۱۳۹۰ فروردین ۲۹, دوشنبه

گزارش های محرمانه وزیر اطلاعات برای رهبر شایعات و گمانه زنی ها در باره استعفا و ابقای وزیر اطلاعات

استعفای وزیر اطلاعات و قبول آن از سوی احمدی نژاد، سپس دستور علی خامنه ای به وزیر اطلاعات "مصلحی" برای باقی ماندن در راس این وزارتخانه، نه تنها در راس خبرها، بلکه در راس شایعات و گمانه زنی های چند روز اخیر در محافل حکومتی بوده است.
عده ای بر این نظرند که مصلحی به این دلیل استعفا داد که از هیات مدیره روزنامه ایران کنار گذاشته شده بود.
برخی بر این عقیده اند که اختلاف بین وزیر اطلاعات و احمدی نژاد، در اصل اختلاف بین حسین طائب رئیس سازمان اطلاعات و امنیت سپاه و مصلحی است و احمدی نژاد در جبهه طائب قرار دارد.
این شایعه نیز وجود دارد که علی خامنه ای هنگام برکناری منوچهر متکی از وزارت خارجه، به احمدی نژاد گفته بود که این آخرین تغییر در کابینه است و به همین دلیل جلوی تغییر وزیر اطلاعات ایستاد.
این گمان نیز قوی است که مصلحی بتدریج مانند حجت الاسلام پورمحمدی اولین وزیر کشور کابینه احمدی نژاد که اکنون رئیس سازمان بازرسی است، نقش چشم و گوش خامنه ای در هیات دولت را پیدا کرده بود و احمدی نژاد که برای پر کردن مجلس آینده از اعضای باند خود خیز برداشته، حاضر به تحمل چنین چشم و گوشی نیست. ظاهرا این آخرین گمان، قوی تر از هر گمانه زنی و شایعه دیگری است. بویژه که د رابتدای هفته گذشته در محافل سیاسی جمهوری اسلامی شایع بود که وزیر اطلاعات، از روی سر احمدی نژاد یک گزارش کامل از ارتباط های رحیم مشائی در خارج از کشور با محافلی که خود را سبز و سکولار می نامند و همچنین به بهانه لوح کورش با محافلی در انگلستان و سلطنت خواهان درارتباط قرار گرفته، تهیه کرده و راسا به علی خامنه ای داده بود. در این گزارش نام برخی اطرافیان دیگر احمدی نژاد نیز ذکر شده و به همین دلیل دستور تحقیق عمیق تر در باره این ارتباط ها و فعالیت ها از سوی خامنه ای صادر شده بود.
با آنکه هیچ اظهار نظر رسمی در باره این شایعات و احتمالات انتشار نیافته، اما در هر کدام از آنها می تواند هسته های از واقعیت وجود داشته باشد. واقعیتی که باید از در برکناری ها و برگماری ها و سخنرانی ها و گوشه و کنایه زدن ها، آن را حدس زد!خ-رنشان دادکه این شاه است که تصمیم میگیردبقیه کشگ است .

۱۳۹۰ فروردین ۲۷, شنبه

آیت الله اردبیلی حرف می زند، حاج سعید تاجیک عمل می کند؟ علی مطهری در مجلس حرام زاده ای که نام پدرش را زنده کرد!

مت یکپارچه ای که آقای خامنه ای با دولت احمدی نژاد تشکیل داده بود، حالا به حکومت 8 پاره که تازه به همین اندازه حاشیه نشین حکومتی نیز دارد!
سعید تاجیک، فرمانده بسیج شاه عبدالعظیم و شهر ری، که سرپرستی تیم حمله به فائزه هاشمی دختر هاشمی رفسنجانی را برعهده داشت و اطرافیانش با گفتن "سعید، سعید" او را تشویق به ادامه رکیک ترین کلمات می کردند، هفته گذشته با سایت "روز" مصاحبه کرد. او دراین مصاحبه، چنان حرف زد که شعبان بی مخ هم تا این حد بی پروا و دریده نبود.
دو نکته را مطرح کرد. اول این که در بازداشت نیست و پشت میز کارش است و به این ترتیب محسنی اژه ای دادستان کل دروغ گفته که او در بازداشت است. دوم این که در جمع آنهائی که با کلمات رکیک از آنها نام برد، علی مطهری، پسر ایت الله مطهری را که اکنون نماینده مجلس است "حرام زاده" و"ولد زنا" خطاب کرد. تصور نمی کنیم، نیازی به معنا کردن حرام زاده باشد!
شعبان بی مخ در اشاره به نقشش در کودتای 28 مرداد همه جا می گفت "من شعبان تاج بخش" هستم، امثال سعید تاجیک هم می گویند که "ولایت بخش" اند. یعنی با کودتای 22 خرداد و جنایاتی که مرتکب شدند عمامه ولایت را بر سر آقای خامنه ای نگهداشتند. بنابراین اگر چادر هم از سر دختر هاشمی رفسنجانی در شاه عبدالعظیم بر میداشتند کسی نمی توانست آنها را سر جایشان بنشانند. چون آنها آقا را روی صندلی اش نشانده اند!
اما…
روزگذشته سایت "سلام" از ملاقات اعضای فراکسیون دانشگاهیان مجلس با آیت الله موسوی اردبیلی خبر داد. آیت الله اردبیلی دراین دیدار گفت:
زمانی که بنده در رأس دستگاه قضایی بودم بعضاً شاهد اختلاف نظرهایی میان مجلس و دولت بودیم، اما امام خمینی همواره تأکید می کردند که مجلس نباید ضعیف شود. اگر مجلس قوی نباشد، رفته رفته در مملکت هیچ چیز نخواهیم داشت.
در جایی که مجلس چیزی را تصویب کند، و برخی بگویند که دولت آن را انجام نمی دهد، باید پرسید که مگر مملکت ارث پدری شان است؟ اگر مجلس چیزی را، حال خوب یا بد، تصویب می کند دولت نباید در مقابل آن بایستد؛ چرا که باید قدرت مجلس همواره حفظ شود.
آقای علی مطهری در مجلس شورای اسلامی با این کارهایی که در مجلس شورای اسلامی انجام دادند، ‌نام پدرش را در جامعه زنده کرد.

۱۳۹۰ فروردین ۲۵, پنجشنبه

گاز- آب - برق سه ضلع مثلث مقاومت منفی

های مرحله دوم مصرف گاز آماده ارسال به خانه ها شده، اما از بیم واکنش تند مردم، فعلا دست نگهداشته اند. نایب رئیس هیات مدیره شرکت گاز روز گذشته در سیمای جمهوری اسلامی ظاهر شده و برای آرام کردن مردم گفت که متخصصان شرکت گاز برای رسیدگی به اعتراض های مردم به خانه ها مراجعه خواهند کرد و اگر لازم بود قبض جدید صادر می کنند. محاسبه مصرف گاز پلکانی بوده و مشترکان نباید بترسند! ضمنا قبض هائی که تاکنون بصورت پلکانی صادر شده به این دلیل ارقام آن بالاست که مربوط به مصرف زمستانی است. قبض های تابستانی ارزان تر خواهد شد!
همین مقام وعده قسط بندی قبض های گاز را داد و گفت که این قسط بندی شامل آن دسته از مشترکان می شود که پر مصرف اند و 10 در صد کل مشترکان خانگی را تشکیل میدهند.
از سوی دیگر روز گذشته درمجلس مطرح شد:
کشاورزان و دامپروران گرفتار نرخ بالای برق چاه‌های کشاورزی شده اند. شرایط به‌گونه‌ای شده که یک چاه کشاورزی که در گذشته پول برقش 200 هزار تومان می‌شد، امروز 10 برابر افزایش یافته است. با این وضع، کشاورزانی که از چاه کشاورزی استفاده می‌کنند، کشت بهاره نخواهند داشت زیرا تولید به صرفه نخواهد بود.
ضلع سوم این مثلث قبض های آب مصرفی است که بزودی این قبض ها نیز بانگ اعتراض مردم را بلند خواهد کرد.

۱۳۹۰ فروردین ۲۲, دوشنبه

بحث روز در حاکمیت آغاز جنگ مذهبی- منطقه ای و یا پرهیز از این جنگ؟

کشاکش بر سر ورود به یک جنگ منطقه ای، به بهانه دخالت نظامی عربستان سعودی در بحرین، از یکسو و پرهیز از افتادن در چنین دامی از سوی دیگر، نه تنها درعالی ترین سطوح نظامی، بلکه در مجلس اسلامی نیز جریان یافته و گسترش پیدا کرده است.
این کشاکش، باز می گردد به آن بخش از سخنرانی سانسور شده علی خامنه ای در دیدار با فرماندهان نظامی در دیدار 16 فروردین که در آن به فرماندهان نظامی، نسبت به خطر یک جنگ مذهبی در منطقه هشدار داد. پس از این هشدار، احمدی نژاد در اولین مصاحبه خود در سال جدید، در پاسخ به اجلاس شورای همکاری خلیج فارس آنها را تهدید نظامی کرده و توصیه کرد به نقشه بزرگ ایران نگاه کنند! این نظر، ظاهرا مغایر هشدار رهبر جمهوری اسلامی بود و به همین دلیل، چند روز پس از آن، وی این سخنان را در جریان سفر به کرمانشاه و سخنرانی های مرسوم در این سفرها اصلاح کرد و گفت که جمهوری اسلامی از سیاست دوستی در منطقه پیروی می کند!
ادامه کشاکش ها، نشان میدهد که مسئله افتادن ایران در دام یک جنگ منطقه ای همچنان جدی است و این جنگ آتش بیارانی در حاکمیت کودتائی جمهوری اسلامی دارد که به تلاش خود، با هدف یک سره کردن کار قدرت در جمهوری اسلامی ادامه میدهند. چنان که کار به رقابت نیز کشیده است!
حسن "غفوری‌فرد" عضو قدیمی جبهه راستگرای جمهوری اسلامی که اکنون بعنوان یکی از اعضای جبهه باصطلاح اصولگرایان در مجلس حضور دارد، روز گذشته گفت:
"پیشنهاد استفاده از نیروی نظامی جهت کمک به مردم بحرین، اقدامی است خلاف قانون اساسی، مگر این که جمهوری اسلامی در خطر باشد که در این باره نیز نیازمند تشخیص فرمانده کل قواست! در صورتی‌که ولی‌فقیه مصلحتی را تشخیص دهند، حتما انجام خواهد شد. ورود به جنگ ممکن است دامنه کار را خیلی مشکل‌تر کند و حتما خاورمیانه دچار یک اشتعال عظیم خواهد شد که معلوم نیست که به کجا می‌رسد."
در مخالفت با همین نظر، روح الله حسینیان، نماینده دیگر مجلس، که خود را نجات دهنده تاج و تخت ولایت علی خامنه ای می داند و دست دراز امنیتی احمدی نژاد است، روز گذشته در مصاحبه با "خبرآنلاین" گفت:
" جمهوری اسلامی باید نیروهای نظامی خود را آماده کند و اجازه ندهد مرزهای عربستان سعودی به ایران نزدیک شود. اکنون یک فرصت استثنایی پیش آمده و نباید از این فرصت، بخاطر محافظه کاری کنار بکشیم و اجازه دهیم دشمنان ما در منطقه به اشغال نظامی بپردازند."
در یک خبر دیگر، دار و دسته های حرفه ای کفن پوش که وابسته به شبکه مصباح یزدی و حجتیه اند، روز گذشته در نزدیکی کنسول‌گری عربستان در مشهد باصطلاح تظاهرات اعتراضی کردند! این تجمع در مقابل مسجد امام سجاد(ع) که حوالی کنسول‌گری عربستان (انتهای بولوار سجاد) قرار دارد انجام شد.
این مجموعه را، سخنان سرلشگر فیروز آبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی که سایه خامنه ای در نیروهای مسلح است کامل می کند. او نیز در حاشیه یک همایش که خبر آن بصورت مستقل در همین شماره پیک نت منتشر شده گفت: "بنای جمهوری اسلامی درگیری با سایر کشورها نیست. بنای جمهوری اسلامی ایران بر جنگ نیست. بنابراین این مسأله در استراتژی ما وارد نمی‌شود."

۱۳۹۰ فروردین ۲۰, شنبه

بخشی از نامه "نرگس محمدی" به رئیس قوه قضائیه و دادستان تهران تقی رحمانی را حبس کرده اید لااقل جرمش را بگوئید!

اینجانب همسر تقی رحمانی این نامه را پس از گذشت قریب به دو ماه ازبازداشت وی خدمت شما بزرگواران می‌نویسم. تقی رحمانی در تاریخ 20/11/89 و در ساعت 23، شبانه و بدون حکم قضایی بازداشت شد. آنچه موجب شد این نامه را به عنوان یک شهروند ایرانی خدمت ریاست محترم قوه قضاییه و دادستان محترم بنویسم، مشاهده نقض مکرر قانون در مورد حقوق اینجانب، همسرم و
فرزندانم می‌باشد. لطمات این قانون‌گریزی، تحمیل خسارت به جان و مال و روح و روان من و خانواده‌ام بوده است.
قریب به دو ماه از بازداشت همسرم می‌گذرد. او نویسنده و روزنامه‌نگار است و اتهام او، قلم و زبان او است.
با کدام مرام و مکتبی می‌توان توجیه کرد که انسانی را شبانه و بدون حکم قانونی و پس از شکستن در حریم خصوصی و منزل او و در مقابل چشمان دو کودک 4 ساله بازداشت کنند. در حالی که می‌دانند در منزلی که به آن هجوم غیرقانونی می‌برند، زنی بیمار و تحت معالجه و مداوا حضور داد که ماه‌ها پیش در سلول‌های زندان، بیمار شده است و چنین وقایعی موچب تشدید بیماری وی می‌شود.
ما و همه عزیزان در بند و خانواده ایشان انسان و هموطنان شما هستیم. شما حاکمان این سرزمین و ما شهروندان ایرانیم. حاکمان حافظان حقوق شهروندان و پاسخگو به درخواست‌های آنان هستند. میثاقی بین ما و شما حاکمان است که ملتی شریف، بهایی سنگین برای آن پرداخت کرده‌اند. بهای این قانون، خون انسان‌هایی پاک بوده است و اکنون چه دشوار است که شاهد باشیم قانون توسط
برخی حافظان آن یعنی برخی از مسئولان نه تنها پاس داشته نمی‌شود بلکه زیر پا گذاشته می‌شود
این نامه، دادخواهی خانواده‌ای ایرانی است که عزیزی در بند دارد.

بخشی از نامه "نرگس محمدی" به رئیس قوه قضائیه و دادستان تهران تقی رحمانی را حبس کرده اید لااقل جرمش را بگوئید!

اینجانب همسر تقی رحمانی این نامه را پس از گذشت قریب به دو ماه ازبازداشت وی خدمت شما بزرگواران می‌نویسم. تقی رحمانی در تاریخ 20/11/89 و در ساعت 23، شبانه و بدون حکم قضایی بازداشت شد. آنچه موجب شد این نامه را به عنوان یک شهروند ایرانی خدمت ریاست محترم قوه قضاییه و دادستان محترم بنویسم، مشاهده نقض مکرر قانون در مورد حقوق اینجانب، همسرم و
فرزندانم می‌باشد. لطمات این قانون‌گریزی، تحمیل خسارت به جان و مال و روح و روان من و خانواده‌ام بوده است.
قریب به دو ماه از بازداشت همسرم می‌گذرد. او نویسنده و روزنامه‌نگار است و اتهام او، قلم و زبان او است.
با کدام مرام و مکتبی می‌توان توجیه کرد که انسانی را شبانه و بدون حکم قانونی و پس از شکستن در حریم خصوصی و منزل او و در مقابل چشمان دو کودک 4 ساله بازداشت کنند. در حالی که می‌دانند در منزلی که به آن هجوم غیرقانونی می‌برند، زنی بیمار و تحت معالجه و مداوا حضور داد که ماه‌ها پیش در سلول‌های زندان، بیمار شده است و چنین وقایعی موچب تشدید بیماری وی می‌شود.
ما و همه عزیزان در بند و خانواده ایشان انسان و هموطنان شما هستیم. شما حاکمان این سرزمین و ما شهروندان ایرانیم. حاکمان حافظان حقوق شهروندان و پاسخگو به درخواست‌های آنان هستند. میثاقی بین ما و شما حاکمان است که ملتی شریف، بهایی سنگین برای آن پرداخت کرده‌اند. بهای این قانون، خون انسان‌هایی پاک بوده است و اکنون چه دشوار است که شاهد باشیم قانون توسط
برخی حافظان آن یعنی برخی از مسئولان نه تنها پاس داشته نمی‌شود بلکه زیر پا گذاشته می‌شود
این نامه، دادخواهی خانواده‌ای ایرانی است که عزیزی در بند دارد.

بخشی از نامه "نرگس محمدی" به رئیس قوه قضائیه و دادستان تهران تقی رحمانی را حبس کرده اید لااقل جرمش را بگوئید!

اینجانب همسر تقی رحمانی این نامه را پس از گذشت قریب به دو ماه ازبازداشت وی خدمت شما بزرگواران می‌نویسم. تقی رحمانی در تاریخ 20/11/89 و در ساعت 23، شبانه و بدون حکم قضایی بازداشت شد. آنچه موجب شد این نامه را به عنوان یک شهروند ایرانی خدمت ریاست محترم قوه قضاییه و دادستان محترم بنویسم، مشاهده نقض مکرر قانون در مورد حقوق اینجانب، همسرم و
فرزندانم می‌باشد. لطمات این قانون‌گریزی، تحمیل خسارت به جان و مال و روح و روان من و خانواده‌ام بوده است.
قریب به دو ماه از بازداشت همسرم می‌گذرد. او نویسنده و روزنامه‌نگار است و اتهام او، قلم و زبان او است.
با کدام مرام و مکتبی می‌توان توجیه کرد که انسانی را شبانه و بدون حکم قانونی و پس از شکستن در حریم خصوصی و منزل او و در مقابل چشمان دو کودک 4 ساله بازداشت کنند. در حالی که می‌دانند در منزلی که به آن هجوم غیرقانونی می‌برند، زنی بیمار و تحت معالجه و مداوا حضور داد که ماه‌ها پیش در سلول‌های زندان، بیمار شده است و چنین وقایعی موچب تشدید بیماری وی می‌شود.
ما و همه عزیزان در بند و خانواده ایشان انسان و هموطنان شما هستیم. شما حاکمان این سرزمین و ما شهروندان ایرانیم. حاکمان حافظان حقوق شهروندان و پاسخگو به درخواست‌های آنان هستند. میثاقی بین ما و شما حاکمان است که ملتی شریف، بهایی سنگین برای آن پرداخت کرده‌اند. بهای این قانون، خون انسان‌هایی پاک بوده است و اکنون چه دشوار است که شاهد باشیم قانون توسط
برخی حافظان آن یعنی برخی از مسئولان نه تنها پاس داشته نمی‌شود بلکه زیر پا گذاشته می‌شود
این نامه، دادخواهی خانواده‌ای ایرانی است که عزیزی در بند دارد.