز کارگر نشده اما با تاکید براینکه "حاکمیت اجازه طرح هیچگونه انتقادی به این شرایط را بر نمی تابد" از رسانه ها و شبکه های اجتماعی خواسته شده به مشکلات اقتصادی، خواسته ها و مطالبات کارگران و زحمتکشان توجه کنند. همزمان مسئول سازمان بسیج کارگری نیز در نشستی با خبرنگاران با بیان اینکه "هدف بسیج کارگری کمک به دولت در اسلامی کردن فضای کار است"، از جذب "یک میلیون نفر" در بسیج کارگری تا پایان برنامه پنجم توسعه خبر داد.
۱۳۹۰ اردیبهشت ۴, یکشنبه
نگاهی به سخنان و ادعاهای رهبر حق با آقای خامنه ایست "سگ زرد، برادر شغال است"
علی خامنه ای روز گذشته طی سخنانی که برکناری و ابقای وزیر اطلاعات و بی اهمیت بودن این مسئله – به تعبیر و ادعای ایشان- محور آن بود، گفت "تا زمانی که زنده ام و مسئولیت دارم، نخواهم گذاشت "حرکت عظیم ملت به سوی آرمان ها ذره ای منحرف شود".
آرمان های ملت ایران آشکارتر از آنست که رهبر جمهوری اسلامی مدعی جلوگیری از انحراف آنها شده است. در واقع خود ایشان پرچمدار انحراف از آرمان های مردم است. یعنی همان آرمان هائی که مردم برای آن انقلاب کردند. یعنی جمع کردن بساط سلطنت و خودکامگی، آزادی و رفاه ملی همراه با استقلال ملی.
درباره رفاه ملی، آخرین نمونه را به نقل از سایت های خبری داخل کشور در همین شماره پیک نت عکسی را می بینید که مربوط به بیرون انداختن دو بیمار از بیمارستان است. ماه ها عقب افتادن حقوق کارگران بزرگترین و کوچکترین کارخانه های ایران که تقریبا هر روز خبرهای آن منتشر می شود نیز مکمل این عکس است. درباره آزادی هم کافی است نگاهی به شمار زندانیان سیاسی زندان ها و موقعیت مطبوعات و رسانه ها انداخته شود. ضمن آن که شمار زندانیان غیر سیاسی که عموما بدهکاران، معتادان، قاتلین، قربانیان فحشاء و... هستند نیز خود داستانی است بدون شرح از وضع اسف بار معیشت و کار و در آمد مردم. در این میان می ماند استقلال. اگر معنای استقلال تهدید دیگران و شاخ و شانه کشیدن های بیهوده و لوله کشی نفت و پول نفت به برخی کشورها به امید ترویج تشیع و سنگر سازی اتمی نباشد، می ماند موقعیت اقتصادی کشور که تعیین کننده استقلال است. کشوری که 67 میلیارد دلار واردات سالانه دارد و سرداران تاجر پیشه و تجار اسلام پیشه تا "پرده بکارت" را از چین و ژاپن وارد می کند، نمی تواند مستقل باشد. چنین کشوری اسیر و برده است و همین واردات، نوع و موقعیت سیاسی کشور را رقم می زند.
بنابراین، آقای خامنه ای می خواهد ذره ای از این فاجعه ای که بعد از بیش از دو دهه رهبری و 8 سال ریاست جمهوری برای کشور بوجود آورده، کوتاه نیآمده و آن را ادامه بدهد!
آقای خامنه ای در سخنرانی خود گفت، ماجرای برکناری و ابقای وزیر اطلاعات موضوع چندان مهمی نبود، اما "دستگاه های تبلیغاتی دشمن" در مورد آن جنجال کردند.
شاید این یگانه سخن درست خامنه ای در سخنرانی اش بود. برای مردم کوچکترین تفاوتی نمی کند که اژه ای وزیر اطلاعات باشد و یا مصلحی، مشائی معاون احمدی نژاد باشد و یا رحیمی.
باز هم به اجبار باید متوسل شد به یکی از ضرب المثل های شیوا و گویای فارسی: "سگ زرد، برادر شغال است!"
منبع خبرپیک نت
آرمان های ملت ایران آشکارتر از آنست که رهبر جمهوری اسلامی مدعی جلوگیری از انحراف آنها شده است. در واقع خود ایشان پرچمدار انحراف از آرمان های مردم است. یعنی همان آرمان هائی که مردم برای آن انقلاب کردند. یعنی جمع کردن بساط سلطنت و خودکامگی، آزادی و رفاه ملی همراه با استقلال ملی.
درباره رفاه ملی، آخرین نمونه را به نقل از سایت های خبری داخل کشور در همین شماره پیک نت عکسی را می بینید که مربوط به بیرون انداختن دو بیمار از بیمارستان است. ماه ها عقب افتادن حقوق کارگران بزرگترین و کوچکترین کارخانه های ایران که تقریبا هر روز خبرهای آن منتشر می شود نیز مکمل این عکس است. درباره آزادی هم کافی است نگاهی به شمار زندانیان سیاسی زندان ها و موقعیت مطبوعات و رسانه ها انداخته شود. ضمن آن که شمار زندانیان غیر سیاسی که عموما بدهکاران، معتادان، قاتلین، قربانیان فحشاء و... هستند نیز خود داستانی است بدون شرح از وضع اسف بار معیشت و کار و در آمد مردم. در این میان می ماند استقلال. اگر معنای استقلال تهدید دیگران و شاخ و شانه کشیدن های بیهوده و لوله کشی نفت و پول نفت به برخی کشورها به امید ترویج تشیع و سنگر سازی اتمی نباشد، می ماند موقعیت اقتصادی کشور که تعیین کننده استقلال است. کشوری که 67 میلیارد دلار واردات سالانه دارد و سرداران تاجر پیشه و تجار اسلام پیشه تا "پرده بکارت" را از چین و ژاپن وارد می کند، نمی تواند مستقل باشد. چنین کشوری اسیر و برده است و همین واردات، نوع و موقعیت سیاسی کشور را رقم می زند.
بنابراین، آقای خامنه ای می خواهد ذره ای از این فاجعه ای که بعد از بیش از دو دهه رهبری و 8 سال ریاست جمهوری برای کشور بوجود آورده، کوتاه نیآمده و آن را ادامه بدهد!
آقای خامنه ای در سخنرانی خود گفت، ماجرای برکناری و ابقای وزیر اطلاعات موضوع چندان مهمی نبود، اما "دستگاه های تبلیغاتی دشمن" در مورد آن جنجال کردند.
شاید این یگانه سخن درست خامنه ای در سخنرانی اش بود. برای مردم کوچکترین تفاوتی نمی کند که اژه ای وزیر اطلاعات باشد و یا مصلحی، مشائی معاون احمدی نژاد باشد و یا رحیمی.
باز هم به اجبار باید متوسل شد به یکی از ضرب المثل های شیوا و گویای فارسی: "سگ زرد، برادر شغال است!"
منبع خبرپیک نت
۱۳۹۰ اردیبهشت ۳, شنبه
وقتی کسی خود را می سوزاند باور کنید که به انتهای راه جمهوری اسلامی رسیده ایم. روز کارگر روز پیوند جنبش با کارگران
وقتی کسی خود را می سوزاند باور کنید که به انتهای راه رسیده است و این تنها انتهای راه او نیست، انتهای راه جمهوی اسلامیست ، این انتهای راه برای او و شاید راهی جدید برای کسانیست که هنوز در باوری اشتباه گرفتارند که این حکومت اصلاح خواهد شد، باید دید و درس گرفت و اجازه نداد باری دیگر کارگران زحمت کشی که هنوز به باور نرسیده اند که می توانند بدنه اصلی جنبش را تشکبل دهند خود را به فلاکت رسانند هرچند پیامی عمیق در آن نهفته باشد، سال آگاهی تا رهایی را وقتی با جهاد اقتصادی جادوگر تاریخ مقایسه میکنیم خواهیم فهمید آگاهی اقتصادی امروز بزرگترین پیام برای کاخ نشینان سلطنتی با روبند دین است، راه را بر دیگران نبندیم و برای رسیدن به آگاهی خود را در صف مقدم این جبهه قرار دهیم ،چگونه است که کارگری از شدت فقر خود را می سوزد و ما پشت درهای بسته به انتظار برنامه ای از سوی تشکلها هستیم، به راستی فراموش نکرده ایم که پیروزی این جنبش تنها با همراه کردن قشر پایین و کارگری جامعه با بدنه اصلی جنبش میسر خواهد شد، قشری که به واقع مورد حجوم سیاستهای کثیف دولتی هرزه شده است و رو به زوال و نابودیست ، با یارانه ها چه مردمی که به خیالی باطل دولتی خدمتگذار و به تازگی دولتی منتظر منجی عالم را پشت سر خود دارند و چه خام می اندیشند این سیاه رویان زمانه، روز کارگر نزدیک است و باز شاید میعاد جنبشی سبز که به تازگی از آتش سوختن پروانه ای سرخ شده، باید اندیشه کرد آگاه شد و دست در دست هم به سوی آزادی پرواز کرد، به روزی می اندیشیم که کارگران این مرز و بوم هیچ گاه احساس یاس و نا امیدی را در درون خود حس نکرده و همراه ما به سرزمنی آزاد بیا ندیشند آن روز از امروز آغاز خواهد شد، روز کارگر نزدیک و ما منتظر نوشته ای دیگر
۱۳۹۰ فروردین ۳۱, چهارشنبه
کسی رییس جمهور محترم را نمی خواهد از خواب بیدار کند؟/سخنرانی سراسر توهم ا.ن در دانشگاه تهران
تنها فردی که در تاریخ چند هزار سال این کشور در مورد استعدادهای کشور مطالعه داشته منم!...خدا را شكر كه ايران را تحريم كردند...بزودی با سفر به افریقا نقشه منابع غني اين كشورها را به آنها هديه ميكنيم....در جهان كمتر ملتي وجود دارد كه يك دستگاهي را ببيند و از روي عكس، آن را بسازد و اين استعداد شگرف در ملت ايران وجود دارد...افق نهایی حرکت ایران نجات کل بشریت است.دکتر احمدی نژاد در سخنرانی خود ضمن بیان عظمت های کشور ایران از رسالت تاریخی ایران برای تغییر جهان، شگفتیهایی در کپی کردن تکنولوژی های پیشرفته بوسیله دانشمندان ایرانی، و معرفی خود بعنوان فردی که در تاریخ چند هزار ساله کشور نمونه مشابهی نداشته است، برای اساتید دانشگاه تهران نکات قابل تاملی را بیان نمود، که به نظر می رسد لازم است محتوای این سخنان را کارشناسان باید موشکافی نموده و از عواقب تصورات غیر واقعی ایشان را مطلع سازند. به گزارش "آرمان ایران" احمدينژاد در سخنرانی امروز خود که بمناسبت افتتاح دانشکده علوم و فنون دانشگاه تهران ایراد می شد ضمن آنکه خود را در تاریخ چند هزار ساله کشور فردی استثنایی می شمرد، گفت: "به عنوان برادر و خادم كوچك شما كه همهجاي ايران را ديده است و تنها كسي كه در تاريخ چند هزار ساله اين كشور ظرف مدت چند سال علاوه بر حضور در مناطق مختلف ايران در مورد هر منطقه و تاريخ استعدادهاي طبيعي آن مطالعه داشته است، شهادت ميدهم كه خداي متعال در اين سرزمين نوراني همه استعدادهاي لازم براي الگو شدن و پيشرفت را قرار داده است." از "عنایت خداوند متعال" در سخنان ایشان و میزان استعدادهای کشور ایران که بگذریم، نمی دانیم چرا ایشان در سخنرانی های هیجانی، ناگهان خود را فردی فوق العاده با توانایی های ویژه ای می بیند که اینک از باور معجزه هزاره سوم می رود به مجعزه چند هزار ساله خود را مبدل نماید! این تصور اشتباه قطعا مشکلاتی را در مدیریت به همراه خواهد آورد که نه تنها کارشناسان سیاسی و تاریخ دانها از میزان تخریب این ابده غیر واقعی مطلعند،بلکه همه مردم نیز از عواقب ان می ترسند. او این شیوه غلو آمیز را در تبیین توانایی های امت ایران نیز ادامه می دهد و می گوید: "در جهان كمتر ملتي وجود دارد كه يك دستگاهي را ببيند و از روي عكس، آن را بسازد و اين استعداد شگرف در ملت ايران وجود دارد." (!) به عبارتی آن دانشمندی که دستگاه را اختراع کرده، آن کشوری که زمینه های دستیابی به علم های پیشرفته را فراهم نموده، و مجموعه هایی که به دستاوردهای بزرگ بشری رسبده اند هیچکدام استعداد ما را در کپی و پیست کردن آن تکنولوژی ها نداشته اند، و استعداد شگرف ملت ایران را باید در کپی ناقصش از عکس آن دستگاه بیان کرد!
اشتراک در:
پستها (Atom)
